یک مرد و جستوجوی معنا برایش به یک اثر کلاسیک از پکینپا تبدیل میشود.
ال خفه وقتی متوجه میشود دخترش از مردی به نام آلفردو گارسیا باردار شده و آن مرد رفته و ناپدید شده، بهشدت خشمگین میشود و یک میلیون دلار به هرکسی پیشنهاد میدهد که سر آن لافزنی که فرار کرده را بیاورد. در تعقیب او آدمکشهایی مثل کوئل و ساپنزلی، بنی و دوستدختر...
یک مرد و جستوجوی معنا برایش به یک اثر کلاسیک از پکینپا تبدیل میشود.
ال خفه وقتی متوجه میشود دخترش از مردی به نام آلفردو گارسیا باردار شده و آن مرد رفته و ناپدید شده، بهشدت خشمگین میشود و یک میلیون دلار به هرکسی پیشنهاد میدهد که سر آن لافزنی که فرار کرده را بیاورد. در تعقیب او آدمکشهایی مثل کوئل و ساپنزلی، بنی و دوستدختر روسپیاش الیتا و گروهی از راهزنان مکزیکی هستند؛ همه آنها در مسیر برخوردی قرار میگیرند که بیش از آنچه انتظار دارند بههم میریزد.
این فیلم اثری است که سم پکینپا احساس میکرد بیشترین کنترل را روی آن داشته و بهنظر میرسد نسخهٔ موردنظر خودش است، نه برشی بریده شده توسط مدیران مزاحم. حالا، حدود سیوچهار سال پس از اکران، فیلم همچنان بهعنوان سندی از کار یک کارگردان بزرگ تاب میآورد. ظاهراً سطحی بهنظر سخیف دارد: آدمکشهای همجنسگرا، غارت قبور، احتمال تجاوز، قتلهای پیدرپی، تنفروشی و شخصیتهایی آنچنان پست که کمتر از این هم ممکن نیست — خلاصه، فیلم سرشار از ویژگیهای معمول پکینپاست. با این حال نادیده گرفتن عمق معنایی اثر بیانصافی است، چون سفر بنی، قهرمان اصلی، در واقع جستوجویی برای معناست؛ او بازندهای است که بهدنبال نهتنها ثروت، بلکه احترام و عشق میگردد. مسیر خونین است، اما لایههای عمیق و طنز خاص پکینپا فیلم را تا پایان خونین اما پیروزمندانهاش پیش میبرد. وارن اوتس بابت سالها همکاری در آثار پکینپا به نقش اصلی بنی رسید و با تمام وجود از آن بهره برد تا اجراای чудه ارائه دهد که با مهارتی ساده اندوه و طراوت را در هم میآمیزد.
«سر آلفردو گارسیا را برایم بیاور» کیفیتی خشن دارد، چه از نظر خشونت و چه از نظر اندوه شخصیتها، اما آن خشونت در شکوهِ پکینپاییِ اثر پنهان شده است. ۹/۱۰
---
بعضی آثار پکینپا ماهها بود که در فهرست تماشایم مانده بودند؛ از بین گزینههایی مثل «استراو داگز» و «صلب آهن»، سراغ «سر آلفردو گارسیا را برایم بیاور» رفتم، چون ایدهٔ آغاز سفری در مکزیک با یک قهرمان زمخت و تجربهٔ چاشنیهایی از خشونت و درونمایههای ولگردی که بهدنبال ثروت است، برایم جذاب بود.
فیلم احساسات متناقضی در من برانگیخت. مسیر بنی را دوست داشتم؛ دیدن پافشاری او برای بهدست آوردن آخرین شانس فرار از زندگی بیراهه جالب بود، اما چندان از همراهش خوشم نیامد. هرچند پویایی رابطهشان و درک متقابل اینکه عاشق هم نیستند اما تنها چیزی که دارند یکدیگر است قابلقبول بود، در بخشهایی شیمی و دیالوگها برایم چندان ملموس نبود و وقتی این رابطه ناگهان در یکسوم پایانی فیلم به پایان میرسد، تا حدی خوشحال شدم.
علاوهبر این، مشکلات صوتی قابل توجهی وجود داشت که گاهی غرق شدن کامل در فیلم را دشوار میکرد. گاهی احساس میکردم کاریکاتوری از یک فیلم دههٔ هفتاد را تماشا میکنم تا اینکه کاملاً در یک ماجراجویی تیره و نوآروار غرق شوم.
با این حال در مجموع فیلمی لذتبخش و تأثیرگذار است. همیشه از دیدن شخصیتهای ناپختهای که در شرایطی خارج از مسیرهای معمولشان قرار میگیرند و نحوهٔ برخوردشان با فروپاشی اجتنابناپذیر لذت میبرم. از آنچه خواندهام معلوم است که فیلم شاید تصویری نسبتاً دقیق از وضعیت زندگی کارگردان در زمان فیلمبرداری — کشمکش با شیاطین وابسته به الکل — ارائه میدهد؛ آن خامی محسوس است و نقصانهای اجرایِ اثر هم تا حدی اجتنابناپذیر به نظر میرسند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران