«هارتبریک ریج» نسخهای بامزهتر و کمیکتر از «دِیرتی دَزن» است که در سال ۱۹۸۳ میگذرد و با بازی کلینت ایستوود روایت میشود.
کلینت ایستوود در «هارتبریک ریج» (۱۹۸۶) نقش یک گروهبان توپچیِ خشن و نزدیک به بازنشستگی در نیروی تفنگداران دریایی را بازی میکند که با مقامات بالا و همسر سابقش (مارشا میسون) درگیر میشود و مأموریت میگیرد تا فرماندهی یک گروه شناسایی لوس و خودخواه...
«هارتبریک ریج» نسخهای بامزهتر و کمیکتر از «دِیرتی دَزن» است که در سال ۱۹۸۳ میگذرد و با بازی کلینت ایستوود روایت میشود.
کلینت ایستوود در «هارتبریک ریج» (۱۹۸۶) نقش یک گروهبان توپچیِ خشن و نزدیک به بازنشستگی در نیروی تفنگداران دریایی را بازی میکند که با مقامات بالا و همسر سابقش (مارشا میسون) درگیر میشود و مأموریت میگیرد تا فرماندهی یک گروه شناسایی لوس و خودخواه را بهعهده بگیرد. این جوخه در اواخر اکتبر ۱۹۸۳ به گِرِنادا اعزام میشود تا از کودتای کمونیستی جلوگیری کند و چند دانشجوی پزشکی را نجات دهد.
سیزده سال پس از «دِیرتی دَزن»، ایستوود همان فرمول را تکرار کرده و بار کمدی زیادی به آن افزوده است. هرچند فیلم به اندازهٔ «دِیزن» یک فیلم نظامی عالی نیست، اما لحظات سرگرمکنندهای دارد؛ بهخصوص اگر با ترکیب نامتعارفِ درام واقعگرایانهٔ آموزش نظامی و مقادیر زیاد شوخطبعی که عمدتاً حول شخصیت کارتونی گروهبان دوم «استیچ جونز» (با بازی پرانرژی ماریو ون پیبلز) میچرخد، کنار بیایید. اگر با این ترکیب عجیب کنار بیایید، نکات زیادی برای لذت بردن وجود دارد.
فیلم با یک دعوای زندان در افتتاحیه، که در آن گروهبان تامِس هایویِی (ایستوود) نقشآفرینی میکند، تماشاگر را جذب میکند. دیدار دوبارهاش با همسر سابق و احتمال شکلگیری دوبارهٔ رابطهشان نیز از دیگر قلابهای فیلم است. بخشهایی نسبتاً کماهمیت دارند، اما اگر حال و هوای فیلمهای تمرینات نظامی را میپسندید—در حالتی که «دِیرتی دَزن» با «تاپ گان» (۱۹۸۷) و نسخهای تندتر از «گومر پایل» تلفیق شده—این فیلم برایتان جذاب خواهد بود. مدت زمان فیلم ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه است و در کمپ پِندلتون و چند لوکیشن دیگر فیلمبرداری شده است.
نمره: B-
کلینتِ خشن هنوز کسی نیست که بشود با او شوخی کرد.
یکی از قابلدسترسترین آثار ایستوود در دههٔ ۸۰ است؛ او در بهترین شکل خود ظاهر شده، هرچند هستهٔ «جنگ جهنم است» که در ربع آخر و از طریق یک مأموریت نجات نسبتاً مضحک در گرنادا به فیلم اضافه میشود، از قاطعیت لازم برخوردار نیست. فیلم بهخاطر فیلمنامهٔ تیز و بذلهٔ جیمز کاراباتسوس و پیرنگ فرعی مربوط به همسر سابق—اَگی (مارشا میسون)—خودش را اثبات میکند. با وجود همهٔ نمایشهای مردانه و شیطنتهای روند آموزش (بعد از رسیدن به گرنادا آرزو میکنید کاش مدت بیشتری در اردوگاه میماندیم)، درِونِ فیلم داستانی بسیار لطیف دربارهٔ مردی است که نمیتواند از کارش دل بکند و در عین حال زنی که هر روز زندگیاش جهنم بوده چون همسرش در جنگها (کره، ویتنام و غیره) حضور داشته.
با این حال، کمدیِ فیلم است که آن را به یکی از آثاری تبدیل کرده که از کلینتِ بزرگ بسیار نقلقول میشوند. چه ایستوود خودش با دیالوگهای طعنهآمیز مردانِ دستهپرتابش را سرزنش کند، چه ماریو ون پیبلز شبیه نسخهای پانکی از مایکل جکسون به نظر بیاید، در هر قاب نکات بامزهای وجود دارد. حتی شخصیتی هست که رانهایش از سیلوِستر استالونه هم بزرگتر است! پس بله، کلی کلیشه در فیلم هست، خصوصاً نقش مَیجر پاورزِ اورت مکگیل که تازه از مدرسه آمده و متکبر است، و پایانبندی هم از قبل کاملاً قابل پیشبینی است. با این حال، صفِ انتظار را بپذیرید و از سرگرمی لذت ببرید؛ زیرِ سطحِ فیلم هم موضوعاتی هست که ارزش وقت گذاشتن دارند.
نمره: 7/10
«هارتبریک ریج» فیلم جنگی نسبتاً خوبی است که از تماشای آن لذت بردم.
کلینت ایستوود، همانطور که قابل انتظار است، بهترین اجرای فیلم را دارد؛ هرچند بازیگران مکمل مثل ماریو ون پیبلز، بوید گِینز و آرلن دین اسنایدر هم قابلتوجهاند. داستان هرچند مسیرش مشخص است، اما سرگرمکننده است و توجه بیننده را حفظ میکند. موسیقی متن چندان برجسته نیست، هر چند یک بخش در میانهٔ فیلم جالب از کار درآمده. بعضی از دیالوگها کمی ناجور هستند، اما خطوط خوبی هم هست که ایستوود بتواند با آنها طعنه بزند.
با توجه به حجم شوخیها و سخنان بحثبرانگیزِ همجنسستیزانه/جنسی در فیلم، شاید ماندگارتر میشد اگر کلینت ایستوود واقعاً یک شخصیت همجنسگرا داشت که روز را نجات میداد؛ در غیر این صورت این نسخه از فیلمهای «میخواهم مربیتان باشم» نسبتاً کمرنگ و فراموششدنی باقی میماند. او گروهبانی است که به خدمت بازگردانده میشود و این بازگشت بهقدری برای رئیسش «پاورز» (اورت مکگیل) ناخوشایند است که فکر میکند ایستوود یک بقایای قدیمی است که باید از کار بازنشسته شود یا حتی بهتر—به زندان فرستاده شود. به او یک گروه شناسایی داده میشود تا آنها را بهسوی نظم و انضباط هدایت کند و این کار مشخصاً سخت خواهد بود. اعضای این جوخه کمتر از او به اقتدار و نظم اهمیت میدهند (مگر وقتی خودش آن اقتدار را بهکار گیرد) و با حضور شخصیت پرجنبوجوش «استیچ» (ماریو ون پیبلز)—که پیشینهای با گروهبان دارد—و «سوئدی» قویهیکل در میانشان، قصد ندارند از او اطاعت کنند.
خطِ داستان هیچ تهدید واقعیای ایجاد نمیکند و فیلم بهسرعت شبیه، اما بهمراتب کمطنزتر از «پِرایت بِنجامین» (۱۹۸۰) میشود. چند صحنهٔ بامزه هست—از جمله تلاش ناکام ستوان بیدستوپا (بوید گینز) برای درخواست حملهٔ موشکی با استفاده از تلفن ثابت و کارت اعتباری—اما بقیهٔ فیلم تا حد زیادی فرمولیک است. ایستوود فیلم را از آنِ خود میکند، اما همهچیز بیش از حد برگرفته و کلیشهای است؛ حتی یک همسر سابق (مارشا میسون) برای بازپسگیری وجود دارد، و قطعاً این فیلم ساختهٔ الیور استون نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران