زندانی چند طبقه که در هر طبقه ی آن یک سلول و در هر سلول آن دو نفر قرار دارند. در این زندان یک سکو از بالا به پایین به زندانیان غذا می دهد و این کار تنها دو دقیقه در روز انجام می گیرد. کسانی که در طبقه های بالایی قرار دارند به خوبی غذا داده می شوند اما افراد طبقه های پایین گرسنگی می کشند.
زندانی چند طبقه که در هر طبقه ی آن یک سلول و در هر سلول آن دو نفر قرار دارند. در این زندان یک سکو از بالا به پایین به زندانیان غذا می دهد و این کار تنها دو دقیقه در روز انجام می گیرد. کسانی که در طبقه های بالایی قرار دارند به خوبی غذا داده می شوند اما افراد طبقه های پایین گرسنگی می کشند.
وقتت را هدر نده. بیشتر فیلم در نوعی زندان چندطبقه میگذرد که طبقات بالا میتوانند غذا را برای طبقات پایین کنترل کنند. این ساختار طبقات اجتماعیای ایجاد میکند که آدمهای طبقات بالا از محروم کردن غذا برای طبقات پایین لذت میبرند، هرچند که گاهی طبقات جابهجا میشوند. شخصیت اصلی به این ساختار شک میکند و تلاش میکند آن را تغییر دهد. فیلم در شروع خوب...
وقتت را هدر نده. بیشتر فیلم در نوعی زندان چندطبقه میگذرد که طبقات بالا میتوانند غذا را برای طبقات پایین کنترل کنند. این ساختار طبقات اجتماعیای ایجاد میکند که آدمهای طبقات بالا از محروم کردن غذا برای طبقات پایین لذت میبرند، هرچند که گاهی طبقات جابهجا میشوند. شخصیت اصلی به این ساختار شک میکند و تلاش میکند آن را تغییر دهد. فیلم در شروع خوب است، اما بعدها با تلاش برای بسیار نمادین و مبهم بودن راه خود را گم میکند. پایانبندی بسیار ناامیدکننده است و بخشی از گرهها و پرسشهای منطقی را بازمیگذارد که باید بسته میشدند.
فرمی خشن برای نمایش مشکلات جامعه سرمایهداری. با اینکه سطح خشونت برای من بیش از حد بود، هدف روایت را درک میکنم. در واقع این فیلم را تا حدی معنوی میدانم. تقارن میان مسیح و ارزشهای مسیحی کاملاً مشخص است.
نتفلیکس مدتی است که از فیلمسازی مستقل حمایت میکند. فیلم «پلتفرم» (El Hoyo) اثر اول کارگردان گلدر گازلتو-اوریوتیا، از همان دسته فیلمهای مستقل است که با تولید محدود و ایدهای پررمز و راز ساخته شده است. از زمان نمایش در جشنوارهها نقدهای مثبت زیادی دریافت کرده و معلوم است که فیلمی تفرقهبرانگیز خواهد بود؛ بهویژه برای تماشاگران عمومی. روایت فیلم بسیار انتزاعی است و پر از نمادها، استعارهها و تمثیلهایی درباره وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ماست؛ اصلاً یک تریلر مستقیم و ساده نیست.
ایدهٔ فیلم فوقالعاده کنجکاویبرانگیز است و با قصهگویی جذاب و لحن بسیار تاریک پیش میرود. این زندانی است که شبیه جامعه امروز ماست؛ پر از ریاکاری و خودخواهی. یک ماه در سطحی بالا پادشاهی و غذای اضافی داری اما آن را برای خودت میخواهی و درخواستهای پایین را نادیده میگیری؛ روز بعد در سطح پایین، برای خردهریزهها میجنگی و در همان جایگاه از قبل قرار میگیری... و حالا از دیگران کمک میخواهی؟ آن تمثیل آخر دربارهٔ دنیای واقعی بدون شک برایم جذابترین است. من از سیاست خیلی خوشم نمیآید، اما واضح است که فیلمنامهنویسان تلاش زیادی کردهاند تا داستانی معنادار بسازند. حتی اگر ابهام از متن حذف شود، هنوز چیزهای زیادی برای لذت بردن وجود دارد. تحول گورنگ از کسی که فقط دنبال گرفتن مدرک است به فردی که میکوشد مردم طبقات پایین را نجات دهد، خط دراماتیکی است که تماشاگر را از میان خشونت، خون و صحنههای نفرتانگیز میبرد.
پس برای کسانی که بهدنبال اکشن ساده و سرگرمی خالصاند، باز هم فیلم صحنههای زیادی برای سرگرمی دارد. «پلتفرم» نشان میدهد که برای ساختن جوی فراگیر نیازی به بودجه کلان نیست. طراحی صحنه و تولید سادهاند، اما همین سادگی باعث میشود فضای بسته و خفهکنندهٔ زندان بسیار مؤثر باشد. برای یک اثر نخست، گازلتو-اوریوتیا کنترل خیلی خوبی روی ریتم دارد و برای هر موقعیت نماهای مناسبی به کار میبرد.
متأسفانه مشکل اصلی من مثل بسیاری دیگر پایان است. از لو دادن جزئیات خودداری میکنم، اما برای من این پایان اصلاً کار نمیکند. همانطور که انتظار میرفت، پایان به اندازهٔ باقی فیلم مبهم است. بعد از تمام شدن فیلم، از پاسخندادن به پرسشهای منطقی بسیار ناامید شدم و پس از چند روز فکر کردن هم آن پرسشها هنوز پابرجا بودند. پاسخ دادن به همهچیز ممکن نیست، اما باید توازن میان واقعیت و نمادگری حفظ شود؛ نمیتوان هرچیزی را با «این فقط نمادی از چیزی دیگر است» توجیه کرد.
برای من دو راه برای تفسیر پایان وجود دارد: یا همهچیز را بهطور حرفبهحرف بگیرم که در این صورت پرسشهای زیادی بیپاسخ میمانند، یا داستان را صرفاً از منظر گورنگ ببینم. فکر میکنم روش دوم منطقیتر است، هرچند بعضی پرسشهای مربوط به شخصیتهای فرعی بازمیماند. این دیدگاه باعث میشود فیلمنامه منسجمتر به نظر برسد.
با این حال مشکل غیرقابل چشمپوشی برای من تغییر ناگهانی لحن است. برای نمایشی خشن، خام و خونین از رفتار انسانی در شرایط بقا (استفادهٔ رنگها خیلی زیرکانه است)، اوج فیلم از بقیهٔ اثر جدا به نظر میرسد. تمهای زیربنایی از ابتدا حضور دارند، اما آنها دقیقاً همان پیامهای ثانویهای هستند که زیر یک داستان واقعگرایانهتر نهفتهاند. رفتن از قتلها و قربانیها و صحنههای وحشتناک به پایانی فلسفی و روحانی به این شکل، انتقالی یکپارچه نیست.
اگر انتظار پاسخ قطعی دربارهٔ ماهیت این زندان، کنترلکنندگانش و چگونگی عملکردش را دارید، احتمالاً ناامید و عصبانی خواهید شد. این فیلم تا حد زیادی وابسته به نحوهٔ درک تماشاگر از پایان است. دیدن پایان از منظر گورنگ برای من بهتر جواب میدهد، هرچند هنوز پرسشهای منطقی بیپاسخ باقی میماند. وقفهٔ ناگهانی لحن و گذار به اوج فیلم مشکل اصلیام است، اما «پلتفرم» جوانب مثبت زیادی هم دارد: ایدهٔ بسیار جذاب، قصهگویی گیرنده، بازیهای قابل توجه و نمایش توانایی ساخت فضای خفقانآور با بودجهٔ کم. حتی اگر پایان فقط تا حدی کار کند، نمادگریها و تمثیلهای مربوط به سیاستها و شرایط اقتصادی-اجتماعی ما اثر فکری و قابل تأملی هستند. هرچه بیشتر به آن فکر میکنم، بیشتر از فیلم خوشم میآید.
امتیاز: B+
تماشای فوقالعادهای بود؛ دوباره خواهم دید و توصیهاش میکنم.
این فیلم بقاگرایانهای است که سنگینی فلسفهٔ اخلاق را حمل میکند. موقع تماشای چنین آثاری معمولاً انتظار کمی طنز هم دارم، اما اینجا طنز سنتی وجود ندارد. فیلمی تیره، پر از استعاره و واقعیت بیرحمانه است. وقتی فیلمی ایدهای را با پیوند به واقعیت مطرح میکند، آن پیوند معمولاً فیلم را تقویت میکند.
«بالاییها و پایینیها» موضوعی برای فکر کردن است؛ اگر این موضوع برایتان جالب است یا آمادهٔ بحث فلسفی دربارهٔ ساختار جامعهٔ ضدهرممحورید، یا به این فکر میکنید که موقعیت فرد در سلسلهمراتب فرقی نمیکند و به خودی خود جامعه را منهدم میکند، این فیلم برایتان جذاب خواهد بود. ارزش تولید پایین اما کافی است و به نظر میرسد این انتخاب از قصد طراحانه بوده. فیلم ترجمهٔ بد دوبله را هم دارد، اما نه به حدی که بخواهم ایراد جدی بگیرم.
یک فرصت بدهید؛ ممکن است خودتان یا کسانی که با شما هستند را شگفتزده کند.
امتیاز: صفر.
این چیزی است که وقتی «خانهای را برای در بسازیم» به جای اینکه «اول خانه ساخته شود و بعد درها در آن گذاشته شوند» اتفاق میافتد: فیلمی عجیب، ناپاک و شلوغ. ناپاک نه فقط از نظر بصری، بلکه از منظر سینمایی. کارگردان اصلاً نمیداند چه میخواهد؛ زاویههای دوربین، قاببندیها، ترکیببندیها و همهچیز در هواست. او فقط میداند که میخواهد با سرمایهداری مبارزه کند اما نمیداند چگونه، و برای این هدف، کاری را که بلد نیست انجام میدهد و به هنر سینما توهین میکند. یک فیلم باید اول یک اثر سینمایی باشد و بعد پیام دهد؛ اول باید خانه ساخته شود و بعد درها در آن قرار بگیرند. قرار نیست یک ایدئولوژی را وسط رها کنیم و دورش فیلم بسازیم—البته اگر اصلاً بتوان اسم این را فیلم گذاشت!
نمادگرایی زمانی درست است که کارگردان با هر دیالوگ و هر صحنه ندمد که این شیٔ نماد است؛ نماد نباید کاملاً آشکار شود. اگر میخواهد فیلمی نمادین بسازد، باید اول بلد باشد چگونه، بعد علامتها را در نمادها قرار بدهد تا کل فیلم تبدیل به نمادهای مضحک نشود. از جایی به بعد کارگردان هدف اولیهاش را هم فراموش میکند و وارد مرحلهای میشود که فکر میکند انقلاب است. او نه تنها انقلاب را نمیفهمد و نشان نمیدهد، بلکه دو شخصیت اصلیاش—که اصلاً شخصیت نیستند—را مجبور میکند همه را کتک بزنند تا فقط به مرحلهٔ آخر غذا برسند! شوخی میکنید؟ این حرکات چطور نمایانگر انقلاب، چپگرایی و کمک به دیگراناند؟ آنها پایین میروند و همه را میزنند، و در نهایت دسر نمادینشان را به کودک میدهند و او را میفرستند بالا تا وقتی بازمیگردد مستبدان تعجب کنند! خب که چه؟ چه اتفاقی میافتد؟ آیا فیلم یک فیلم چپگرا شد؟ آیا انقلاب و مقاومت را ترویج کرد؟ آیا به همه کمک کرد و آنها را نجات داد؟ هرگز. خلاصه اینکه «پلتفرم» فیلمی نفرتانگیز، مضحک و بیشرم است که به هر دو—سینما و مخاطب—توهین میکند و هیچ ارزش سینمایی یا آرمانی در آن نمیبینم، حتی اگر بخواهم مهربانانهترین قضاوت را بکنم.
فیلمی بسیار بیرحم و آزاردهنده، یک تریلر روانشناختی دیستوپیایی.
امتیاز: 7/10
«پلتفرم» داستانی منحصربهفرد است که پرسشهای عمیقی مطرح میکند، اما در نهایت مرا ناامید کرد.
فیلم ایدهای جذاب دارد که مجموعهای از پرسشها و معضلات فلسفی و اخلاقی قدرتمند را مطرح میکند. فیلم سؤال «اگر...» را میپرسد: در چنین شرایط سخت و ناممکنی چگونه واکنش نشان میدهم؟ چه میکنم؟ در حالی که شخصیتها با شرایط ناامیدکنندهٔ خود دست و پنجه نرم میکنند، قهرمانی تلاش میکند با طرح نقشهای پیامی به متولیان زندان بفرستد و شاید جانهایی را نجات دهد. متأسفانه فیلم پاسخ روشنی ارائه نمیدهد و هیچ تضمینی برای رستگاری یا نجات نداده و بعد از یک ساعت و چهل دقیقه ناامیدیِ آزاردهنده، صرفاً تمام میشود. احتمالاً معنی عمیقتری دارد که من متوجه آن نشدهام، اما قطعاً از نوع علاقهمندان این جور فیلمها نیستم.
«پلتفرم» یکی از آن فیلمهایی است که مدتها بعد از پایان تماشای فیلم همراهت میماند. این فیلم ترسناک معمولی نیست، هرچند صحنههای هراسآور زیادی دارد. منظورش ترس از پریدن نیست؛ ایدهٔ هولناک فیلم با دقتی عجیب به دنیای ما مرتبط است.
کارگردانی درخشان است؛ کشش را تا انتها حفظ میکند و استفاده از فضای محدود «چاه» احساس خفگی را بهخوبی منتقل میکند. فیلمبرداری هم تحسینبرانگیز است و تصاویر آزاردهندهای خلق میکند. بازیها همگی خوباند و هر شخصیت لایهٔ منحصربهفردی به داستان میافزاید.
فیلمنامه تیز و تأملبرانگیز است و پیامش را به زبان ساده به مخاطب تحمیل نمیکند؛ مجبور میتانی با معضلات اخلاقی جامعهٔ دیستوپیای که نمایش داده شده درگیر شوی. موسیقی متن هم وهمانگیز و نگرانکننده است و جو فیلم را کامل میکند. «پلتفرم» تجربهای سینمایی آزاردهنده و فراموشنشدنی است.
«پلتفرم» (۲۰۱۹) نابرابری ثروت را از طریق نظام زندانی عمودیِ بیرحمانهای بررسی میکند که طمع انسانی و غریزه بقا را نمادین میسازد. کارگردان با استفاده از صحنههای اندک و تقویت آنها با جلوههای بصری، محیطی دیستوپیایی پدید میآورد که نقد اجتماعی را بازتاب میدهد. آدمخواری و خشونت بهعنوان استعارهای برای خودخواهی در جامعهٔ سلسلهمراتبی خشن بهکار رفتهاند.
داستان حول تحول گورنگ میچرخد؛ از بیتفاوتی تا آگاهی اخلاقی که هستهٔ عاطفی فیلم را تشکیل میدهد و در میان تضادهای بیرونی و درونی پیش میرود. منشاء مبهم زندان به فضای ناخوشایند فیلم میافزاید و تنش از طریق کشمکشهای روانی و تعاملات زندانیان تشدید میشود. روایت ضربآهنگ محکمی دارد و در هر طبقه و هر ملاقات، نمادهای لایهبهلایهای دیده میشود.
پایان فیلم با چرخشی قدرتمند، تمهای همبستگی و تغییر را برجسته میکند، و با بازیهای پرانرژی و تصاویر فراگیر پشتیبانی میشود. فیلمبرداری، طراحی صدا و ترکیببندی رنگها لحن آزاردهنده اما معنادار اثر را تقویت میکنند. هرچند برخی رمز و رازها بیپاسخ میمانند، فیلم همچنان یک تریلر روانشناختی جذاب با پیام اجتماعی تند است. برای تماشاگران اندونزیایی، نام گورنگ (بهمعنی سرخشده) لایهای طنزآمیز اضافه میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران