«هکتور» و همسرش به تازگی، خانهای را اجازه کردهاند. او که در محوطهی خانهاش مشغول استراحت است، به طور اتفاقی یک دختر تنها را در بین درختها میبیند و به سمت او حرکت میکند. پس از رسیدن به محل مورد نظر، آن دختر را بیهوش پیدا میکند و در همان لحظه از طرف فردی دیگر که چهرهاش مشخص نیست، مورد حمله قرار میگیرد.
«هکتور» و همسرش به تازگی، خانهای را اجازه کردهاند. او که در محوطهی خانهاش مشغول استراحت است، به طور اتفاقی یک دختر تنها را در بین درختها میبیند و به سمت او حرکت میکند. پس از رسیدن به محل مورد نظر، آن دختر را بیهوش پیدا میکند و در همان لحظه از طرف فردی دیگر که چهرهاش مشخص نیست، مورد حمله قرار میگیرد.
خدای من، مسافر زمان در این فیلم واقعاً احمق است! طبق دستورهایِ آدمهای سازندهٔ ماشین زمان عمل کن و برای یک ساعت اصلاً از جایت تکان نخور. اما نه، او باید دست به مداخله در خط زمان بزند و نسخههای متعدد از خودش و رویدادها خلق کند.
من عاشق فیلمهای سفر در زمانم و برای یک محصول اسپانیایی با بودجهٔ کم، نسبتاً سرگرمکننده بود؛...
خدای من، مسافر زمان در این فیلم واقعاً احمق است! طبق دستورهایِ آدمهای سازندهٔ ماشین زمان عمل کن و برای یک ساعت اصلاً از جایت تکان نخور. اما نه، او باید دست به مداخله در خط زمان بزند و نسخههای متعدد از خودش و رویدادها خلق کند.
من عاشق فیلمهای سفر در زمانم و برای یک محصول اسپانیایی با بودجهٔ کم، نسبتاً سرگرمکننده بود؛ اما اگر این فیلم را ندیدهاید، بهجایش «پِرِدِستینیشِن» را ببینید که خیلی بهتر است.
Timecrimes (2007)، که در آغاز با عنوان Los cronocrímenes منتشر شد، یکی از بهترین فیلمهای سفر در زمان است. نویسنده و کارگردان آن ناچو ویگالوندو است؛ فیلم در اسپانیا ساخته شده و به زبان اسپانیایی اجرا میشود. خواندن زیرنویس انگلیسی مزاحمتی ایجاد نمیکند، چون بخش زیادی از فیلم بصری است و ریتم آن آهسته نیست اما حسابشده و مرحلهبهمرحله است.
داستان حولِ هکتور میچرخد و از خانهٔ تازهاش شروع میشود. او چیزی در جنگل پشت خانهاش میبیند و برای بررسی میرود. موردِ حمله قرار میگیرد و هنگام فرار از یک شخصیت مرموزِ ماسکزده وارد یک آزمایشگاه مخفی در مزرعهٔ کناری میشود. در حالی که از آن شخصیت پنهان شده، به یک ساعت قبل بازگردانده میشود و کشفهای شگفتانگیزی دربارهٔ خودش انجام میدهد. باید چه بکند و حاضر است چه کارهایی بکند تا زندگیای را که قبل از ماجرای تصادفی سفرِ زمانیاش داشته بازگرداند؟
این داستان پیچیدگیهای سفر در زمان و پیامدهای وجود چندین «تو» در یک زمان را نشان میدهد. بسیار سرگرمکننده و قطعاً ارزش دیدن دارد.
قبل از اینکه دربارهٔ خودِ فیلم حرفی بزنم، توصیه میکنم اگر تیزر این فیلم را ندیدهاید، لطفاً آن را تماشا نکنید! هیچ تیزری تا این حد رازهای فیلم را لو نداده بود، و این موضوع در مورد یک فیلم سفر در زمان که تغییرات داستانیاش باید در لحظه تجربه شوند، بهویژه آزاردهنده است. اگر اول آن تیزر را دیده بودم واقعاً عصبانی میشدم.
اما دربارهٔ خود فیلم: این فیلم به زبان اسپانیایی است و زیرنویس دارد، اما این برای لذت بردن از آن مشکلساز نیست. قصه خوب ساخته شده و با هوشمندی روایت میشود. در یک نقطه جلوتر از فیلم حدس کوچکی زدم، اما بخشهای زیادی بود که پیشبینی نکردم—که باز هم خوشحالم چون تیزر را ندیده بودم. احتمالاً بودجهٔ کمی داشته و شخصیتهای زیادی ندارد، پس انتظار تولید پرزرقوبرق یا جلوههای ویژهٔ عظیم نداشته باشید؛ فیلم صرفاً داستان را روایت میکند. احساس میکنم هکتور در طول داستان چند تصمیم احمقانه میگیرد، اما تا حدودی از او گذشت میکنم چون بدون آن تصمیمها فیلم نیمساعتی خستهکننده میشد!
خلاصه بیشتر از این دربارهٔ اتفاقات حرف نمیزنم تا چیزی لو نرود. اگر مثل من از داستانهای سفر در زمان خوشتان میآید و از ناهنجاریها و مشکلاتی که چنین فعالیتهای خیالی میتواند ایجاد کند کنجکاوید، این فیلم را امتحان کنید.
Timecrimes یک تریلر علمی-تخیلی ساده اما هوشمند است که از تولید کوچک خود بهترین بهره را میبرد. بیشتر فیلم در سه مکان محدود میگذرد—خانه، جنگل و آزمایشگاه با ماشین زمان—اما هرگز احساس محدودیت نمیکند. برعکس، محیط بسته به شدت و تمرکز روایت میافزاید.
بازیها محکم و طبیعیاند؛ پرزرقوبرق یا اغراقآمیز نیستند که همین باعث میشود با داستان همراه بمانید. طرحِ داستان بهاندازهٔ کافی ساده است که دنبالش کنید، ولی در عین حال شما را شگفتزده هم میکند. از آن فیلمهایی است که همه چیز تا پایان میچسبد و دوباره تماشا کردن آن لذتبخش است.
در کل واقعاً از آن لذت بردم. Timecrimes ثابت میکند برای ارائهٔ داستانی جذاب و مفرح نیازی به بودجهٔ کلان یا جلوههای بصری پرزرقوبرق نیست. هوشمندانه، گیرا و ارزش دیدن دارد اگر از پیچوخمهای سفر در زمان خوشتان میآید.
«هکتور» (کارا الخالده) در باغ جدیدش نشسته و با دوربین دوچشمی به اطراف نگاه میکند که چیز عجیبی در جنگل میبیند. در یک نگاه به نظر میرسد چیزی با چشمهای قرمزِ بزرگ است؛ سپس تقریباً فورا فکر میکند زن لختی دیده است! باید پیگیری کند؛ اما وقتی میرسد جنازهای پیدا میکند و توسط مردی مرموز با بانداژهای خونآلود زخمی میشود. این شخصیت کیست؟ آن تبهکار با قیچی به آزمایشگاهی دورافتاده در جنگل میگریزد، جایی که «ال خُوِن» (ناچو ویگالوندو) را میبینیم که بهنظر میرسد نوعی ماشین زمان ساخته است و اکنون بیش از یک «هکتور» در جریان است! دانشمند جوان کاملاً درمانده است و آخرین نسخهٔ هکتور تصمیم گرفته بقیه را حذف کند و از دختر جوانی که بدنش ماجرای همه را آغاز کرد (باربارا گوئناگا) بهعنوان طعمه استفاده کند.
این فیلم درامی سبک با کمی طنز است که مرا یاد سریهای دههٔ ۱۹۸۰ «دکتر هو» انداخت، همراه با شخصیتهای عجیب و کمی آدمبینی شیطنتآمیز! الخالده کار را سرگرمکننده پیش میبرد، هرچند اشکالاتی در روند داستان به چشم میخورد—مثلاً دقیقاً از کجا و چگونه همهچیز آغاز شد—ولی همچنان فیلمی خوشساخت و مفرح است که میتوانست تقریباً بهصورت فیلمی صامت هم تکمیل شود تا مسخرگی موقعیتهای تکرارشونده اما هرگز کاملاً یکسان بهتر جلوه کند. احتمالاً هر نسخهٔ هکتور پس از هر بار بازگشت تا حدی از توان ذهنیاش کاسته میشود چون او قطعاً کمهوشتر میشود. در نود دقیقهٔ فیلم حجم زیادی گنجانده شده در حالی که بعید است بودجهٔ زیادی داشته باشد، پس اگر از علمیتخیلیهای بدون جلوههای بصری پرزرقوبرق و صداهای پرهیاهو لذت میبرید، احتمالاً از این فیلم خوشتان خواهد آمد. من که لذت بردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران