روابطی که در آستانه روبهرو شدن با سرنوشت نهاییاند
این فیلم همکاری ایالات متحده و تایلند است. نود و نه درصد فیلم در تایلند فیلمبرداری شده و بازیگران آمریکایی دارد، اما از میان بازیگرانِ شناختهشده نیستند؛ بهعبارتی یک فیلم ردهی B. قانون نخست تماشای چنین فیلمهایی این است که انتظار زیادی نداشته باشید. اما اگر فیلم بتواند حتی چیزهای اندکی ارائه دهد، همین هم دستاورد خوبیست....
روابطی که در آستانه روبهرو شدن با سرنوشت نهاییاند
این فیلم همکاری ایالات متحده و تایلند است. نود و نه درصد فیلم در تایلند فیلمبرداری شده و بازیگران آمریکایی دارد، اما از میان بازیگرانِ شناختهشده نیستند؛ بهعبارتی یک فیلم ردهی B. قانون نخست تماشای چنین فیلمهایی این است که انتظار زیادی نداشته باشید. اما اگر فیلم بتواند حتی چیزهای اندکی ارائه دهد، همین هم دستاورد خوبیست. گاهی هم ناگهانی غافلگیرمان میکنند، اما در این مورد چنین نشد؛ فیلم میانگین است، نه آنقدر بد که شنیدهاید.
فیلم بسیار کند آغاز میشود، بهویژه بخش ابتدایی که کمی گیجکننده است. بعد از ده تا پانزده دقیقه اوضاع تا حدودی بهتر میشود، اما ریتم کلی داستان آزاردهنده است. اگر بتوانید از این مشکل عبور کنید، ممکن است فیلم قابل تماشا بهنظر برسد. برای یک فیلم کوچک، تلاش گروه بازیگری خوب است، اما داستان کلی آشنا و کاراکترها و موقعیتها قابل پیشبینیاند؛ البته هنگام منحرف شدن از مسیر، نمیتوان دقیقاً حدس زد به کدام سو میرود — و این را درباره پایان میگویم.
اریک، جوآنا، دیوید و میرندا شخصیتهای مرکزیاند، اما فیلم عمدتاً بر رابطه اریک و جوآنا تمرکز دارد. آنها یک زوج جوان آمریکایی متوسطاند. داستان وقتی آغاز میشود که جوآنا به دلیل پروژهٔ کاری باید به تایلند برود و طبق برنامه قرار است اریک بعداً به او ملحق شود؛ پس چند هفته از هم دور خواهند بود و همین دوری رابطهشان را محک میزند. آنچه هنگام دیدار مجدد آنها از وضعیت رابطهشان برملا میشود، محور روایت است.
«تو فقط بهطور تصادفی بامزه بودی.»
ربع اول فیلم بسیار چالشبرانگیز است و بخش بعدی هم تا حدی همینطور. اما وقتی از آن عبور کنید، فیلم تماشایی میشود. ارزش دیدن دارد، اما اجباری یا مناسب برای همه نیست. اگر فیلمهای عاشقانه و دربارهٔ روابط زیاد دیدهاید، این فیلم تا حدی تکراری بهنظر خواهد رسید؛ اما اگر بهندرت فیلم میبینید، باید صبور باشید تا از آن لذت ببرید. در نهایت میگویم که فیلم بدی نیست، فقط درست ساخته نشده است؛ کوتاهتر و منسجمتر کردنِ چند صحنه میتوانست تأثیر مثبتی داشته باشد.
در مورد داستان، دلم برای جوآنا میسوزد. او موقعیت را خوب مدیریت نکرد، اما تحت فشارِ کاری بود و در همین حال دیگران از او سوءاستفاده کردند. اگر دربارهٔ اریک فکر کنید، بیشتر ماجرا سوءتفاهم و خودشناسی است. در قصههای عاشقانه این عناصر پایهایاند، اما نویسندگان باید فراتر میرفتند و دیدگاه تازهتری میافزودند.
امیدوارم کارگردان از این تجربه درس گرفته باشد. این نخستین فیلمِ بلند اوست و بهنظرم در اجرا خوب بود، اما فیلمنامه بهترین نبود؛ ایدهٔ اصلی خوب است، اما فیلمنامه برای سطح تولید کافی نیست. فیلم به کمی شادمانی نیاز داشت، چون سراسر اثر جدیست. روایت شامل بازگشت به گذشتههای متعدد است — نه یک فلشبک واحد، بلکه قطعاتی که در طول فیلم پخش میشوند تا در زمانی که داستان در مسیر دیگری میرود، ما را به حسابهای قبلی یادآوری کنند.
عیب بزرگ فیلم صحنههای ساختگی و دیالوگهای ازپیشتعریفشده است؛ چه پیشبینیشان کنید و چه نه، بهنظر عمدی درآمدهاند، بهویژه در صحنههای حسادت، سوءتفاهم و سوءاستفاده. تا نزدیکی پایان، هنوز میتوانستید حدس بزنید خاتمه چگونه خواهد بود؛ این پایان نه یک پیچشِ واقعیست و نه نزدیکِ آن. با شروع ضعیف و میانهٔ متوسط، پردهٔ پایانی قابل قبول است — همین و بس. من همیشه حاضرم فیلمهای ردهٔ B را امتحان کنم و این یکی را هم دیدم؛ اگر از قبل از ریسک آگاهید، سرزنش فیلم بیمورد است، وگرنه تماشایش نکنید.
۶/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران