یک دستیار تولیدی که بیش از حد کار می کند و دستمزد کمتری دریافت می کند باید یک ویدیوی ایمنی در محل کار را به سفارش یک شرکت چند ملیتی فیلمبرداری کند. اما یک مصاحبه شونده بیانیه ای می دهد که او را مجبور می کند داستان خود را دوباره اختراع کند تا مطابق با روایت شرکت باشد...
یک دستیار تولیدی که بیش از حد کار می کند و دستمزد کمتری دریافت می کند باید یک ویدیوی ایمنی در محل کار را به سفارش یک شرکت چند ملیتی فیلمبرداری کند. اما یک مصاحبه شونده بیانیه ای می دهد که او را مجبور می کند داستان خود را دوباره اختراع کند تا مطابق با روایت شرکت باشد...
ایلینکا مانولاچه در این داستان خشن و گهگاه بامزهٔ «آنجلا» بسیار طبیعی به نظر میرسد. بخش زیادی از فیلم را صرف رانندگی در خیابانهای بخارست و انجام مصاحبه با قربانیان حوادث صنعتی میبینیم. چرا؟ ظاهراً گروهی اتریشی در حال ساخت یک فیلم ایمنی هستند و میخواهند یک چهرهٔ واقعی روی صفحه بیاید و به زبان ساده مردم را به رعایت قوانین ترغیب کند — مثلاً...
ایلینکا مانولاچه در این داستان خشن و گهگاه بامزهٔ «آنجلا» بسیار طبیعی به نظر میرسد. بخش زیادی از فیلم را صرف رانندگی در خیابانهای بخارست و انجام مصاحبه با قربانیان حوادث صنعتی میبینیم. چرا؟ ظاهراً گروهی اتریشی در حال ساخت یک فیلم ایمنی هستند و میخواهند یک چهرهٔ واقعی روی صفحه بیاید و به زبان ساده مردم را به رعایت قوانین ترغیب کند — مثلاً نپریدن از روی آتشفشان! هر چه او از سر کار به سر کار فرستاده میشود و خستهتر میگردد، با برخی از ابلهانهترین رفتارهای رانندگان مواجه میشود و این امکان را به دیالوگها میدهد که شور و شورش پیدا کنند — امری که به سرخوردگی مادرش میانجامد. در نهایت با مردی مواجه میشود که آماده است برای ۵۰۰ یورو هر کاری انجام دهد، اما از همین نقطه و در جریان فرایند تولید که با تلخی نمایش داده میشود، فیلم تا حدی از حرکت میایستد — هرچند حضور کوتاه اووه بول هم در کار هست. «آنجلا»ی موجز و شخصیتدار درگیر رشتهای تکراری از موقعیتهای مشابه میشود که بینشان مناجاتهای فحاشانه و جنسیِ بدلنقش ویدئوبلاگر او، بوبیتا، پخش میشود و گاه ارجاعاتی به مرگ ملکهٔ الیزابت دوم دیده میشود. همزمان به رومانی دوران چائوشسکو هم برمیگردیم؛ در فیلم ساختگیای از ۱۹۸۱ با نام «آنگلا ادامه میدهد» زندگی یک رانندهٔ تاکسی نشان داده میشود که روزمرگیاش بیشباهت به داستان مدرن نیست. زنستیزی و تبعیض جنسی همچنان ریشۀ خود را حفظ کردهاند. متأسفانه بعد از حدود یک ساعت واقعاً برای حفظ علاقه مشکل پیدا کردم. همهچیز از سرگرمکننده و باورپذیر به ساختگی و تاحدی ناخوشایند تبدیل شد و با مدت زمان نزدیک به دو ساعت و چهل و پنج دقیقه، فیلم بارها راهش را گم میکند. به انصاف نویسندگان باید گفت دیالوگها سریع و پرتراکماند و نقدهایی به فرهنگ انتخابیِ امروز میزند، اما ما زمان زیادی را در ماشین او میگذرانیم — او زیاد دنده عوض میکند — و من نهایتاً تا حدودی خسته شدم. میشد یک ساعت از کار کاست و پیشفرض جذاب و سیاسی را جمعوجورتر ساخت تا نتیجه بهتر میشد. در شکل فعلی کمی ناامیدکننده است.
رادو جوده در تازهترین فیلم بلندش دیدی بدبینانه اما دقیق ارائه میدهد؛ کمدی-درامی گزنده و تلخ که خیلی از ناخرسندیهای روزمرهای را که مردم رومانی در عرصههایی مثل سیاست، فساد و فرصتهای اقتصادی تجربه میکنند، بیپرده نشان میدهد. فیلم این روایت را از خلال تجربههای آنگلا رادوکانی (با بازی ایلینکا مانولاچه)، دستیار تولیدِ خسته و کمدستمزد که از خواب کم دارد، دنبال میکند؛ تلاشی نادیده گرفتهشده که بیشباهت به وضع بسیاری از رومانیاییهای امروز نیست. برای تخلیهٔ کسالت شغل و رهایی از تنش انباشته، آنگلا ویدئوهای کوتاهی میسازد با نقشِ بدلِ مردانهای فحاش و جنسی به نام بوبیتا که مثل یک ملوان فحش میدهد و توصیفهایی صریح از روابط جنسی مطرح میکند که حتی یک ستارهٔ پورن را هم خجالتزده میکند. او همچنین با خواستههای خودخواهانهٔ حامیان اتریشیِ متکبر و بوروکراسی متورم رومانیایی دستوپنجه نرم میکند؛ مسائلی مثل مالکیت قطعات قبر خانوادگیاش که بهسختی حل میشوند. تصویر فیلم شباهتهای عجیبی میان شرایط زندگی و کار مردم امروز با کسانی که در دهۀ ۱۹۸۰ زیر دیکتاتوری نیکولای چاوشسکو زندگی میکردند نشان میدهد؛ این موضوع از طریق برشهایی از ملودرام رومانیایی ۱۹۸۲ «Angela merge mai departe» («آنگلا ادامه میدهد») که زندگی یک رانندهٔ تاکسی را به تصویر میکشد، پرداخته میشود. ترکیبِ این عناصر داستانی جذاب است و حدود دو سوم فیلم تماشاگر را خوب درگیر میکند، بهویژه در طنز رک و مبتذلش. با این حال، با مدت زمان دو ساعت و چهل و سه دقیقه، بهعنوان یک کمدی (و بهطور کلی بهعنوان یک فیلم) تا حدودی خستهکننده میشود و تقریباً همهچیز را بیش از حد ارائه میدهد. بر خلاف آثار بلندی مثل «مثلث غم» که موفق میشوند طنزشان را برای چنین مدتی حفظ کنند، این اثر شروع به تکرار میکند و در نیمساعت پایانی تا حدی انرژیاش را از دست میدهد. درست مانند اثر قبلی جوده، «بدشانسی یا پورنو دیوانه» (۲۰۲۱)، این فیلم هم بهوضوح از تدوین قاطع بهره میبرد — بهویژه در برداشتهای بیپایان از شخصیت اصلی که از ترافیک سنگین بخارست میگذرد. به کارگردان باید بابت جسارت و ابتکارش احترام گذاشت؛ او دل به تجربههای تازه زده، اما در حذف بخشهای زائد کوتاهی کرده است؛ این پروژه با بنتراشیدن حدود بیست دقیقه از مواد اضافی میتوانست مؤثرتر باشد، خصوصاً در لحظات پایانی. اگر برای تماشای کامل صبور باشید، ارزش دیدن دارد؛ در غیر این صورت ممکن است از پایان فیلم انتظار بیشتری داشته باشید.
فیلم تازهٔ رادو جوده نقدی تند و بیپرده از فرهنگ کاری معاصر است که مثل چاقوی داغ کره را میبرد. در بنیاد، این فیلم بررسی بیرحمانهای از سرمایهداری واپسین و اقتصاد گیگ است که همزمان خندهدار و آزاردهنده است. روایت فیلم آنگلا را دنبال میکند (با بازی پرانرژی و خام ایلینکا مانولاچه)، زنی که بهعنوان راننده/پیک در اقتصاد گیگ دستوپا میزند و روزهایش در هیجانی شبیه هیجان یک مومیای پنجهزارساله محو میشود: حرکت مداوم، تحویلهای بیپایان و چرخههای بوروکراتیک که زوال انسانیت در محیط کار را به نمایش میگذارند. جوده خستگی کارگرانی را که در سیستمی گیر افتادهاند و بهعنوان منابع مصرفی دیده میشوند تا انسان، بهخوبی به تصویر میکشد. نبوغ کمدیِ واقعی فیلم در شخصیت بوبیتا جلوه میکند، نقشی که در تیکتاک مشهور شده و واقعاً نمایش را میرباید؛ بدل دیجیتالِ رک و خندهدارِ او سلاحی برای نقد فرهنگ نمایشیِ آنلاین است و با تیزبینی این نمایشگری را به سُخره میگیرد. بخشهای بوبیتا واقعاً خندهدارند و از بهیادماندنیترین لحظات فیلماند. از نظر بصری، جوده با رویکردی دوگانه آزمایش میکند و نماهای رنگی و تکرنگ را که به واقعیتهای زمانی و اجتماعی مختلف اشاره دارند در هم میآمیزد؛ تکنیکی بلندپروازانه که تقریباً جواب میدهد. اما نقطهٔ ضعف فیلم در تدوین است که گاه آزاردهنده و گاه حوصلهسربر است. اگرچه قصهها جذاباند، انتخابهای کارگردانی گاه تجربهٔ تماشایی را بهخطر میاندازد. فیلم عمداً میخواهد تماشاگر را ناراحت کند؛ نسلِ مسنتر با ترکیبی از شگفتی و نوعی تحقیر ملایم نمایش داده میشود که نشاندهندهٔ شکاف عمیق میان نسلها در محیط کار است. با همهٔ کاستیها، فیلم برانگیزاننده و سرگرمکننده است. حرکت نرم و یکدست نیست، اما در نهایت اثری مهم است که شما را میخنداند، به خود میلرزاند و شاید رابطهتان با کار را بازاندیشی کند. فقط — بهطور کنایی — انتظار زیادی نداشته باشید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران