کاترین وینتر که استاد دانشگاه است پس از از کشته شدن همسر و فرزندش ایمان خود را نسبت به دین از دست داده و زندگی اش را صرف مبارزه با خرافات مذهبی کرده است. مردی به اسم داگ به او اطلاع می دهد که آب رودخانه ای که از کنار شهرشان می گذرد به تازگی به رنگ قرمز درآمده و مردم شهر که مذهبی هستند این را نشانه ای از انتقام الهی می دانند و این را به خانواده فقیری که در کنار رودخانه ساکن هستند نسبت می دهند. کارتین عازم آن شهر می شود تا این راز را کشف کند و در آنجا با حوادث و اتفاقات عجیب دیگری روبرو می شود از جمله…
کاترین وینتر که استاد دانشگاه است پس از از کشته شدن همسر و فرزندش ایمان خود را نسبت به دین از دست داده و زندگی اش را صرف مبارزه با خرافات مذهبی کرده است. مردی به اسم داگ به او اطلاع می دهد که آب رودخانه ای که از کنار شهرشان می گذرد به تازگی به رنگ قرمز درآمده و مردم شهر که مذهبی هستند این را نشانه ای از انتقام الهی می دانند و این را به خانواده فقیری که در کنار رودخانه ساکن هستند نسبت می دهند. کارتین عازم آن شهر می شود تا این راز را کشف کند و در آنجا با حوادث و اتفاقات عجیب دیگری روبرو می شود از جمله…
فیلم The Reaping با مضمون «علم در برابر ایمان» آغاز میشود: زنی که زمانی مبلغ مذهبی بوده و حالا استاد دانشگاه و مردی که همراه او معجزات ظاهری را رد میکند (هیلاری سوانک و ادریس البا) به شهری کوچک به نام هِیون میروند، جایی که بهطرزی شگفتآور ده بلای خروج عیان شدهاند. مرکز این پدیدهها دختربچهای دوازدهساله است (آناسوفیا راب) و میزبان شهری را دیوید...
فیلم The Reaping با مضمون «علم در برابر ایمان» آغاز میشود: زنی که زمانی مبلغ مذهبی بوده و حالا استاد دانشگاه و مردی که همراه او معجزات ظاهری را رد میکند (هیلاری سوانک و ادریس البا) به شهری کوچک به نام هِیون میروند، جایی که بهطرزی شگفتآور ده بلای خروج عیان شدهاند. مرکز این پدیدهها دختربچهای دوازدهساله است (آناسوفیا راب) و میزبان شهری را دیوید موریسی بازی میکند. سوال اصلی این است: آیا این بلاها واقعاً معجزهاند یا برایشان توضیحی علمی وجود دارد؟ و اگر واقعیاند، منشأ آن خداست یا شیطان؟
نیمهٔ اول فیلم نویدبخش است: تضاد ساده و کلاسیک علم و دین، تلاش برای توضیح منطقی پدیدههایی که برخی آنها را معجزه میدانند، و ایجاد بحثهای درگیرکننده. سوانک، با سابقهٔ جوایزش، نقش زنی را بازی میکند که ابتدا به توضیحات علمی از قبیل شکوفایی جلبک برای رودِ خونی، عفونتهایی که قورباغهها را میکشد و هجوم حشرات تکیه میکند؛ این زاویهٔ شکاکانه در نیمهٔ اول جذاب و قابلاتکا است.
اما از حدود نیمی از فیلم سیر تغییر میکند: شخصیت اصلی ناگهانی از موضع علمی به ایمان گرایش پیدا میکند و داستان از یک معمای منطقی به هرجومرجی آخرالزمانی تبدیل میشود. هجوم ملخهای CGI، فرقههای شیطانی و طوفان آتش که در عرض ثانیهها همهچیز را میسوزاند، فیلم را از یک تجربهٔ نسبتاً منطقی به اثری نامنسجم و اغراقآمیز میبرد. تغییر لحن و سرعت روایت آنقدر ناگهانی است که وقتی پردهٔ سوم با روندی پیشبینیپذیر آغاز میشود، بیننده را مات و مبهوت میگذارد.
فیلمنامه در بخشهایی دچار مشکل است: معمای مرکزی به شیوهای سهل و بیدقت حل میشود، استفادهٔ مکرر از فلاشبکها که قرار است سرنخ بدهند در عمل قطعهقطعه و گیجکنندهاند، و ترسآفرینیِ فیلم در کمینهٔ خود قرار دارد. شخصیتهای فرعی سریع مصرف و فراموش میشوند؛ البا همچنان بازیگر قابلدوری است اما نقش او بهنحو زیادی هدر رفته بهنظر میرسد و نقش موریسی هم گاهی بیهدف میآید.
از طرفی جلوههای بصریِ برخی بلایا چشمگیرند؛ تبدیل تالاب به رودِ خونی، هجوم ملخها و بارش آتش صحنههایی قدرتمند خلق میکنند. بازیها نیز در سطح قابلقبولیاند: سوانک با ظاهری مصمم، البا همراهی دوستداشتنی و موریسی از ابتدا حالتی مرموز دارد. آناسوفیا راب هم نشان میدهد که در آن سن کم توان بالقوهای دارد.
در مجموع، فیلم تماشاخیز است اگر حاضر باشید بخشی از منطق را کنار بگذارید و با تم مذهبی و تحریکآمیز آن همراه شوید. نیمهٔ اول جذاب است، اما نیمهٔ دوم کشدار و پردهٔ پایانی به شکلی کارتونی و افراطی پایان مییابد—گاهی تماشای پایانش جذاب و شبیه پایان فیلمهایی چون Raiders of the Lost Ark است، و گاهی ناراحتکننده بهخاطر ابهتِ از دسترفتهٔ داستان. ارزش دیدن دارد اما نه بیشتر از آن: تجربهای نابههمگن، گاهی جذاب و گاهی مضحک.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران