یک مهاجر سالخورده چینی درگیر ماجراهای خطرناک می شود، او تنها فردی ست که می تواند با کاوش در جهان های دیگر و ارتباط با زندگی های تحت هدایتش دنیا را نجات دهد.
یک مهاجر سالخورده چینی درگیر ماجراهای خطرناک می شود، او تنها فردی ست که می تواند با کاوش در جهان های دیگر و ارتباط با زندگی های تحت هدایتش دنیا را نجات دهد.
برندهٔ ۷ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۴۰۸ جایزه و ۳۸۲ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان790
«Everything Everywhere All at Once» بدون شک یکی از بهترین فیلمهای سال است و بالاخره نام دنیلزها را وارد نگاه عموم کرد. با بودجهای کم، شرمآور است که بسیاری از بلاکباسترهای گرانقیمت هالیوود حتی به اندازه کمی از این خلاقیت، تخیل، هیجان و احساسات نزدیک نشوند. میشل یئو در راس بازیگران قرار دارد و فیلم هم به کارنامه نمادین او ارج مینهد؛ در ۵۹ سالگی...
«Everything Everywhere All at Once» بدون شک یکی از بهترین فیلمهای سال است و بالاخره نام دنیلزها را وارد نگاه عموم کرد. با بودجهای کم، شرمآور است که بسیاری از بلاکباسترهای گرانقیمت هالیوود حتی به اندازه کمی از این خلاقیت، تخیل، هیجان و احساسات نزدیک نشوند. میشل یئو در راس بازیگران قرار دارد و فیلم هم به کارنامه نمادین او ارج مینهد؛ در ۵۹ سالگی او همراه تیم بدلکاری در صحنههایی واقعاً عجیب و خارقالعاده میدرخشد. رابطه مادر و دختر به عنوان هسته عاطفی داستان مسیر نسبتاً قابلپیشبینیای دارد و نیاز به چند دیالوگ بیشتر برای رسیدن به اوج قویتری احساس میشود، اما همچنان اشک و همذاتپنداری واقعی با شخصیتها را برمیانگیزد. از نظر فنی عناصر فیلم چنان خلاقانه و منحصربهفردند که ادعای «چیزی که قبلاً ندیدهاید» توجیهپذیر است.
فیلمی واقعاً درخشان و تماشایی؛ از هر جهت واجد دیدن است. «Everything Everywhere All at Once» از هر زاویهای چشمگیر است. بازیگران عالیاند و میشل یئو بیشک درخشانترین اجرا را ارائه میدهد—نمایشی که میتوان بارها دید. بازگشت کی هوی کوان هم شادیآور است و استفانی هو، جیمز هانگ و جیمی لی کرتیس همه بسیار خوباند. تمام شوخیها میخنداند و در کنار اکشن لذتبخش، سویهای معنادار هم دارد. بهختصار: فیلم برجستهای است—اگر فرصت دارید حتماً ببینید.
من از میشل یئو (اَولین) و جیمی لی کرتیس (دِیردر) در این برداشت سورئال و سرگرمکننده از موضوع چندجهانی لذت بردم. اویلین زنِ صاحب خشکشویی در حال ورشکستگی است که باید با خشم مأمور مالیاتی مقابله کند؛ همزمان همسر بیچارهاش و دختر تازهخارجشدهاش و پدر سلطهجو هم همراهشاند. ناگهان شکافی رخ میدهد و اویلین خود را در چندین واقعیت مییابد که در بعضی قدرتهای ویژه دارد و باید از دنیا در برابر نیرویی که تهدید به از هم پاشیدن لایههای وجود میکند محافظت کند. روایت سخت قابلارزیابی است؛ داستان جهش، تغییر مسیر و پرسه بسیاری دارد و کمابیش خطی نیست. این نمایشِ برجستهای از یئو است؛ کارگردانی و فیلمنامه اغلب خندهدار و دقیقاند که همزمان پرسشهای زیادی مطرح میکنند و از پاسخ دادن طفره میروند. دید دوم بسیار توصیه میشود؛ فیلم نکات بیشتری دارد که در نوبت دوم آشکار میشود و نمایش روی پرده بزرگ جلوههای بصری خوبی را نشان میدهد که به فیلم شخصیتمحور تحمیل نمیشوند.
فیلم بسیار خلاقانهای است، اما بهنظر من ارزش تمام هیاهو را ندارد. عنوان فیلم انتظارم را برانگیخت که با یک علمیتخیلی چندبعدی طرفم اما عناصر علمیتخیلی تنها پوششی بر پیرنگی نسبتاً بیهیجاناند. شاید سازندگان عمداً این رویکرد را داشتهاند؛ برای من فیلمی خوب بود اما نه فراتر—۷ از ۱۰.
خانواده «وانگ» ظاهراً خانوادهای خوشبختند، اما با بررسی بیشتر میبینیم هر یک نیازها، رویاها و ناخرسندیهای جالبی دارند. اویلین در میانه بحران میانسالی باید یاد بگیرد با اضطرابها، ترسها و مسائل خانوادگیاش کنار بیاید، و اطرافیانش هم باید یاد بگیرند چگونه با او و نیازهایشان زندگی مشترک را بازتعریف کنند. همه این مسائل همزمان با بحران کسبوکارشان شدت میگیرد؛ مأمور مالیاتی زندگیشان را سخت میکند و بین فاکتورها، بدهیها و خطر تعطیلی کسبوکارشان مانع ایجاد میکند. فیلم پرسشهایی درباره ترسهای اویلین و رابطهاش با خود، دختر، همسر و پدرش مطرح میکند و همزمان به مفهوم چندجهانی میپردازد.
اثری عجیب و بینظیر که رویکرد تازه و هوشمندانهای به موضوع چندجهانی دارد. واقعاً نمیدانم چه دیدم؛ این فیلم متفاوت از هر چیزی است که قبلاً دیده شده. نوشتار جسورانه و عجیبش شبیه یک فیلمنامه بدون مرز است و شاید کامل همه چیز را نفهمیدم، اما مطمئنم برای دوستداران سینما یا علاقمندان به علمیتخیلی واجبالتماشا است.
ایده وجود یک چندجهان دیوانهوار جالب است؛ برای همه مناسب نیست اما من خوشم آمد. با اینحال دوست داشتم گستره چندجهانی بیشتر حس شود؛ تمرکز بر روابط خانوادگی باعث شد ابعاد ماجرا محلیتر به نظر برسد و اندازه آنچه در جریان است چندان حس نشود.
این فیلم دقیقاً مثل «ماتریکس» برای نسل اینترنتی است. به شکلی مشابه با «Sorry to Bother You» به نقد نیهیلیسم مدرن میپردازد؛ با انتزاع کاستیها و طعم شدیدی از ابسردی، اثر بسیار خوبی است. از نظر فنی هم شگفتانگیز است؛ تدوین، تصویربرداری، طراحی صحنه، نورپردازی، لباس و جلوههای بصری چشمگیر و لذتبخشاند. بازیها فوقالعادهاند و بازیگران اصلی همگی درخشاناند. فیلمی خندهدار، زیبا، تأثیرگذار و پرانرژی—دیدنش در سینما لذتبخش بود.
فیلم بیش از حد به خود اشاره میکرد که چقدر نوآور است. برای من این حس را نداشت و نتوانستم بیشتر از یکسوم فیلم را ببینم. توصیه نمیکنم.
من از ابتدا تا انتها عاشقش شدم. پیامهای قدرتمندی هم در دل فیلم هست. شاید شاهکار مطلق نباشد اما قطعاً فیلمی بسیار لذتبخش است.
انتظارات از «Everything Everywhere All at Once» بالا بود و متأسفانه برای من به آن درجه پنجستاره نرسید. با این حال اشکال ذاتیای در فیلم نیست؛ پیرنگ سطحی همراه با مضامین پیچیدهای دارد که دنیاهای عجیب چندجهانی را با ارتباط نزدیک مادر و دختر متعادل میکند. این رابطه قوسِ خوبی دارد اما من نتوانستم کاملاً با آن همذاتپنداری کنم؛ میدانستم باید چه احساسی داشته باشم اما در گرفتن آن احساس ناتوان بودم. اجراها عالیاند—کی هوی کوان با تغییر از همسر گیج به جنگجوی چندجهانی یکی از نقاط اوج فیلم است؛ میشل یئو هم شایسته تمام تحسینهاست. نکتهای که فیلم را بالا میبرد اکشنها هستند: دیدن زنان شصتساله که کونگفوهای پیچیده اجرا میکنند بسیار جذاب و درامی است. بعضی از اعمال شخصیتها عجیب، رک و شوکهکنندهاند. در کل برای من فیلمی عالی بود.
این فیلم لذتبخش است. خانوادهای که کسبوکارشان تحت بررسی مالیاتی است درگیر قلمرو چندجهانی میشوند تا از وجود محافظت کنند. جیمی لی کرتیس نقش بازرس را دارد و میشل یئو (اوِولین وانگ) باید پاسخگوی ابهامات مالی باشد در حالی که همسرش و دیگر نسخههای او در جهانهای دیگر ظاهر میشوند. نتیجه ماجرایی هیجانانگیز، پرانرژی، احساسی و علمیتخیلی است که بینندگان را تا پایان در تعلیق نگه میدارد. بازیهای چهار بازیگر اصلی در نمایش نسخههای مختلف شخصیتها شگفتانگیز است و نمایش عشق و امید میان شخصیتها در برابر سردی چندجهانی، تضاد مؤثری ایجاد میکند. فیلم چیز تازهای ارائه میدهد که در ذهن مخاطب ماندگار میماند.
شبیه یک قسمت متوسط از «ریک و مورتی».
با بازی، کارگردانی و تدوین خوب، فیلم مفهوم پیچیده چندجهانی را تا حد زیادی قابلپیگیری روایت میکند، گرچه حدود سی دقیقه مانده به پایان من کمی علاقهام را از دست دادم. در کل تجربهای لذتبخش بود، با ارجاعاتی به «2001: A Space Odyssey» و «راتاتویی» و حتی صحنهای آرام و بامزه با سنگهای سخنگو.
همهچیز ساختگی است.
نکات مثبت و منفی فیلم: داستان مهاجر چینیای که در آمریکا زندگی میکند و در ماجرایی عجیب در چندین جهان شرکت میکند. این فیلم میتواند «چندجهان جنون» خوانده شود. برخی عناصر شبیه بخشهایی از «دکتر استرنج 2» هستند. منتقدان از فیلم تعریف کردند و بسیاری آن را تحسین کردند، اما از دید من فیلم لذتبخش بود هرچند طولانی و خستهکننده به نظر میرسید. پیام فیلم درباره اهمیتِ خودآگاهی و اینکه همزمان ممکن است در گستره جهان چندان مهم نباشیم، جالب است. عامل احساسی فیلم رابطه مادر و دختر و عشق خانوادگی است، اما بعضی مسیرهای کمدی ناگهانی و گاه توهینآمیز به نظر میرسیدند و تعادل میان کمدی و درام نیازمند بهبود بود. فیلم صحنههای تأثیرگذار عاطفی و دیالوگهای خوب دارد که گاهی با طنز نابجایی آسیب دیدند. فیلم از نظر فیلمبرداری، تدوین و موسیقی عالی است و صحنه سنگها بسیار تأثرانگیز بود، هرچند کارگردان در ارائه آن از ابزارهای کمدی نامناسبی استفاده کرد که برای من ناموزون بود. در مجموع چیزهایی بود که دوست داشتم و چیزهایی که نه.
موضوع فیلم برای تامل دارد، اما استعارهای که برای پرداختن به آن انتخاب شده بهنحو شلختهای ساخته شده و زیر بررسی دقیق فرو میپاشد. صحنههای اکشن خوشاجرا بیربط به پیشروی موضوعند و صرفاً فاصلهای بین بخشهای درام شخصیتها ایجاد میکنند. شباهتهای سطحی با «ماتریکس» ضعفها را برجسته میکند: آن فیلم تلاش میکند ایدههایش را با پیشنمایش دقیق به مخاطب منتقل کند، اما این فیلم سعی دارد هرچه سریعتر ایدههای متعدد را به شما پرتاب کند به امید اینکه متوجه بیپایهبودنشان نشوید. در نهایت معلوم میشود خیلی از آن ایدهها عمق ندارند و اهمیت چندانی ندارند.
فیلمی بهشدت ضدنیهیلیستی و بهطرز وحشیانهای خوب اجراشده، با گروه بازیگران متعهد و داستانی دیوانهکننده. این فیلم یکی از پیچیدهترین آثار دیدهشده توسط من است و سزاوار بررسی مفصل است. فیلمنامه بسیار خلاقانه است: با زنی میانسال آغاز میشود که درگیر هرجومرج زندگی روزمرهاش—کسبوکار نیمهورشکسته، زندگی زناشویی در معرض فروپاشی، رابطه بد با پدر و دختری اعتراضآمیز و هم مشکل مالیاتی—است. او متوجه میشود میلیاردها جهان دیگر وجود دارد که نسخههای دیگری از کسانی که میشناسد در آن زندگی میکنند و باید در مقابل نیرویی شرور که همه را تهدید میکند بایستد. پیام اصلی فیلم برای من نیاز به زندگی در لحظه و پروراندن ایمان، عشق و حس خوب بهجای نیهیلیسم بیمعنی بود. از نظر فنی فیلم با بودجهای نسبتاً کم کار بصری شگفتانگیزی ارائه میدهد؛ فیلمبرداری و تدوین قابلمطالعهاند، طراحی صحنه و لباس و بدلکاری و گریم دقیق و چشمگیرند، و موسیقی پسزمینه نیز بهخوبی فضا را پشتیبانی میکند. بازی میشل یئو تحسینبرانگیز است و استفانی هو و کی هوی کوان هم اجراهای برجستهای دارند. تنها نکتهای که برای من بهلحاظ پایانی کمی ضعف داشت این بود که در پایان حس کردم خلاقیت کمی تحلیل رفته و فرجام نسبتاً سادهای، بعد از این همه عجایب، کمی ضد اوج به نظر میرسد.
فیلمی پُرادعا، طولانی و بیمعنی. اگر این فیلم اینقدر مورد تحسین قرار نگرفته بود شاید آن را تنها یک اثر متوسط میانگاشتم، اما با توجه به ابرتبلیغاتش دلسرد شدم. دلایلی که برای من فیلم شکست خورد: ارتباط عاطفی میان بیننده و آنچه روی صفحه میگذرد برقرار نمیشود؛ فیلم با مسائلی بیمعنی هدایت میشود که شخصیتها بارها با راهحلهای deus ex machina از آن بیرون میآیند. علاوه بر این، شخصیتها چندان همدلیبرانگیز نیستند و بیشتر خودمحور یا زنندهاند، بنابراین برایم اهمیتی نداشت چه اتفاقی میافتد. با اینحال چند نقطه مثبت هم دارد: تصویربرداری خوب است، ارزش تولید پایین بهنظر نمیرسد، بعضی بازیها قابل قبولاند و چند لحظه بامزه هم دارد. در مجموع اما من با این حجم از بیمعنایی ارتباط برقرار نکردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران