خلافكارى به نام » دیو كانوى « ( فورد ) هر روز یك سیب از » آنى « ( دیویس )، پیرزن فروشنده ى دورگرد و دائم الخمر مى خرد، چون تصور مى كند كه با این كار خودش را از گزند مافیا در امان نگه مى دارد. تا این كه دختر » آنى « ( آن مارگرت )، با این تصور كه مادرش خانمى ثروتمند است، مى خواهد به دیدنش بیاید. حالا » دیو « و عده ى بسیارى دست به دست هم مى دهند تا از » آنى « یك » خانم « بسازند.
خلافكارى به نام » دیو كانوى « ( فورد ) هر روز یك سیب از » آنى « ( دیویس )، پیرزن فروشنده ى دورگرد و دائم الخمر مى خرد، چون تصور مى كند كه با این كار خودش را از گزند مافیا در امان نگه مى دارد. تا این كه دختر » آنى « ( آن مارگرت )، با این تصور كه مادرش خانمى ثروتمند است، مى خواهد به دیدنش بیاید. حالا » دیو « و عده ى بسیارى دست به دست هم مى دهند تا از » آنى « یك » خانم « بسازند.
آغاز این فیلم مرا یاد زنِ فروش دانهٔ پرنده در «مری پاپینز» انداخت — آن «آنی» فرسوده اما خوشقلب (بِت دیویس) که به سختی امرارمعاش میکند و بیشتر از همه مرهون سخاوت گانگستر محلی «دود» (گلن فورد) است. کسی جز خود او خبر ندارد که دخترش در اسپانیا زندگی میکند و فکر میکند مادرش ثروتمند است و در سوئیتی مجلل در هتلی گرانقیمت اقامت دارد....
آغاز این فیلم مرا یاد زنِ فروش دانهٔ پرنده در «مری پاپینز» انداخت — آن «آنی» فرسوده اما خوشقلب (بِت دیویس) که به سختی امرارمعاش میکند و بیشتر از همه مرهون سخاوت گانگستر محلی «دود» (گلن فورد) است. کسی جز خود او خبر ندارد که دخترش در اسپانیا زندگی میکند و فکر میکند مادرش ثروتمند است و در سوئیتی مجلل در هتلی گرانقیمت اقامت دارد. وقتی «لوئیز» (آن-مارگرت) مینویسد که خیلی زود با نامزدش — یک اشرافزادهٔ اسپانیایی — خواهد آمد، کار برای «آنی» حسابی به هم میریزد. خوشبختانه «دود» مصمم است از ارتباطاتش استفاده کند تا به او کمک کند نقش آن مقام بلندپایهای را که وانمود کرده بازی کند، هرچند خودش هم در پی بستن یک قرارداد بزرگ است. این وضعیت برای بیتردید ستارهٔ فیلم، پیتر فالک، مایهٔ رنجش میشود؛ او بهعنوان دستِ راست، بهتدریج میبیند که طراحی و سازماندهی این نمایشسازی همهچیز را تحتالشعاع قرار میدهد و کمکم او را دیوانه میکند.
صادقانه بگویم، بخش میانی این کمدی تا حدی مرا هم کلافه کرد. فیلم خیلی به مرز هجو نزدیک میشود؛ فورد بیش از حد تلاش میکند و دیویس که هرچه بیشتر به حاشیه رانده میشود، تنها حضورهای گذرا دارد. کار در بیست دقیقهٔ پایانی بهتر متعادل میشود، اما کلیت فیلم طولانی است، شوخیها پراکنده و کمعمقاند و طنز فیزیکی برای من بیش از حد مستقیم و چشمگیر جلوه میکند. با این حال متن عموماً خوب است و چند بیتِ طنز ظریف دارد — بهویژه از جانب فالک — و فیلم از نظر بصری زیباست و نیشخندی ملایم به طبقهٔ سیاسی میزند که همهجانبه طرف کنت کماهمیتِ اسپانیایی صف میبندند. من از آن تا حدی لذت بردم، اما متأسفانه این فیلم از آثار متمرکزتر فرانک کاپرا نیست و نه از قصههای تأثیرگذارتر یا بذلهگویانهتر او.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران