این فیلم داستان یک سگ سورتمه به نام توگو را روایت می کند. توگو رهبری سرم ران در سال 1925 را بر عهده داشت اما همه فکر می کردند او برای رهبری چنین مسابقه مهمی کوچک و ضعیف است.
این فیلم داستان یک سگ سورتمه به نام توگو را روایت می کند. توگو رهبری سرم ران در سال 1925 را بر عهده داشت اما همه فکر می کردند او برای رهبری چنین مسابقه مهمی کوچک و ضعیف است.
خیرهکننده، واقعاً خیرهکننده. وقتی پخش فیلم «توگو» را شروع کردم و صحنههای ابتدایی را دیدم، فکر میکردم با بازتکراری از فیلمهای قبلیِ این ژانر مثل «گِرگِ سفید» یا «ارادهٔ آهنین» روبهرو خواهم شد. آنها هر کدام خوباند، اما این فیلم ۲۰۱۹ که بر پایهٔ یک داستان واقعی ساخته شده، کار را به سطحی دیگر میبرد. از صحنهٔ اول تا آخر، حسابی احساسات را برمیانگیزد؛ نویسندگیاش...
خیرهکننده، واقعاً خیرهکننده. وقتی پخش فیلم «توگو» را شروع کردم و صحنههای ابتدایی را دیدم، فکر میکردم با بازتکراری از فیلمهای قبلیِ این ژانر مثل «گِرگِ سفید» یا «ارادهٔ آهنین» روبهرو خواهم شد. آنها هر کدام خوباند، اما این فیلم ۲۰۱۹ که بر پایهٔ یک داستان واقعی ساخته شده، کار را به سطحی دیگر میبرد. از صحنهٔ اول تا آخر، حسابی احساسات را برمیانگیزد؛ نویسندگیاش بسیار قوی است و در نحوهٔ پیشروی داستان چند غافلگیری خوب دارد. فیلمبرداری و طراحی صحنهها زیبا و جالب توجهاند و موسیقی متن فوقالعاده است. سگها در تمام طول فیلم بسیار دلنشیناند — بهویژه ستارهٔ فیلم، توگو (دیزل) — و لحظات متعدد با او همهٔ احساسات را برمیانگیزد: از شادی تا اندوه و هر چیز میانشان. اجرای ویلم دفو برجسته است و جولیان نیکولسون هم شایستهٔ تحسین است. فیلم دقیقی است و درست برخلاف انتظاراتم، در بهترین شکل ممکن ظاهر شد؛ خوشحالم که نقدهای مثبتی هم دربارهاش وجود دارد. تماشای آن واجب است.
اگر بتوانید معادل داروییِ پونی اکسپرس را تصور کنید، آنگاه تا حدی با محور داستان «توگو» آشنا میشوید. در آغاز، توگو سگی جوان و آزاردهنده بود که صاحبش، لئونارد سپالا، تقریباً آماده بود او را کنار بگذارد؛ اما پافشاری و عزم او باعث شد شایستگیاش ثابت شود و تبدیل به سگ پیشاهنگ تیم سورتمهای شود که سرم حیاتی را در مسافتی حدود دوصد مایل — اغلب در شرایط بسیار سخت تا منفی پنجاه درجه و بادهای بیش از شصت مایل در ساعت — به دورافتادهترین نقاط شمالی رساند. راستش من طرفدار پروپاقرص سگها نیستم و هرچند دستاوردهای شگفتانگیز سگها و رامکنندهشان انکارناپذیر است، این فیلم برای من کمی تکراری شد و گاهی تصاویر کامپیوتری به کمکش نیامد؛ فیلم بیشتر برای متقاعد کردن ما به شرایط خطرناک، روی صدا تکیه میکند تا تصویر، و این برای چشمان من کاملاً اقناعکننده نبود. دفو بازی قابل قبولی دارد و جولیان نیکولسون در نقش همسرش کونستانس نیز خوب ظاهر شده؛ نسخهٔ جوانتر توگو اجرای پرشور و پرانرژیای ارائه میدهد که بین عزم، شیطنت و لجبازی محض تعادل برقرار میکند و نشان میدهد شاید هر صاحب دیگری او را در کیسهای میگذاشت و در رودخانهٔ تند میانداخت! مانند «ندای وحش»، این هم داستانی از استقامت است که به نظرم میتوانست واقعیتر و کمتر مبتنی بر خطراتِ کامپیوتری باشد، اما اگر عاشق در آغوش کشیدن سگها هستید، قطعاً از آن لذت خواهید برد.
سگی که سختترین بخش کار را انجام داد، هرگز مجسمه نگرفت. در سال ۱۹۲۵، شیوع دیفتری جان کودکان نوم، آلاسکا را تهدید کرد. تنها راه رساندن سرم در زمستان، با سورتمه و سگ بود تا حدود ۷۰۰ مایل یخزده را پشت سر بگذارند. تاریخ آنچه را که به یاد آورد، بالتو بود — سگی که در آخرین تیم رساندن وارد نوم شد و با سر و صدا پذیرفته شد. اما تاریخ توگو را فراموش کرد؛ هاسکی سیبریاییای که بیش از ۲۶۰ مایل را همراه رامکنندهاش لئونارد سپالا طی کرد، شامل خطرناکترین بخش عبور از نورتون ساوند در طوفان برفی. سهم توگو طولانیتر و خطرناکتر از هر تیم دیگری در رله بود؛ تیم بالتو تنها پنجاه و پنج مایل آخر را دوید. فیلمِ اریکسون لاکس این بیعدالتی را پنهان نمیکند؛ آن را پررنگ میکند و احساسات را بهدرستی بهدست میآورد. ویلم دفو در نقش سپالا بازیای دارد که همهچیز اطرافش را تقویت میکند؛ او رابطهٔ انسان و سگ را دقیقاً همانطور که هست — یک شراکت — نشان میدهد، نه یک دلبستگی یکطرفه. وقتی توگو تصمیمهایی میگیرد که جان تیم را نجات میدهد، دفو آن را نه با تعجب که با بهرسمیتشناختن واکنش نشان میدهد. تصویربرداری آلاسکا در فیلم واقعاً خشن است؛ بخشهایی در ایسلند فیلمبرداری شده و سرما را بهعنوان یک حضور فیزیکی عرضه میکند نه صرفاً پسزمینهای بصری. سکانسهای رساندن سرم تنش واقعی ایجاد میکنند حتی وقتی نتیجه را میدانید. کاری که «توگو» خوب انجام میدهد ساده است: سوابق تاریخی را تصحیح میکند بدون اینکه این تصحیح را بهشکلی موعظهآمیز تبدیل کند. فیلم دربارهٔ سگ و مسیر است؛ بیعدالتی صرفاً زمینه است، نه محتوای اصلی. هر داستانی که ابتدا روایت میشود لزوماً بهترین داستان برای گفتن نیست — این یکی ارزش انتظار را داشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران