فیلمی درباره یک واقعیت تاریخی که سرگرمکننده است اما چندان دقیق نیست.
در سال ۱۲۱۵، در جریان نخستین جنگ بارونها که پس از شورش و امضای مگنا کارتا رخ داد، شاه جان انگلستان مجبور شد به قلعه راچستر محاصره ببندد؛ نقطهای راهبردی که در دست بارونهایی بود که علیه او شوریده بودند. فیلم تلاش میکند آن محاصره را نشان دهد و داستانی جذاب حول آن بسازد....
فیلمی درباره یک واقعیت تاریخی که سرگرمکننده است اما چندان دقیق نیست.
در سال ۱۲۱۵، در جریان نخستین جنگ بارونها که پس از شورش و امضای مگنا کارتا رخ داد، شاه جان انگلستان مجبور شد به قلعه راچستر محاصره ببندد؛ نقطهای راهبردی که در دست بارونهایی بود که علیه او شوریده بودند. فیلم تلاش میکند آن محاصره را نشان دهد و داستانی جذاب حول آن بسازد. از آنجا که این واقعه تاریخی نسبتاً شناختهشده است (حداقل برای کسانی که تاریخ انگلستان خواندهاند)، کمی اشاره به آنچه واقعاً رخ داده مخلِ لو ندادن فیلم نیست.
طبیعی است که این فیلم مستند نیست، اما هر چه بیشتر به واقعیت تاریخی پایبند باشد، بهتر است. این فیلم با وجود تلاشش، در بازنمایی لحظه تاریخی دقیق عمل نمیکند. درست است که محاصره راچستر نقطه عطفی در آن جنگ بود و مدافعان قلعه بهطور چشمگیری از مهاجمان کمتر بودند، اما محاصره در واقع چند هفته طول کشید در حالی که فیلم اشاره میدهد ماهها گذشته است. فیلم نشان میدهد قلعه با حفرهای مورد حمله قرار گرفته؛ این واقعیت دارد، اما پیش از آن نیروهای شاه آن کار را روی دیوار بیرونی نیز انجام دادند و هیچیک از این عملیاتها با سوزاندن دهها خوک زنده انجام نشد. علاوه بر این، برخلاف تصویری که فیلم از قلعه در دشت بایر نشان میدهد، راچستر شهری با جمعیت قابل توجه بود و حتی کلیسایی داشته که به گفته منابع تاریخی غارت و توسط سربازان شاه به اصطبل تبدیل شد. در پایان محاصره دهها بازمانده وجود داشتند (از جمله ویلیام دابینی) و اگرچه مجازات شدند، حقیقت این است که جان آنها را قتلعام نکرد. درباره حضور تمپلارها در این درگیری تردید دارم؛ گرچه آنها در پادشاهی انگلستان فعال بودند، من مدرکی از مشارکتشان در این واقعه سراغ ندارم و لباسهایی که فیلم به آنها میدهد هم مطابق واقعیت نیست.
بهترین نکته فیلم سکانسهای اکشن است. با وجود دور شدن از واقعنمایی تاریخی، صحنههای مبارزه بهقدری تاثیرگذارند که فیلم را تماشایی میکنند و برای طرفداران ژانر همهچیز را دارند: مبارزات هیجانانگیز به نظر میرسند و ضربات شمشیر اغراقآمیز تا حدی آدمها را بهطرزی سینمایی از هم جدا میکنند. حمله با منجنیق هم جذابیت خاص خودش را دارد، هرچند شلیکها بیشتر شبیه گلولههای انفجاری توپخانه عمل میکنند که از دید یک تاریخدان مضحک به نظر میرسد. فیلمبرداری بسیار خوب است، دکور و لباسها و اشیاء صحنه وظیفهشان را انجام میدهند هرچند از نظر تاریخی دقیق نیستند، و موسیقی متن حس حماسی ملایمی دارد که خوب شنیده میشود و با فیلم هماهنگ است. در مقاطعی فیلم مرا به یاد «۳۰۰» انداخت، با این تفاوت که اینجا مبارزان با لباسهای معمولی میجنگند.
دیگر نقطه قوت فیلم بازی درخشان پال جیامتی در نقش شاه جان بدطینت و سادیستیک است. او بازیگری است که برایش احترام قائلم و بار دیگر نشان داد توانایی بالایی دارد؛ با اینکه نقش شایسته تنفر است، او آن را با وقار اجرا کرد و از اغراقهای نمایشی یا تبدیل شخصیت به یک خونخورِ بیمنطق پرهیز کرد. جیمز پیورفوی و برایان کاکس تلاش میکنند همراهی کنند و حداقل کاکس در این مسیر موفق است. پیورفوی چندان موفق نیست؛ شخصیت او بیشتر از یک مدافع تنها—یک «بتمن» سواره که در آخرین لحظه روز را نجات میدهد—فراتر نمیرود. کیت مارا نقش دختر خسته و کلیشهای را ایفا میکند که ناچاراً وارد رابطهای عاشقانه با یکی از قهرمانان میشود. درک جاکوبی هم تلاش میکند اما نقشش چندان جذاب نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران