«جمعه سیزدهم» یکی از بزرگترین ناامیدیها در میان بازسازیهای کلاسیک وحشت بود. بعد از دیدن تریلرها فکر میکردم فیلم جدیتری باشد؛ پیشنمایشها این توهم را ایجاد کردند که قرار است به گذشتهٔ جیسون پرداخته شود یا قتلهای بسیار خونینی ببینیم، اما واقعیت دقیقاً نقطهٔ مقابل آن بود. من از آن طرفداران وحشت نیستم که بخواهم همهچیز دربارهٔ خاستگاهِ ضدقهرمانها را بدانم، ولی در این مورد...
«جمعه سیزدهم» یکی از بزرگترین ناامیدیها در میان بازسازیهای کلاسیک وحشت بود. بعد از دیدن تریلرها فکر میکردم فیلم جدیتری باشد؛ پیشنمایشها این توهم را ایجاد کردند که قرار است به گذشتهٔ جیسون پرداخته شود یا قتلهای بسیار خونینی ببینیم، اما واقعیت دقیقاً نقطهٔ مقابل آن بود. من از آن طرفداران وحشت نیستم که بخواهم همهچیز دربارهٔ خاستگاهِ ضدقهرمانها را بدانم، ولی در این مورد اضافهکردن چند فلشبک دربارهٔ گذشتهٔ جیسون وورهیز قابل قبول میبود. متأسفانه این بازسازی تمام فرصتها را برای جذابتر کردن داستان از دست میدهد و در عوض تعداد زیادی موقعیت کمدی اغراقشده و نامؤثر ارائه میکند که جاگذاریشان بد است و امکان ایجاد حس واقعی وحشت را از بین میبرد.
وجود موقعیتهای کمدی در فیلمهای اسلشر تعجبآور نیست، اما در این بازسازی تلاشهای کمدی بهطرز نامناسبی جاگذاری شده و گویی تهیهکنندگان آن را برای فروش بیشتر بهزور وارد فیلم کردهاند. مثالی میزنم: بعد از یک تعقیب بسیار پرتنش، فیلم به صحنهای میپردازد با یک هیلبیلی کلیشهای شهوتران که مشغول تمنای جنسی نسبت به یک مانکن است؛ جیسون بهساکت از پشت به او نزدیک میشود تا او را بِتراشد. چگونه میشود در یک صحنه هم شوخیهای ارزان و هم تنش را با هم مخلوط کرد؟ نتیجه واضح است: خوب از آب درنمیآید. صحنهٔ قتل بهجای ایجاد احساس ناخوشی، تنش یا شوک، سالن سینما را به خنده انداخت — تماشاچیان داشتند دربارهٔ مردی که از دست دادنِ بکارتش با یک مانکن را تعریف میکرد میخندیدند. بدتر آنکه آن شوخی متعلق به پانزده سال قبل بهنظر میرسید و حتی در آن زمان هم خندهدار نبود.
خشونتهای تصویری هم بسیار ناامیدکنندهاند. امروزه در فیلمهای اسلشر معمولاً شاهد قتلهایی خلاقانه و بیرحمانه هستیم و اگر فیلمنامه ضعیف باشد، حداقل میتوان از این خشونتها رضایت برد. وقتی فهمیدم مارکوس نیسپل کارگردان فیلم است، کمی امیدوار شدم چون او بازسازی «کشتار با ارهبرقی تگزاس» را ساخته بود که نمونهای است از بازسازیای که شاید بهتر از اصل نباشد اما جدیتر و خونینتر و بهطور کلی پُرکنندهتر است. طبیعتاً انتظار داشتم بازسازی «جمعه سیزدهم» در همان فضا باشد، اما این انتظار کاملاً غلط از آب درآمد. در این فیلم خونریزیها کاملاً قانعکننده نیست و گاهی قتلها حتی خندهدار از کار درآمدهاند. در برخی صحنهها سالن سینما منفجر از خنده شد و در آن موارد خودم هم موافق بودم.
مسألهٔ دیگری که آزاردهنده بود، این است که میشد کمی بیشتر دربارهٔ شخصیت خانم وورهیز نشان داد، اما او فقط در نخستین ثانیههای فیلم ظاهر میشود و صحنههایش با تیتراژ ابتدایی ترکیب شدهاند که به نظر من نوعی خودتخریبی است. مواجههٔ پامِلا وورهیز با یکی از مشاوران کمپ یکی از نقاط قوت سری «جمعه سیزدهم» است و باید با همان درجهٔ تنش بازسازی میشد. بسیاری از طرفدارانِ نسخهٔ اصلی مشتاق بودند بیشتر دربارهٔ مادر جیسون بدانند و او را بیشتر روی پرده ببینند؛ اما ظاهراً سازندگان حتی از این فرصت هم استفاده نکردند. البته ما کمی از محیط جیسون میبینیم — شخصیتها از خانهاش دیدن میکنند و نشان دادن اتاق خوابش ایدهٔ خوبی بود تا ثابت کند زمانی این «ماشین قتل» یک پسر معصوم با زندگی عادی بوده — اما این کمکی به جبران کمتوجهی به فضای داستانیِ پامِلا وورهیز نمیکند.
در نهایت «جمعه سیزدهم» تبدیل به یک کمدی نوجوانانه با شوخیهای بیمایه و قتلهای نابهجا از ابتدا تا انتها شد. اگر کنجکاو هستید ممکن است ارزش یک بار دیدن را داشته باشد، اما مگر اینکه نوجوانی ساده باشید که همهچیز برایش خندهدار است، انتظار هیچ چیز حتی نزدیک به خوب را نداشته باشید؛ در غیر اینصورت ناامید خواهید شد.
---
بترسندهتر و با جیسونی خطرناکتر، اما نه بهاندازهٔ سرگرمکننده
بعد از دیدن «قسمت پنجم: آغاز نو» در تلویزیون اواخر دههٔ ۹۰ طرفدار سری «جمعه سیزدهم» شدم و از آن پس همهٔ فیلمهای این مجموعه را دیدم. بازسازی سال ۲۰۰۹ عناصر چهار فیلم اول را میگیرد، عناصر شوخیآمیزِ قسمت سوم (و همچنین قسمتهای V، VI، IX و X) را حذف میکند و ترسهای بهتری ارائه میدهد با یک جیسون خطرناکتر که میدود، تیرکمان میزند، از تلهها استفاده میکند و نقشه میریزد. در سری اصلی جیسون شبیه نیرویی توقفناپذیر و شبهمردهبود که با پیشروی سری هر بار جنبهٔ شیطانیتر و هیولاوارتر پیدا میکرد. در این نسخه او انسانیتر بهنظر میرسد که منطقی است چون داستان در اوایل خط زمانی قرار دارد و جیسون هنوز به آن موجود زندهـمردهٔ جهنمی تبدیل نشده است.
جذابیت سری برای من نه در خشونت یا تعداد قتلها که در روایت گروهی از جوانان است که در طبیعت جمع میشوند؛ حضور یک قاتل روانی تهدید و تعلیق لازم را ایجاد میکند و جیسون یک دشمن/هیولای باکیفیت است. بهطور خلاصه، «جمعه سیزدهم» سری سرگرمکنندهای با عناصر وهمآلود است، هرچند من هیچوقت فیلمها را خیلی ترسناک نیافتم، حتی دو فیلم اول که جدیترین حالوهوا را دارند. البته پرشهای ناگهانی وحشت (jump-scares) زیاد هستند، اما منظور من چیز دیگری است. نکتهٔ خوب در بازسازی ۲۰۰۹ این است که جنبههای شوخطبعانه را کنار گذاشته و رویکردی جدیتر را انتخاب کرده؛ علاوه بر این چند سکانس واقعاً ترسناک هم دارد که پیش از این در باقیِ سری تجربه نکرده بودم، و چند صحنه با تعلیق واقعی مثل وقتی که جیسون سه قهرمان اصلی را از تونلها تعقیب میکند.
بازیگران عمدتاً چهرههای تازهکارند، اما سه قهرمان اصلی — یک برادر و خواهر و دختری موشر (brunette) که به آن برادر علاقهمند میشود — خوب و دوستداشتنیاند. همیشه خوب است که شخصیتهایی برای هُل دادن تماشاگر وجود داشته باشند. واقعاً تنها دو شخصیت آزاردهنده وجود دارند: یک هیکِ رِدنِکِ ترسناک (و مانکن «سوپراستار» او) و مرد تکروی متکبر که پدرش صاحب خانهٔ تعطیلات است.
یک ویژگی غیرمعمول و منحصر بهفرد فیلم برای من، پیشدرآمد ۲۴ دقیقهای قبل از تیتراژ ابتدایی است؛ این یکی از طولانیترین پیشدرآمدها در تاریخ سینماست. باید حقِ خلاقیت سازندگان را داد که امتحانهای متفاوتی کردهاند.
این بازسازی از نظر ظاهری هم بهتر از فیلمهای قدیمی بهنظر میرسد؛ منظورم عمدتاً جنگلهای ترسناک در شب است — که طبیعی است با توجه به پیشرفت تکنولوژی فیلمبرداری و بودجهٔ بالاتر نسبت به دههٔ ۱۹۸۰.
سری بهخاطر مجموعهٔ زنانِ قابلتوجهش در هر قسمت شناخته شده، اما این نسخه بهاندازهٔ بسیاری از فیلمهای مجموعه قوی نیست. بازیگرانی مثل آماندا (آمریکا الیوو) در پردهٔ اول و ویتنی (آماندا ریگیِتی) و جنا (دنیل پانابیکر) در نقشهای اصلی زن خوباند اما در سطح برخی از زنان خاطرهانگیزِ سری نیستند؛ البته در نهایت سلیقه حرف اوّل را میزند.
کلام آخر: معیار اصلی من برای سنجش ارزش یک فیلم این است که آیا مرا درگیر میکند و باعث میشود گذر زمان را فراموش کنم یا نه. این بازسازی در این زمینه موفق است. اگرچه هیچچیز جای فیلم اصلی ۱۹۸۰ و دنبالهٔ مستقیم آن را نمیگیرد، این نسخه شایستهٔ اعتبار است چون چند لحظهٔ ترس واقعی تولید میکند — چیزی که در باقیِ سری کمتر دیدهام؛ علاوه بر این، یک تریوی قابل قبول از قهرمانان و سکانسهایی با جنبش و شتاب واقعی ارائه میدهد.
بهجز اینها، بازسازی بیشتر همان چیزهای قبلی است، اما دستکم بهخوبی دنبالههای بهتر میمانَد؛ هرچند بهدلیل هدفگذاری روی وحشت جدی، بهاندازهٔ بعضی از دنبالهها سرگرمکننده نیست. نیمهٔ اول فیلم مؤثرتر از نیمهٔ دوم است. همچنین این فیلم به عظمت بازسازی ۲۰۰۹ «آخرین خانه در سمت چپ» نزدیک نمیشود؛ آن فیلم یک شاهکار بود که از یکبعدیبودن بسیاری از اسلشرها فراتر میرفت — البته انتظار چنین سطحی را از «جمعه سیزدهم» ندارم و لزوماً هم نمیخواهم.
نسخهٔ «کیلر کات» ۱۰۵ دقیقه و نسخهٔ سینمایی ۹۷ دقیقه است. فیلم دارای درجهبندی سنی R و محتوای خشنی است.
نمره: B
---
«جمعه سیزدهم» — نقد بلند
«جمعه سیزدهم» که اولینبار در ۱۹۸۰ منتشر شد، یکی از موفقترین فرنچایزهای سینمایی را آغاز کرد. حالا، ۳۱ سال بعد، نسخهٔ جدید «جمعه سیزدهم» بهعنوان بازسازی منتشر شده و وقت آن است ببینیم جیسون وورهیز در این نسخه چه کار میکند، چه چیزهایی تغییر کرده و چه چیزهایی همان ماندهاند.
فیلم تا حدی از پیشروی چهار فیلم اول پیروی میکند: تیتراژ آغازین صحنهای از پامِلا وورهیز در ۱۳ ژوئن ۱۹۸۰ دارد که با ماچته گردن یکی از مشاوران کمپ کریستال لیک را قطع میکند — همانطور که در داستان اصلی بود. این افتتاحیه قدرتمندی برای ادامهٔ فیلم است؛ در یک بازسازی باید روزی پامِلا را نشان بدهی، اما نمیتوانی زمان زیادی از ۹۰ دقیقهٔ ارزشمند را به او اختصاص دهی. در این نقطه فیلم از نسخهٔ اصلی منحرف میشود: موسیقی هری مانفردینی (آن صدای معروف «کی-کی-کی، ما-ما-ما») در فیلم هست اما این بار جیسون زنده است، مادرش را میبیند که سرش قطع شده و از آن پس ساطورِ نمادینش را برمیدارد و عادتهای بدی پیدا میکند.
پس از تیتراژ گروه جدیدی از جوانان ظاهر میشوند؛ دنبال مواد مخدر هستند، قبل از ازدواج رابطهٔ جنسی برقرار میکنند، مست میشوند، جاهایی میروند که نباید و عملاً خود را برای مردن آماده میکنند. اما چیزی کم است: بازیگران! تنها یک بازیگر از آن فهرستِ تبلیغاتی در این گروه حضور دارد، پس از ابتدا معلوم است این آدمها جایی نخواهند رفت. تا وقتی این گروه کشته میشوند، عنوان «جمعه سیزدهم» را میبینیم و فیلم آغاز میشود — متأسفانه تا آن زمان فیلم قبلاً چند شخصیت را معرفی و حذف کرده و حسِ تماشای دنباله را در شما ایجاد میکند، انگار ۲۳ دقیقه از فیلم را از دست دادهاید.
گروه نوجوان شلوغ برنامههای مشابهی دارند اما در مقایسه با شخصیتهایی که چند دقیقه قبل دیدیم قابلباورتر نیستند. بازی تریویس ون وینکل در نقش ترنت، «پَولاِتِ غنی» و آرون یو در نقش چویی، سنگِ دوستداشتنی، تا حدی فیلم را نجات میدهند. شخصیت کلِیِ جارِد پادالِکی (تجدیدِ نقش راب از قسمت چهارم) کاملاً نامناسب است — شاید بهخاطر شهرتش در سریال «سوپرنچرال» یا شاید به قصدِ عمداً بد بازی کردن؛ بههرحال قهرمان فیلم چندان در فیلم جا نمیافتد که نکتهٔ منفیای است.
هرچند فیلم کمبود آشکارِ سوراخهای منطقی ندارد، اما انگار سازندگان سعی کردهاند کار را قبل از تاریخ اکران جمعهٔ ۱۳ فوریه بهپایان برسانند. من عاشق نوآوری و ترفندهای تبلیغاتیام، اما آنچه بیش از همه برایم اهمیت دارد محصول نهایی است؛ زمانی که میشد صرف پر کردن جاهای خالی و اصلاحِ چیزهایی شود که فیلم کم دارد، بهتر صرف شد.
هیاهوی مربوط به محتوای جنسی فیلم اغراقشده بهنظر میرسد. شایعه شده مایکل بی از اولین نمایش بیرون آمده بهخاطر صحنههای جنسی، اما پس از دیدن فیلم این ادعا برایم سخت قابلباور است. هرچند صحنههای جنسی انگار صرفاً برای وجود داشتن گذاشته شدهاند، اما واقعاً زیاد هم نیستند. پس از همهٔ مشکلات، مهمترین چیز را درست انجام دادهاند: جیسون. با ماسک هاکی شناختهشده و ماچته در دست، آقای وورهیز کارش را خوب انجام میدهد. این نسخهٔ جیسون باورپذیرتر از بسیاریِ نسخههای دیگر است؛ درِک میرز نقش را بهخوبی بازی کرده — او یک نیروی فراطبیعیِ غیرقابلتوقف نیست، بلکه یک شکارچیِ ماهر است؛ تقریباً ضدقهرمان.
بازسازی ۲۰۰۹ از آن نوع فیلمهایی است که میتانی دوباره ببینی و پس از تمام شدن بخواهی فوراً از اول تماشا کنی، حتی خودت نمیدانی چرا.
---
بهروزرسانیای مدرن از یک مورد کالت در ژانر وحشت...
واقعاً ترسناک و مملو از سکانسهای خونین!
---
این فیلم بهعنوان بازسازی یک کلاسیک بد نیست، اما با توجه به انبوه کلیشهها و تاریخچهٔ عظیم جیسون و فرنچایز، نسبتاً کمتحرک است. از نظر فنی خوب و خوشساخت است و ظاهرِ خوبی دارد، اما شخصیتها کمعمقاند، کارگردانی گاهی کمی مسطح است، و جیسون هم همان کاری را میکند که انتظار میرود ولی فراتر نمیرود. اگر قرار بود بهتر باشد، میشد کار بهتری از آن درآورد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران