مردی جوان که به همراه سه خواهر و برادر کوچکترش زندگی میکند، از خانواده اش مرگ مادر عزیزشان را پنهان میکند ، تا از یکدیگر جدا نشوند ، اما اتفاقی میافتد که ...
مردی جوان که به همراه سه خواهر و برادر کوچکترش زندگی میکند، از خانواده اش مرگ مادر عزیزشان را پنهان میکند ، تا از یکدیگر جدا نشوند ، اما اتفاقی میافتد که ...
من تا به حال چیزی شبیه این ندیدهام. شدیداً پیشنهادش میکنم.
«روی استخوانهای مغزت زانو بزن و دعا کن!»
این فیلم مجموعهای از بازیگران نوپا را گرد هم آورده و بر مبنای یک ایدهٔ نسبتاً محکم با ریتمی نسبتاً مؤثر روایت میشود. ترکیبی از ترسهای کلیشهایِ مألوف و چند لحظهٔ حسابشدهٔ ترسناک دارد، اما آن گام اضافه را برنمیدارد تا به اثری واقعاً خوب تبدیل شود. ...
من تا به حال چیزی شبیه این ندیدهام. شدیداً پیشنهادش میکنم.
«روی استخوانهای مغزت زانو بزن و دعا کن!»
این فیلم مجموعهای از بازیگران نوپا را گرد هم آورده و بر مبنای یک ایدهٔ نسبتاً محکم با ریتمی نسبتاً مؤثر روایت میشود. ترکیبی از ترسهای کلیشهایِ مألوف و چند لحظهٔ حسابشدهٔ ترسناک دارد، اما آن گام اضافه را برنمیدارد تا به اثری واقعاً خوب تبدیل شود.
نمرهٔ نهایی: دو و نیم ستاره — چیزهای زیادی داشت که برایم جذاب بود، اما بهعنوان یک کل چندان موفق نبود.
«ماروبون» بهنوعی فیلمی است که اشتباهاً بهعنوان ترسناک بازاریابی شده است. با اینکه عناصر تریلر را در خود دارد و اضطراب در آن ملموس است، ترسِ صرفِ ژانر وحشت چندان غالب نیست. جدا از دلخور شدن از تبلیغِ گمراهکننده، خودِ فیلم بسیار محکم است: بازیها در مجموع خوباند (هرچند جورج مککی در نشاندادن درد چندان اصیل بهنظر نمیرسد)، دکور هم زیبا و وهمآلود است، کارگردانی دوربین صحنههای بهیادماندنی میسازد و داستان جذاب است. عنوان اسپانیاییِ فیلم — «راز ماروبون» — عنوان بهمراتب بهتری است. اگرچه از پایانِ انتخابشده راضی نبودم و چند گرهٔ داستانی بیپاسخ همچنان مرا آزار میدهد، فیلم مرا جذب کرد و از سفرِ همراهش خرسند شدم.
این یک فیلم خوب از نوع ترسناک-روانشناختی است. سناریو با ورود مادر و فرزندانش به خانهٔ خانوادگیِ مدتها بستهشده آغاز میشود؛ واضح است که آنها از دست پدری آزارگر در اروپا فرار کردهاند. تا وقتی مادر میمیرد همهچیز بهظاهر مرتب پیش میرود؛ پسر بزرگ مرگ مادر را مخفی نگه میدارد تا وقتی به ۲۱ سالگی برسد و از آن پس سرپرست قانونی برادران شود تا همه با هم بمانند. داستان فراتر از ملودرامِ خانوادگیِ برادران نزدیک است: در آن خانهٔ فرسوده چیزهای دیگری نیز حضور دارند و رازی تاریک در طبقهٔ فوقانی پنهان است. رابطهٔ یتیمها با همسایهٔ نزدیکِ آنها، الی، و با یک وکیل محلی محرکِ اتفاقات بعدی میشود و به تدریج ما را با جوانان و واقعیتِ آن خانهٔ منزوی بیشتر آشنا میکند. فیلم پر است از پیچشهایی که برخی از آنها مرا غافلگیر کردند.
از لحاظ بازیگری، جورج مککی نقش اصلی را بر عهده دارد و اجرایی بسیار برجسته، عمیق و گاه آزاردهنده ارائه میدهد. چارلی هیتون هم مکمل خوبی است و بهویژه در صحنههایی که با مککی مواجه میشود میدرخشد. تام فیشر بهعنوان شخصیت منفی مؤثر است، هرچند شخصیتپردازیاش محتوای چندانی ندارد و بهنوعی تبدیل به هیولایی تکبعدی شده است. آنیا تیلور-جوی حضور خوشایندی دارد اما نقش کوچکی دارد.
از نظر فنی فیلم بر فیلمبرداری، لوکیشنها، صداگذاری و طراحی صحنه متکی است. استفاده از رنگهای سرد، روزهای مهآلود و نور کمِ داخل خانه و شمعها، به خلق اتمسفری متشنج و مناسب کمک میکند؛ این فضا با جلوههای صوتیِ خوب و نمای یک خانهٔ قدیمی که نیازمند مرمت است غلیظتر میشود. همانند سایر فیلمهای خانهٔ ترسناک، خانه در اینجا نقشی شبیه یک کاراکترِ اضافی دارد و تاریخچه و خصوصیات خودش را نمایان میسازد. انتخاب لباسها و خودروها تماشاگر را در دههٔ پنجاه قرار میدهد؛ با این حال، موسیقی متنِ اثر بهاندازهٔ دیگر عناصر تأثیرگذار و بهیادماندنی نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران