«زلیگ» (آلن) چهره ی جنجال برانگیز دوره ی بحران اقتصادی آمریکاست که قابلیتش برای همسان شدن با هر کسی که در جوارش قرار می گیرد، دنیا را مبهوت می کند. قابلیتی که ناشی از میل او به پذیرفته شدن در جامعه است، میل به حل شدن در میان جمع، میلی که باعث می شود او مثل آفتاب پرست تغییر ظاهر دهد...
«زلیگ» (آلن) چهره ی جنجال برانگیز دوره ی بحران اقتصادی آمریکاست که قابلیتش برای همسان شدن با هر کسی که در جوارش قرار می گیرد، دنیا را مبهوت می کند. قابلیتی که ناشی از میل او به پذیرفته شدن در جامعه است، میل به حل شدن در میان جمع، میلی که باعث می شود او مثل آفتاب پرست تغییر ظاهر دهد...
یک کمدی مستندِ جذاب دربارهٔ شخصیتی خیالیِ دههٔ ۱۹۲۰ که انگار از نماهای سیاهوسفید قدیمی مونتاژ شده است. لیونارد زلیگ «آفتابپرست انسانی» است، اما فیلم زلیگ فراتر از تقلید صرف میرود. این مستندِ تخیلی که توسط وودی آلن نوشته، کارگردانی و بازی شده، تفاوت میان مِیمِیک و پارودی را همانطور که هیچکاک میان اکشن و تعلیق تفاوت قائل میشد، بهخوبی نشان میدهد.
برای مثال، والدین زلیگ...
یک کمدی مستندِ جذاب دربارهٔ شخصیتی خیالیِ دههٔ ۱۹۲۰ که انگار از نماهای سیاهوسفید قدیمی مونتاژ شده است. لیونارد زلیگ «آفتابپرست انسانی» است، اما فیلم زلیگ فراتر از تقلید صرف میرود. این مستندِ تخیلی که توسط وودی آلن نوشته، کارگردانی و بازی شده، تفاوت میان مِیمِیک و پارودی را همانطور که هیچکاک میان اکشن و تعلیق تفاوت قائل میشد، بهخوبی نشان میدهد.
برای مثال، والدین زلیگ او را با گذاشتن در کمد تاریک تنبیه میکردند — اگر ماجرا فقط همین بود، فیلم صرفاً بخشی از کودکی اینگمار برگمان را بازتاب میداد؛ نبوغ آلن در افزودن جزئیاتی است که وضعیت را به طنز تبدیل میکند، مثلاً زمانی که میگوید اگر والدین واقعاً عصبانی میشدند «در کمد با او میرفتند». هدفهای فیلم فراتر از خانوادهٔ کارگردان است و به مطبوعات («در آن زمان برای فروش روزنامه هر کاری میکردند… گاهی حقیقت را کمی دستکاری میکردند تا داستان بهتر شود»)، سیاستمداران («او همان زمین را به چند نفر از همان اشخاص میفروخت؛ یک نمایندهٔ کنگره از دلاویر آن را دو بار خرید»)، روانشناسان («من با فروید در وین کار کردم؛ بله، ما دربارهٔ مفهوم حسادت آلت اختلاف داشتیم») و حتی روشنفکران و فیلسوفان French اشاره میکند («اجرای او نزد بسیاری از روشنفکران فرانسوی محبوبیتی پیدا میکند که او را نمادی از همهچیز میبینند»).
فیلم در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میگذرد و حولِ لیونارد زلیگ میگردد؛ مردی فاقد هویتِ مشخص که توانایی تغییر ظاهر و رفتار خود را برای تطابق با اطرافیان دارد: وقتی دو فرانسوی وارد میشوند، زلیگ ویژگیهای آنان را میپذیرد و فرانسوی حرف میزند؛ در کنار یک چینی، خصوصیات شرقی پیدا میکند و غیره. این میل و توانایی برای درآمیختن با دیگران بهطور پارادوکسی او را یک مطرود میکند؛ بودنش نوعی نبودن است. بدون شخصیت مستقل، کیفیتهای انسانیاش در آشفتگی زندگی گم شدهاند؛ او تنها نشسته و خیره میماند؛ کسی که فقط میخواست جا بیفتد و موردِ محبت قرار گیرد، نه جا میافتد و نه متعلق میشود، تحتنظر دشمنان است و رها میماند. حالت متغیر او همچنین به او دسترسی به افراد مشهور و رویدادهای تاریخی میدهد؛ از این نظر زلیگ از فارست گامپ جلوتر است: نه فقط از آن جهت که پیش از آن آمده، بلکه از نظر فراگیری و شیوهٔ حضور در صحنه نیز برتر است.
زلیگ به طرق مختلف آشوبساز است؛ در حالی که فارست در انتها کمکم به پسزمینه میرود، زلیگ بهطرزی آشفته خودش را مرکز صحنه قرار میدهد و دقیقاً برخلاف میلش در مرکز توجه قرار میگیرد: در واتیکان مراسمی را که ۶۳ سال برگزار نشده بود مختل میکند (پاپ پیوس یازدهم تلاش میکند با یک حکم مقدس او را از سر راه بردارد)، و در آلمان تضادِ نهایی رخ میدهد — آرزوی غرق شدن در میان جمع و بیهویتی باعث میشود یهودیِ زلیگ به اشتباه به استورمآبتیلونگ، شاخهٔ شبهنظامی حزب نازی، بپیوندد و همین باعث خراب شدن سخنرانی هیتلر در یک گردهمایی نازیها میشود («ما باورمان نمیشد؛ سخنرانی هیتلر بههم خورد. او میخواست شوخیای دربارهٔ لهستان بکند، اما زلیگ دخالت کرد و هیتلر بسیار ناراحت شد»).
امروزه شاید این فیلم را «مَکومِنتری» بخوانیم: مستندی ساختگی دربارهٔ مردی که میتواند برای همه همهچیز باشد جز خودش. روایت از طریق مصاحبهها، گزارشهای خبری و مستندِ آرشیوی زندگی و زمانهٔ او را بازگو میکند؛ او تقریباً در هر موقعیت، طبقهٔ اجتماعی و جریان سیاسی نفوذ کرده و با تغییر ظاهرش حضوری ثابت پیدا کرده است، هرچند دلیل حضورش برای ناظران همیشه روشن نبوده است. وقتی هویتش مشخص میشود، توجه روانپزشک دکتر فلچر (با بازی میا فارو) جلب میشود که میکوشد انگیزههای این مرد را کشف کند: آیا او جستوجوگر توجه است یا دقیقاً نقطهٔ مقابل؟ آیا نیاز دارد برجسته باشد یا صرفاً میخواهد تطابق یابد؟ در هر صورت آنچه او میخواست بسیار متفاوت از آن چیزی بود که در پیِ توجهِ رسانهای نصیبش شد؛ حیاتش بهواسطهٔ شهرت درگیر مسائل حقوقی، اخلاقی و عملی میشود.
اگر از منظرِ پردازش داستان کمی شگفتانگیز و روابط پیشبینیپذیرش با روانپزشکش بگذریم، فیلم بهعنوان نقدی بر ساخت مستند و پژوهش آرشیوی ابزار مؤثری است: ادای دینی است به سبک سینمای صامت، ناپایداری افکار عمومی و وفاداری را نشان میدهد و ریاکاری رسانهها را به تصویر میکشد. فیلم کمی بلند است و وقتی مسیر داستان روشن میشود، بیشتر از خود محتوا مجذوبِ نحوهٔ روایت میشوید، اما در مجموع تماشایش ارزش دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران