در آینده ای دور دانش آموزان دبیرستانی تشویق می شوند تا با پیوستن به ارتش تبدیل به شهروند شوند.اما چیزی که آنها نمی دانند این است که به زودی باید در جنگی علیه سیاره ای بیگانه شرکت کنند...
در آینده ای دور دانش آموزان دبیرستانی تشویق می شوند تا با پیوستن به ارتش تبدیل به شهروند شوند.اما چیزی که آنها نمی دانند این است که به زودی باید در جنگی علیه سیاره ای بیگانه شرکت کنند...
نامزد ۱ جایزهٔ اسکار؛ ۳ جایزه و در مجموع ۱۶ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1824
نمونهای نادر از وضعیتی که اقتباس ضعیف از یک کتاب در نهایت به یک فیلم مستقل و خوب تبدیل میشود. استارشیپ ترپرز در طنز جنگیاش تا حدودی یادآور کوبریک است، و پیش از هر چیز، سرگرمکننده است.
امتیاز نهایی: ★★★★ — جذابیت بسیار بالا. از فیلمهای مورد علاقهٔ شخصیام.
---
در آشوب نبرد زمانی برای پشیمانی نیست
بارها و بارها در این فیلم لایههایی وجود دارد که نشان میدهد...
نمونهای نادر از وضعیتی که اقتباس ضعیف از یک کتاب در نهایت به یک فیلم مستقل و خوب تبدیل میشود. استارشیپ ترپرز در طنز جنگیاش تا حدودی یادآور کوبریک است، و پیش از هر چیز، سرگرمکننده است.
امتیاز نهایی: ★★★★ — جذابیت بسیار بالا. از فیلمهای مورد علاقهٔ شخصیام.
---
در آشوب نبرد زمانی برای پشیمانی نیست
بارها و بارها در این فیلم لایههایی وجود دارد که نشان میدهد وضعیت آنقدرها ساده نیست که رهبران فیلم میخواهند زیردستانشان باور کنند. یک خبرنگار این پرسش را مطرح میکند که آیا انسانها جنگ را آغاز کردهاند و آیا عنکبوتسانان (آراکنیدها) صرفاً در حال دفاع از خود نیستند؟ میهمان یک برنامهٔ تلویزیونی وجودِ عنکبوتهای هوشمند را نامعقول میداند، که نشان میدهد تبلیغات تا چه حد دشمن را تحقیر کرده است. در صحنهٔ شگفتانگیزی برای اولین بار چشم یکی از آراکنیدها را میبینیم و برای لحظهای تعجب میکنیم که در درون آن موجود چه میگذرد. طبیعتاً آن لحظهٔ کوتاه تفکر با شلیک گلوله و ادامهٔ خشم جنگ پاک میشود.
این نکته بهنظرم به پیام کلی ضدجنگ فیلم اضافه میکند: سربازها فقط زمانی میتوانند مطیع بمانند که فرصتی برای تأمل و سؤالپرسیدن نیابند. بنابراین وقتی بیننده در انتهای فیلم کلیپ تبلیغاتیای را میبیند که با غرور و هیجان «آنها خواهند جنگید و پیروز خواهند شد» را اعلام میکند، ممکن است همین حالا فراموش کرده باشد که لحظاتی پیش شاهد شکنجهٔ یک موجود حساس بهنامِ این پیروزیِ باشکوه بوده است.
---
تماشای خوب؛ ارزش دیدن دوباره را دارد و میتوانم توصیهاش کنم—مناسب برای شبی با فیلمهای «بد».
ابتدا بگویم فیلم قطعاً فیلمِ «خوبی» از منظر هنری درجهیک نیست؛ بهخاطر همین هم مشهور است که فیلم بدی است که مردم با وجود این دوستش دارند. درست است که فیلم مربوط به 1997 است، اما جلوههای رایانهایاش وحشتناکاند. جلوههای عملی واقعاً آنقدرها هم بد نبودند، اما برداشت بصری از آنها کم است. این فیلم بهطرزی عجیب برای برداشتش از آینده دمده بهنظر میرسد.
برای کسانی که آشنا نبودند: قطعاً تحت تأثیر محبوبیت استارکرفت در اواخر دههٔ 1990 ساخته شده و فیلمهای زیادی دربارهٔ سیل تهاجمی موجودات نبودند، حداقل نه غیر از زامبیها. واضح است که الهامگرفته از زِرگ استارکرفت و تیرانیدهای وارهمر 40K است—حشرات به هر نامی.
جهان فیلم بهطور شگفتانگیزی ساخته شده و ما تنها نوک کوه یخ را میبینیم. میشد یک سریال کامل به سبک استارترک در آن دنیا ساخت. در بخشهایی که نوشته شده، بازیگریها کافیاند؛ بازیگران گروه فرعی نقشهایی در حدِ شخصیتهای قابلتفویض دارند، ستارهها مشخصاند و بین آنها درجاتی وجود دارد.
واقعاً نمیدانم چقدر بهتر میتوانستند کست کنند، اما تصور میکنم اگر کاراکترها در فیلمنامه بهتر پرداخت شده بودند، شاید چند نام بزرگتر جذب میشدند. نیل پاتریک هریس جوان، اِیمی اسمارت و دینا مایرز درخشاناند، اما دیگر شخصیتها چندان جذاب نیستند و نمیدانم علتش نوشتار شخصیت است یا صرفاً ظاهرشان. دنیس ریچاردز در آن زمان مهم بود، اما بینیاش یادآور صحنهٔ خندهداری از یک فیلم دیگر میشود، و حتی در «وحشیها» هم فکر میکردم نیو کمپبل میتوانست بهتر باشد.
نمای کلی فیلم خوب است و پر از اکشن و کمدی بهجا است که تماشاگر را همراهی میکند.
این فیلم سرگرمکننده است؛ لطفاً آن را جدی نگیرید. اگر من میتوانم از آن لذت ببرم، شما هم میتوانید.
---
یادم میآید وقتی این فیلم را در سال 1997 در سینما دیدم. چیزی متفاوت از همهٔ فیلمهایی بود که تا آن زمان دیده بودم... تکهپارهشدن، خون و اعضای بدن همهجا بود.
اما همهچیز در زمینهٔ مناسب ارائه شده بود.
ورهوون واقعاً در طنزی که در ظاهر ساده اما هوشمندانه است مهارت دارد و این فیلم سرشار از چنین طنزهایی است (همان کودکان مدرسه که بر روی سوسکها پا میگذارند و میگویند «من سهم خودم را انجام میدهم»).
این یک شاهکار از پال ورهوون است. احتمالاً یکی از پربازدیدترین فیلمهای مجموعهٔ من (در کنار روبوکاپ).
هیچ شباهتِ واقعیای با رمان بحثبرانگیزِ رابرت آ. هاینلاین که جایزه هوگو را برده و پرفروش بود، ندارد. من هم کتاب را دوست داشتم و هم فیلم را—و هر دو را به دلایل کاملاً متفاوت.
---
نزدیک به یک کلاسیک.
شاید خودش کلاسیک باشد.
یک نیمهکلاسیک یا کلاسیک دیگر از ورهوون.
عملکردِ «بزور و بیامان» در قالب علمیتخیلی تنظیم شده است، اینبار با سربازانی که علیه حشرات غولپیکری از فضا میجنگند.
اینها حشرات بزرگاند. واقعاً بزرگ! و بدجنس و شرورند.
شخصیتها بهویژه دوستداشتنیاند. کمدی این فیلم عمدتاً از صحنههای مبارزه با شخصیتهای ناشناس در قالب «آگهیهای تبلیغاتی» میآید.
کارگردانی احتمالاً چیزی است که این فیلم را تا حد زیادی عالی میکند، اما فیلمنامه هم واقعاً خوب است. در حالی که من روبوکاپ را ترجیح میدهم، این فیلم جانشین عالیای است که سبک مشابهی دارد؛ برخی حتی این یکی را ترجیح میدهند. تفاوت آنقدر اندک است که از هر دو لذت خواهید برد.
---
اگر فیلم حدود بیست دقیقه کوتاهتر بود، احتمالاً تبدیل به یک فیلم علمیتخیلی-اکشن نسبتاً قابلقبول میشد. بله، بازیگران گروه از نظر بازیگری سبک و جوان و تاحدی سطحیاند با نقشآفرینی کاسپر ون دین در نقش «ریکو»، اما همگناند و تیریپ سرگرمکنندهای ارائه میدهند. «ریکو» تصمیم میگیرد به ارتش ملحق شود تا شهروندی کسب کند و علیه حشرات کلنداثان مبارزه کند. قصه ترکیبی از موقعیتهای کلاسیک تمرین نظامیِ سرشار از انگیزه و صحنههای اکشن خوب فیلمبرداریشده است، وقتی قهرمان و تیمش با میلیونها حشرهای روبهرو میشوند که مغزها را میمکند، اعضای بدن را پاره میکنند و عموماً رفتارهای خیلی زشتی دارند! دیالوگها ضعیفاند، اما مهم نیست—این یک اثر بیشرمانهٔ سرگرمکننده است که مخصوص کسانی است که میخواهند مغزشان را خاموش کنند و یک فیلم شلیک و انفجار با جلوههای ویژه و کمی چشمنوازی ببینند. چند بازی کوتاه از نیل پاتریک هریس (در نقش مردی که میتواند ذهن دیگران را بخواند و یونیفرمی شبیه به سبک نازیها دارد) هست؛ کلنسی براون و مایکل آیرونساید نیروی جسمی (اگر نه لزوماً فکری) را فراهم میکنند و تماشاگران دقیق حتی ممکن است رو مکلاناهان (بازیگر سریال «بلانش» از «دختران طلایی») را هم در ابتدا ببینند. قرار نیست برای فیلمنامه یا بازیها جایزهای ببرد، اما جلوهها نامزد اسکار شدند و اکشن—پس از شروعی نسبتاً کند—از ابتدا تا انتها لذتبخش است. اگر دنبال تحریک فکری هستید، بیفایده است، ولی در غیر اینصورت تماشای آن ارزش دارد.
---
فکر نمیکردم فیلم خیلی بد باشد؛ داستان خوبی داشت و جلوهها هم در سطح قابلقبولی بودند. بازیگری قطعاً از درجهٔ B بود، اما چون طرح دارای یک پیچش بود و بهخوبی کنار هم قرار میگرفت، از آن لذت بردم. عمقبخشی به شخصیتها نیز نسبتاً خوب انجام شده بود، پس در مجموع بدترین فیلم علمیتخیلی که دیدهام نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران