فیلمی دلفریب، بامزه و جذاب که حتی تا آنجا توصیف شده؛ فیلمِ عشقبازیِ ژان لوک گدار و آنا کارینا. در یکی از جلوههای همیشگی گدار که نقلقولهای سینماییاش را میپسندم، آنا کارینا جملهای از نمایشنامهٔ آلفرد دو موسه («با عشق بازی نکن») را بازمیگوید:
«مردان همه دروغگو، بیوفا، و پستاند و بردهٔ احساساتند. زنان همه خیانتکار، مضحک، کنجکاو و فاسدند. آدمها بارها در عشق فریب میخورند،...
فیلمی دلفریب، بامزه و جذاب که حتی تا آنجا توصیف شده؛ فیلمِ عشقبازیِ ژان لوک گدار و آنا کارینا. در یکی از جلوههای همیشگی گدار که نقلقولهای سینماییاش را میپسندم، آنا کارینا جملهای از نمایشنامهٔ آلفرد دو موسه («با عشق بازی نکن») را بازمیگوید:
«مردان همه دروغگو، بیوفا، و پستاند و بردهٔ احساساتند. زنان همه خیانتکار، مضحک، کنجکاو و فاسدند. آدمها بارها در عشق فریب میخورند، جراحت میبینند و بدبخت میشوند. با اینحال آدمها عشق میورزند. و آنگاه که تا لبهٔ گور خود میرسند، پشتسر را نگاه کرده و با خود میگویند: بسیار رنج بردم، گاهی دچار اشتباه شدم، اما من دوست داشتم.»
مطمئنم که همهٔ دخترها این فیلم را دوست خواهند داشت.
ژان-لوک گدار در دو فیلم نخستش (À bout de souffle و Le petit soldat) از نوآر آمریکایی برداشتهایی گرفته بود، اما Une femme est une femme (A Woman Is a Woman، 1961) مسیرش را کاملاً عوض میکند و به گونهای از کمدی-موزیکالهای آمریکایی نزدیک میشود: شخصیتها گاه میخوانند و میرقصند و دوربین بین نمایشهای واقعگرایانه و این بخشهای موزیکال جهش میکند. بهعنوان یکی از چهرههای بنیانی موج نو فرانسه که میخواست قواعد را بههم بزند، گدار عناصر مخصوص خودش را هم اضافه میکند: مثلاً در آغاز فیلم موسیقیمتن بارها و ناگهانی قطع و وصل میشود، معادلی شنیداری برای همان برشهای ناگهانیِ نگرانکنندهای که آغازگر کارش بود. اشارههایی به فیلمهای قبلیاش و همنسلان موج نو دیده میشود و کمی لحن طعنهآمیز نسبت به تنشهای سیاسی فرانسه هم به چشم میخورد.
خلاصهٔ داستان ساده است: آنگلا (آنا کارینا)، رقصندهٔ کاباره که میل چندانی به مقابله با نقشهای جنسی سنتی در دوران زایش فمینیسم نشان نمیدهد، بچه میخواهد. وقتی او از شریکش امیل (ژان-کلود بریالی) آن را بهدست نمیآورد، به تدریج پیشنهادهای آلفرد (ژان-پل بلووه)، بهترین دوست امیل، را میپذیرد. پایان مثلثِ عاشقانه برای فیلمی ساختهٔ 1961 تا حدی غافلگیرکننده است. توصیف مناسب برای این فیلم «بامزه» است: شخصیتها زیاد جر و بحث میکنند اما همیشه با پاسخهای بانمک و زیرکانه. کارینا در اینجا هنوز به سطح بازیهای درخشانِ نقشهای بعدیاش نرسیده و گدار او را بیشتر مانند عروسکِ باربی بهکار میبرد (خوشتیپ اما سطحی)، اما برای این داستانِ خاص جواب میدهد. فیلم بدون فیلمنامهٔ ثابت فیلمبرداری شده و هرچند کاملاً بیقید نیست، عناصر بداههپردازی آشکاری دارد که به جذابیت اثر میافزایند — مانند برخوردهای شخصیتها با پاریسیهای روزمره در صحنههای خیابانی.
آنا کارینا در این کمدی-عاشقانهٔ نسبتاً دیوانهوار خوش درخشیده است. او نقش آنگلا را بازی میکند، رقصندهای که با امیل خوشزندگی میکند اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: او میخواهد خانواده تشکیل دهد در حالی که امیل ترجیح میدهد دوچرخهسواری کند. امیل آدم نسبتاً ملاحظهای است و پیشنهاد میدهد شاید او با بهترین دوستش آلفرد این کار را بکند تا همه راضی باشند — پیشنهادی که معلوم نیست امیل قبل از گفتن با دوستش مطرح کرده باشد! در طول حدودِ یک ساعت بعد، گدار ما را به رقصی شاد میبرد که گاهی شبیه سبکِ «کَری-آن» است. با همراهیِ موسیقی شاد و شیطنتآمیز میشل لوگران، خیلی زود خود را در میانِ مثلثی میبینیم که سوتفاهمها، حسادت و تعداد زیادی آهنگِ شارل آزناوور در آن نقش دارند. شاید فوقالعاده خندهدار نباشد، اما بین این سه شخصیت اتفاقات زیادی میافتد و دیالوگها حتی در ترجمه هم نسبتاً صریح و بیپرده دربارهٔ مسائل قلبی هستند — کمی احساساتزدگی وجود دارد و ما در این فیلم زیاد درگیر اشک و احساسات عمیق نمیشویم. احتمالاً حضور کوتاهِ ژان مورو که در یک بار نوشیدنیای مینوشد هم دیده میشود که آن هم نکتهٔ خوشایندی است. شاید فیلم چندان ماندگار نباشد، اما برای نود دقیقه تماشاگر را خوشایند و دلپذیر سرگرم میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران