داستان فردی به نام نیشیجیما هیدتوشی که یک بازیگر و کارگردان صحنه می باشد که خوشبختانه با همسر نمایشنامه نویس خود ازدواج کرده است. اما روزی از روزها بدون هیچ دلیلی ناپدید می شود و...
داستان فردی به نام نیشیجیما هیدتوشی که یک بازیگر و کارگردان صحنه می باشد که خوشبختانه با همسر نمایشنامه نویس خود ازدواج کرده است. اما روزی از روزها بدون هیچ دلیلی ناپدید می شود و...
«کافوکو» (هیدتوشی نیشیجیما) بازیگر کارکشته تئاتر است که نمایشی از چخوف، «دايي وانیا»، را با گروهی از بازیگران جوان کارگردانی میکند. او با خودروی قرمز سابش به محل اجرا میآید و مصمم است فقط خودش رانندگی کند؛ اما این برخلاف سیاست سالن تئاتر است و خیلی زود در اختیار میگیرد «میساکی» (توکو میورا)، زنی کمحرف و توانا. با آشنا شدن تدریجی این دو با هم...
«کافوکو» (هیدتوشی نیشیجیما) بازیگر کارکشته تئاتر است که نمایشی از چخوف، «دايي وانیا»، را با گروهی از بازیگران جوان کارگردانی میکند. او با خودروی قرمز سابش به محل اجرا میآید و مصمم است فقط خودش رانندگی کند؛ اما این برخلاف سیاست سالن تئاتر است و خیلی زود در اختیار میگیرد «میساکی» (توکو میورا)، زنی کمحرف و توانا. با آشنا شدن تدریجی این دو با هم و نزدیک شدن کافوکو به گروه جدیدش، گذشتهاش برملا میشود: ازدواجش با نمایشنامهنویسی مشهور که به تراژدی انجامید؛ و همچنین شیاطین درونی رانندهاش که بهطرزی کاملاً پلاتونیک شروع به پر کردن خلأهای زندگی یکدیگر میکنند.
در داستان نکات خاصی دیده میشود؛ از جمله شخصیت خوشچهره و مرموز «کوجی» (ماساکی اوکادا) که خط داستانیاش بهطرز جذابی با زندگی مربیاش درآمیخته است. فیلم ریتم خاصی دارد که یا از ابتدا شما را همراه میکند یا نه؛ دیالوگها نسبتاً کمحجماند و گاهی شاید بیش از حد اندک بهنظر برسند، و با تقریباً سه ساعت مدت زمان، در مقاطعی ممکن است کمی خستهکننده شود. بهنظر میرسد کارگردان ریوسوکه هاماگوچی تا حدی در شیوهٔ اجرایش ناخودآگاه افراط کرده؛ از نظر فیلمبرداری فیلم گاهی سست بهنظر میآید و عنوان فیلم هم گوشزد میکند که بخشهایی بیشتر شبیه یک فیلم جادهای هستند. با این حال فیلم نسبتاً آسانتماشا است و با وجود نیاز به تمرکز، تناسب قرار گرفتن نمایش چخوف در دلِ اثر نیز بجا بهنظر میرسد. تماشای آن روی پردهی بزرگ ترجیح دارد؛ چون احتمال دارد در تلویزیون توجه بیننده پس از مدتی پرت شود.
این فیلم را میتوان تقریباً یک درام کامل دانست. شاید آمریکاییها و بهویژه بینندگان جوانتر ریتم فیلم را درک نکنند، اما دو ویژگی باعث شدهاند این اثر بهعنوان «فیلم بازیگران» شناخته شود. اول، اجرای نمایش در دلِ فیلم: نمایش داخل فیلم همان «دايي وانیا»ی چخوف است که مثل بسیاری از کلاسیکهای روسیه دربارهی سرشت بشر و واکنش به رنج است؛ فیلم کمکم آینهای از خودِ نمایش چخوف را نشان میدهد. دوم، برخی نمایشنامهنویسان توانایی خلق دیالوگهایی را دارند که داستانگویی اصلی را به گفتوگوی ناگفته میسپارند—شکسپیر، پینتر، استوپارد نمونههایی از این نوعاند—و هاماگوچی را میتوان در این فهرست قرار داد. تماشای چنین تولیدی شگفتانگیز است، چون تنها با عمق و غنای بازیگری زنده میماند؛ همین ویژگی است که شرکتهای تئاتر را قادر میسازد نسخههای کاملاً منحصربهفردی از اینگونه نمایشها ارائه دهند. حتی اگر به این جنبهٔ نمایش آگاه نباشید، لی یو-نا (پارک یو-ریم) اشاره کرده که سکوتش به او اجازه داده دیالوگهای عمیقتر را واضحتر ببیند. و دربارهٔ ریتم فیلم؛ همین ریتم دقیقاً بازتاب شیوهای است که کافوکو «دايي وانیا» را کارگردانی میکرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران