سپتامبر سال 1944.پنجاه و ششمین روز از قیام مردم ورشو علیه نازیها سپری می شود.جوخه سوم مقاومت به 43 مرد و زن شجاع محدود می شود.پس از خداحافظی با عزیزان و خوشگذراندن بازمانده ها به فاضلابهای شهر پناه می برند تا راه فراری پیدا کنند...
سپتامبر سال 1944.پنجاه و ششمین روز از قیام مردم ورشو علیه نازیها سپری می شود.جوخه سوم مقاومت به 43 مرد و زن شجاع محدود می شود.پس از خداحافظی با عزیزان و خوشگذراندن بازمانده ها به فاضلابهای شهر پناه می برند تا راه فراری پیدا کنند...
نامزد دریافت ۱ جایزه بفتا — ۱ جایزه کسبشده و در مجموع ۲ نامزدی
این احتمالاً یکی از خفقانآورترین فیلمهای جنگیای است که دیدهام. فیلم تقریباً تماماً در فاضلابهای زیر خیابانهای ورشو میگذرد، درست در زمانی که نازیها در آغاز جنگ جهانی دوم به شهر نزدیک میشوند. «زادرا» (Wienczyslaw Glinski) از سوی سرهنگش مأمور میشود تا آنچه از یگانش باقی مانده — که حالا بیشتر شبیه یک گروهان است تا یک گردان — را به محلی امن ببرد تا...
این احتمالاً یکی از خفقانآورترین فیلمهای جنگیای است که دیدهام. فیلم تقریباً تماماً در فاضلابهای زیر خیابانهای ورشو میگذرد، درست در زمانی که نازیها در آغاز جنگ جهانی دوم به شهر نزدیک میشوند. «زادرا» (Wienczyslaw Glinski) از سوی سرهنگش مأمور میشود تا آنچه از یگانش باقی مانده — که حالا بیشتر شبیه یک گروهان است تا یک گردان — را به محلی امن ببرد تا شاید بتوانند دوباره سازماندهی شده و به مبارزه ادامه دهند. با کمک زیرکِ «استوکروتکا» (Teresa Izewska) و فرماندهٔ مورداعتمادش «کُراب» (Tadeusz Janczar) مجبور است جنگجویان بیمیلش را از تونلهایی عبور دهد که اغلب توسط فاتحان با گازهای سمی و جسدها پر میشوند. در ابتدای فیلم روایتِ فاشکنندهای میبینیم که هنگام راهرفتن سربازان میان خرابیها پخش میشود؛ روایت دربارهٔ خواستههای واقعی آنها از زندگی است — و همین آرزوهای کاملاً معمولی شجاعتشان را برجسته میکند. از میان آنها «میخایل» (Vladek Sheybal) که موسیقیدان است و فقط میخواهد پیانو بنوازد، قابلتوجه است، و هر یک از همرزمانش آرزویی ساده دارند؛ حمام کردن یا خوردن یک سوپ داغ، چیزهایی که حالا مانند شهر بالای سرشان ویران شدهاند. کارگردانیِ آندژی وایدا با بهتصویرکشیدن محیط بسیار محدود، صدای دائمی آبِ کثیف روان و اصوات تیر و انفجار، بهشدت حس خطر را تقویت میکند، در حالی که گروه کمکم تضعیف شده و بهسوی آنچه امید به امنیت و روزنهٔ نور میدانند، پیش میرود. فیلم باید حس ناگزیر بودن را منتقل کند و خوشبختانه وایدا و نویسندهٔ جرزی ستاوینسکی از این اجتناب نمیکنند و تلاشی هم برای پاکنمایی واقعه نمیکنند. از ابتدا تا انتها نمایشی قدرتمند و تیره است، اما در کنار تلخیاش امید و انسانیت هم حضور دارد؛ کمی طنز بسیار سیاه و حس واقعی نفرت و بیزاری در میانِ مبارزهشان برای دوام آوردن به روزهای بعد موج میزند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران