این فیلم داستان مردی را روایت می کند که با وجود بالا رفتن سنش، از درخواست کمک از دخترش اجتناب می کند. او سعی دارد تا از شرایط متغیر خود سر در بیاورد. چندی بعد او به کسانی که دوستشان دارد، ذهن خود و حتی چهارچوب اصلی چیز هایی که باور دارد نیز شک می کند...
این فیلم داستان مردی را روایت می کند که با وجود بالا رفتن سنش، از درخواست کمک از دخترش اجتناب می کند. او سعی دارد تا از شرایط متغیر خود سر در بیاورد. چندی بعد او به کسانی که دوستشان دارد، ذهن خود و حتی چهارچوب اصلی چیز هایی که باور دارد نیز شک می کند...
برندهٔ ۲ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۳۹ جایزه و ۱۷۱ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان142
اگر از نقدهای بدون افشای داستان خوشتان میآید، این فیلم تجربهای تمامعیار و درگیرکننده از زوال عقل را ارائه میدهد. فیلم بر اساس نمایشنامه برنده جایزه فلوریان زِللِر ساخته شده و خود او در نخستین تجربه کارگردانی بلندش، با فیلمنامهای همراه کریستوفر همپتون، تماشاگر را درست به درون ذهن قهرمان داستان میبرد؛ روایتی که از همان دقیقه اول تا پایان حس سردرگمی و فروپاشی واقعیت...
اگر از نقدهای بدون افشای داستان خوشتان میآید، این فیلم تجربهای تمامعیار و درگیرکننده از زوال عقل را ارائه میدهد. فیلم بر اساس نمایشنامه برنده جایزه فلوریان زِللِر ساخته شده و خود او در نخستین تجربه کارگردانی بلندش، با فیلمنامهای همراه کریستوفر همپتون، تماشاگر را درست به درون ذهن قهرمان داستان میبرد؛ روایتی که از همان دقیقه اول تا پایان حس سردرگمی و فروپاشی واقعیت را از منظر او منتقل میکند.
آنچه فیلم را متفاوت میکند نحوه قصهگویی نامتعارف و خلاق زِللِر است. بهجای یک روایت عینی درباره بیماری، سازندگان ما را در پوست مردی سالخورده که آرامآرام از واقعیت فاصله میگیرد قرار میدهند؛ دیدگاهی ترسناک و دلخراش که تماشاگر را در هر صحنه و تأثیر آن شریک میکند. هرچه جلوتر میرویم، آنچه بهنظر آنتونی واقعی میآید برای ما متفاوت از واقعیت مینماید و همین تضاد است که هم تکاندهنده و هم اندوهناک است.
آنتونی هاپکینز اجرای درخشان و شایستهٔ ستایش دارد؛ بازیای قدرتمند که تقریباً تمام بار احساسی فیلم را بر دوش میکشد. الیویا کلمن، اولهیمن و ایموژن پوتس هم بهخوبی در نقشهای خود ظاهر شدهاند و به بار عاطفی اثر کمک میکنند. در مجموع، ترکیب بازیها تماشاگر را همدرد و مشغول نگاه داشتن احساسات میکند.
از نظر فنی، تدوین یُورگوس لامپرینوس و تصویربرداری بن اسمیتارد در خلق ریتم و اتمسفر فیلم نقش بسیار مؤثری دارند؛ کنترل لحن و ضرباهنگ فیلم بسیار دقیق است. اما در میان عناصر فنی، موسیقی لودویکو ایناودی بیش از همه خود را نشان میدهد؛ قطعاتی که در لحظات کلیدی تأثیرگذارند و تغییر تدریجی ادراک آنتونی از واقعیت را برجسته میکنند. استفاده گسترده از نماهای بلند نیز فرصت میدهد بازیگران در نقشهای لایهدار خود بمانند و تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند.
با این حال، برخی از انتخابهای ساختاری بحثبرانگیز است. بهعنوان مثال گاهی دو بازیگر متفاوت نقش یک شخصیت را ایفا میکنند که میتواند برای بیننده گیجکننده باشد و برخی آن را تا حدودی مصنوعی یا گیمیکی میدانند. همچنین سرعت روایت برای برخی کند بهنظر میرسد. اما حتی با وجود این انتقادات، تأثیر احساسی و درونی فیلم قوی و بیرحم باقی میماند.
از منظر شخصی، این فیلم برایم تجربۀ بسیار عمیقی بود؛ به یاد آوردن سالهای پایانی زندگی یکی از نزدیکانم و حس تردید نسبت به دیدارها در آن روزها، شبِ بیخوابی برایم ساخت و مدتها ذهنم را درگیر کرد. همین ارتباط شخصی دلیلِ دادن بالاترین نمره و توصیهٔ قوی من به دیدن فیلم است.
خلاصه اینکه "پدر" تصویری ویرانگر و غمانگیز از بیماری رو به پیشرفت زوال عقل ارائه میدهد؛ فیلمی که با روایت درونی، بازیهای تحسینبرانگیز و موسیقی برجسته، تماشاگر را تحتتأثیر قرار میدهد. اگر دنبال تجربهای احساسی، تکاندهنده و قابلتأمل هستید، این فیلم را از دست ندهید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران