نامزد ۳ جایزهٔ اسکار؛ ۱۶ جایزه و در مجموع ۴۹ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان4102
از این بازآفرینی در مجموعهٔ آثار سینمایی اچ. جی. ولز لذت بردم. جلوههای ویژه عالیاند (از نظر یک آماتور) و بازیگری و اکشن هم بیش از حدّ لازم خوباند. علاوه بر این، تا حد قابل قبولی به فضای علمیتخیلی نویسنده وفادار مانده و طرفداران رمان کلاسیک را راضی میکند. باید بگویم از رفتار پسر که بیش از حد نوجوانوار بود کمی خسته شدم، اما او...
از این بازآفرینی در مجموعهٔ آثار سینمایی اچ. جی. ولز لذت بردم. جلوههای ویژه عالیاند (از نظر یک آماتور) و بازیگری و اکشن هم بیش از حدّ لازم خوباند. علاوه بر این، تا حد قابل قبولی به فضای علمیتخیلی نویسنده وفادار مانده و طرفداران رمان کلاسیک را راضی میکند. باید بگویم از رفتار پسر که بیش از حد نوجوانوار بود کمی خسته شدم، اما او و شخصیت تام کروز تا پایان فیلم رشد شخصیتی نشان میدهند. تام از آن بازیگرانی است که انگار اغلب نقش خودش را بازی میکند، اما به گمانم کار بسیار پیچیدهتری پشت آن است. مطمئن نیستم اگر داستین هافمن مقابل بازیگری ضعیفتر از کروز بازی میکرد، برای «Rain Man» اسکار میگرفت یا نه.
فکر میکنم چند صحنه را میشد حذف کرد، مثل صحنهای در زیرزمین با حضور کروز، دخترش و مردی که آنجا زندگی میکرد؛ آن صحنه سرعت داستان را کند میکرد، حالوهوای درام را تغییر میداد و به نظر من چیز زیادی به فیلم اضافه نمیکرد. با این حال، فیلم همانی است که هست و در کل «جنگ دنیاها» برایم سرگرمکننده بود. پیدا کردن فیلمهای خوب علمیتخیلی سخت است.
برای اولین بار بعد از ۱۵ سال دیدم؛ داستان بیمحتوا، شخصیتهای آزاردهنده (هر دو کودک اعصابم را خرد کردند) و قهرمانی که فقط دور میدود—همان کاری که تام کروز خوب انجام میدهد—اما در نهایت هیچ تأثیری بر سرنوشت ندارد، چون پایانبندی... باکتریها بودند. بله، امروز هم مثل گذشته احمقانه بود. لااقل جلوههای بصری و طراحی صدا هنوز خوباند. امتیاز: ۲.۵ از ۵.
گاهی بهتر است کاری را دستنخورده گذاشت؛ این بازسازی از نسخهٔ ۱۹۵۳ چیزی جز جلوههای ویژهٔ پیشرفتهتر اضافه نمیکند. این فیلم وسیلهای برای نمایش تام کروز است و به استیون اسپیلبرگ اجازه میدهد تا این اثر تهدیدآمیز و برانگیزانندهٔ فکر را به یک ملودرام خانوادگی تبدیل کند: ستاره و خانوادهٔ از همپاشیدهاش سرتاسر کشور را میگردند تا از هراسی که از آسمان فرو میریزد فرار کنند. این ساختههای فلزی بیرحماند و همهچیز را در مسیرشان نابود میکنند، اما به شکلی عجیب تمرکز فیلم بیشتر روی اختلافات بین «ری» و «رابی» (جاستین چتوین) و اینکه آیا «ریچل» (داکوتا فنینگ) میتواند عروسک دوران کودکیاش را نگه دارد یا نه، است. جلوهها خوباند؛ لیزرها، آتشبازیها، انفجارها و صحنههای ویرانی چشمگیرند—اما بهطرز عجیبی کمتر از نسخهٔ پنجاه سال قبل تأثیرگذار بودند. بازیگران اغلب با چهرههای وحشتزده به صفحههای سبز زل میزنند، دیالوگهایی کلیشهای وجود دارد و در نهایت فیلم بیشتر دربارهٔ آدمهای درون و پشت ماجراست تا دربارهٔ تسلط بیگانگان بر دنیا. بعد از نزدیک دو ساعت، پایان و اهمیت عظیم آن تقریباً به یک فکر فرعی تبدیل میشود در برابر داستان خستهکنندهٔ اینکه طی سالها چه بلایی سر خانوادهٔ فریر آمده است. گاهی کروز کاریزما به صفحه میآورد؛ اینجا کم میآورد و به نظرم این فیلم پیروزی تجاری بر خلاقیت است—از اوایل فیلم خودم را تشویقکنندهٔ بیگانگان یافتم.
تجسمی پرتنش، جدی و تکاندهنده از کلاسیک اچ. جی. ولز. تام کروز در بازیاش عالی است و تا حد زیادی از تام کروزِ همیشگی فاصله میگیرد و داکوتا فنینگ از همه بهتر بازی میکند. نمیتوان این فیلم را صرفاً تماشای لذتبخش خواند چون گاهبهگاه از نظر عاطفی تأثیرگذار است و واقعیتهای خامی دربارهٔ طبیعت انسان نشان میدهد. فیلم موفق میشود ریتمی پیوسته و تند را حفظ کند بدون اینکه دیدنش خستهکننده باشد. ارزش قرار گرفتن در مجموعهتان را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران