"فرانک" فروشنده مواد مخدر موفقی است تا اینکه معامله بزرگی انجام می دهد و توسط پلیس دستگیر می شود.او موفق می شود بسته مواد مخدر را در یک رودخانه بیاندازد اما با اینکار بدهی بزرگی به وجود می آورد.او مجبور می شود در دنیای زیرزمینی کپنهاک در جستجوی پول باشد...
"فرانک" فروشنده مواد مخدر موفقی است تا اینکه معامله بزرگی انجام می دهد و توسط پلیس دستگیر می شود.او موفق می شود بسته مواد مخدر را در یک رودخانه بیاندازد اما با اینکار بدهی بزرگی به وجود می آورد.او مجبور می شود در دنیای زیرزمینی کپنهاک در جستجوی پول باشد...
یک تریلر جنایی محکم.
«Pusher» تا حدی سرگرمم کرد، اگرچه داستان گاهی حس تکراری میداد و به نظرم مدام «دور خود میچرخید». برخی انتخابهای نورپردازی و تدوین (از جمله برشها) هم باعث شدند فیلم کمی کماثر بهنظر برسد.
بازیگران عملکرد خوبی دارند و شاید قویترین عنصر فیلم همین باشد. کیم بودنیا نقش اصلی را خوب ایفا میکند، هرچند اجرای او در طول فیلم کمی یکنواخت است —...
یک تریلر جنایی محکم.
«Pusher» تا حدی سرگرمم کرد، اگرچه داستان گاهی حس تکراری میداد و به نظرم مدام «دور خود میچرخید». برخی انتخابهای نورپردازی و تدوین (از جمله برشها) هم باعث شدند فیلم کمی کماثر بهنظر برسد.
بازیگران عملکرد خوبی دارند و شاید قویترین عنصر فیلم همین باشد. کیم بودنیا نقش اصلی را خوب ایفا میکند، هرچند اجرای او در طول فیلم کمی یکنواخت است — مشابه همان نکتهای که دربارهٔ داستان اشاره شد. تونّیِ مَـدس میکلسن بهخاطر خودِ مَـدس برجسته است؛ شخصیت او قابل قبول است اما شاید کمتر از ظرفیتش بهکار گرفته شده — البته شاید این برداشت، صرفاً بهخاطر حضور مَـدس باشد؛ در واقع همین دلیل بود که من سراغ این سهگانه آمدم.
امتیاز ۶ از ۱۰ کمی سختگیرانه بهنظر میرسد، بنابراین این اثر ۱۹۹۶ از نگاه من ۷ از ۱۰ میگیرد. زیاد از آن لذت نبردم، اما دقیقاً هم نمیتوانم بگویم از آن خوشت نیامد... در مجموع تماشایی است.
«فرانک» (کیم بودنیا) زندگی نسبتاً خوبی با فروش مواد مخدر همراه با رفیق اسکینهدش «تونّی» (مَـدس میکلسن) دارد تا اینکه یکی از معاملهها خراب میشود. این مسأله برای تأمینکنندهٔ او «میلو» (زلاتو بوریچ) خوشایند نیست؛ اما وقتی ۴۵ هزار یورو بدهکاری داری، بالاخره سعی میکنی از معاملهٔ بعدی پول را جبران کنی. اوضاع وقتی بدتر میشود که پلیس وارد میشود و کوکائین در یک دریاچه سقوط میکند. فرانک از بازداشت آزاد میشود، از رفیق سابقش که هنگام دستگیری بهتر از او فرار کرده، انتقام میگیرد و سپس به رئیسش میرود تا توضیح دهد حالا بدهیاش بیشتر شده. کمی زمان اضافی به او داده میشود، اما گزینههایتان در حال تمام شدن است، دوستانت هم همینطور، و رفتار تقریباً ضداجتماعی او دارد هم برای خودش و هم برای کسانی که در نهایت بهخاطر ناامیدی بهعقب برمیگردد، تهدیدآمیز میشود.
در ظاهر چیز نوآورانهای نیست، اما هر چه بیشتر جلو میروید، جنبههای زیادی از اجرای بودنیا کار میکند. بهکار بردن واژهٔ «ظریف» شاید برای چنین فضایی عجیب بهنظر برسد، اما شخصیت او نشانههایی از حالات «جکیل و هاید» نشان میدهد — بهویژه وقتی در کنارِ بازی نفرتانگیز بوریچ که چیزی از روانپریشیِ بیشرمانه را به نمایش میگذارد قرار میگیرد. چرا در این گونه درامها روسای باند همیشه نسخههایی مسمومتر از «راتسو» در «نیمهشب کابوی» (۱۹۶۹) هستند؟ هیجان در فیلم کم نیست، اما خشونت گرافیکی خیلی نشان داده نمیشود؛ این فروریزیِ مردی است که بدشانسی و قضاوت نادرستش جان خودش و نزدیکانش را به خطر میاندازد. این فیلم محکومیتی تلخ است بر صنعتی زیرزمینی که بیرحمانه از معتادان سوءاستفاده میکند، و شخصاً آن را به اندازهٔ هر اثر مشابهِ ساختهشده در آن سوی آتلانتیک معتبر و درگیرکننده میدانم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران