در سپتامبر ۱۹۷۱، گروهی از نو سربازان آمریکایی برای تمرینات نظامی به فورت پالک، تایگرلند می آیند، که منطقه ای شبیه مرداب های ویتنام است. این مکان آخرین توقفگاه آنان قبل از اعزام به ویتنام و شرکت در نبرد واقعی می باشد…
در سپتامبر ۱۹۷۱، گروهی از نو سربازان آمریکایی برای تمرینات نظامی به فورت پالک، تایگرلند می آیند، که منطقه ای شبیه مرداب های ویتنام است. این مکان آخرین توقفگاه آنان قبل از اعزام به ویتنام و شرکت در نبرد واقعی می باشد…
«فقط بهخاطر اینکه آن رتبه گروهبانی را روی سر آستینت داری، به این معنی نیست که نمیمیری.»
«تایگرلند» نام اردوگاه آموزشی ارتش آمریکا در فوریت پولک، لوئیزیانا بود. این مجموعه که بهعنوان «دومین بدترین نقطهٔ زمین» شناخته میشد، بازسازیای از جنگلهای ویتنام بود و برای آمادهسازی سربازان آمریکایی برای آن منطقهٔ جهنمی که قرار بود در آن بجنگند استفاده میشد.
به کارگردانی جول شوماخر، «تایگرلند» با بازی...
«فقط بهخاطر اینکه آن رتبه گروهبانی را روی سر آستینت داری، به این معنی نیست که نمیمیری.»
«تایگرلند» نام اردوگاه آموزشی ارتش آمریکا در فوریت پولک، لوئیزیانا بود. این مجموعه که بهعنوان «دومین بدترین نقطهٔ زمین» شناخته میشد، بازسازیای از جنگلهای ویتنام بود و برای آمادهسازی سربازان آمریکایی برای آن منطقهٔ جهنمی که قرار بود در آن بجنگند استفاده میشد.
به کارگردانی جول شوماخر، «تایگرلند» با بازی کالین فارل در نقش سرباز پیلوت رُلند بوز، داستان یک سرباز جوان کماشتیاق در خدمت جبهه را روایت میکند که با تیزهوشیاش در بهرهگیری از خلأهای قوانین، مافوقان را سرخورده میکند. با این حال مشخص است که بوز ویژگیهای رهبری دارد — اما آیا افسران میتوانند او را قانع کنند که ذاتاً برای رهبری ساخته شده است؟
تا زمان اکران «تایگرلند» بهنظر میرسید فیلمهای ویتنامی دورهشان را گذراندهاند و اعلام اینکه شوماخر میخواهد به این موضوع بازگردد با استقبال کمی روبهرو شد. چه بسا این برداشت تقویت میشد چون پیش از این همین کارگردان بخش تیره و جذاب فرانچایز «بتمن» را به طنزی اغراقشده تبدیل کرده بود. نگرانیها بیشتر شد وقتی مشخص شد تولید فیلم کمبودجه و فشرده—در 28 روز—با بازیگرانی نسبتاً ناشناخته و فیلمبرداری با 16 میلیمتری دانهدار انجام شده است. اما منتقدان یکی دو نکته را فراموش کردند: اول اینکه شوماخر نشان داده توانایی هدایت گروهی جوان و پرانرژی را دارد (مثل «The Lost Boys»)، و دوم اینکه او در اوایل دههٔ 90 «Falling Down» را ساخته بود، پس ساخت اثری پیچیده و تیره برای او دور از توان نبود.
«تایگرلند» فیلمی خوب است؛ در آن تعارضات آشکاری در قالب درگیریهای نظامی دیده نمیشود و مضمون اصلی تعاملات بین بوز، همتیمیهایش و مافوقانشان است. این بیشتر درام اردوگاه آموزشی است تا فیلمی دربارهٔ مواجهات نظامی. اما تأثیرش همان است: گروهی از جوانان در حال آمادهشدن برای سرنوشتی با شانسهای نهچندان مطلوباند؛ هرکدام از آنان به دلایل متفاوت با شجاعت یا ناباوری آنجا هستند. بوز که ابتدا گیچ و متعجب است، همزمان برای بسیاری به مشعلی از امید تبدیل میشود و برای برخی دیگر موجودی قابل نکوهش. نتیجه این است که «تایگرلند» تبدیل به فیلمی دقیق و ساختهشده با مهارت میشود که با بازیهای درخشان پیش میرود و به آرامی مخاطب را فرا میگیرد و در غمی پنهانی فرو میبرد.
اما دلیل اثرگذاری فیلم فقط شوماخر نیست؛ او کمکهای قابلتوجهی هم داشت. فیلمنامهٔ راس کلوان و مایکل مکگروتر بالاتر از کلیشههای همیشگی شخصیتها در فیلمهای اردوگاه آموزشی ارتش میایستد. با بهرهگیری چشمگیر کلوان از تجربیات واقعیاش در ارتش، «تایگرلند» بهسرعت به سوی اوجش شتاب نمیگیرد (اوجی که کمهیاهو و تأثیرگذار است)، بلکه زمان میگذارد و شخصیتها شکل میگیرند و فارلِ آن زمان نسبتاً ناشناخته در نقش بوز بسیار مجذوبکننده ظاهر میشود؛ نتیجه فیلمی است بهمیزانِ جذابیتِ یک فیلم ویتنامی خوب. این با وجود ظاهر تیرهٔ اثر است که فیلمبرداری متیو لیباتیکه رنگهای شاد را از بین میبرد و از خاکستریها و سبزهای ماتی استفاده میکند تا تماشاگر را مستقیم در اردوگاه قرار دهد. شکل، حس و داستان همه با هم خوب هماهنگاند و «تایگرلند» را در حد و اندازهٔ همان فیلمهای ویتنامی محبوبِ دهههای گذشته قرار میدهد.
8/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران