یک تگزاسی که برای رساندن اخبار جهان به افراد محلی، در سرتاسر غرب وحشی سفر می کند، موافقت می کند تا در نجات دختری جوان که گروگان گرفته شده است، کمک رسانی کند.
یک تگزاسی که برای رساندن اخبار جهان به افراد محلی، در سرتاسر غرب وحشی سفر می کند، موافقت می کند تا در نجات دختری جوان که گروگان گرفته شده است، کمک رسانی کند.
نامزد ۴ جایزهٔ اسکار، کسب ۵ جایزه و در مجموع ۸۶ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان3218
تام هنکس و کارگردان پل گرینگریس دستبهدست هم دادهاند تا وسترنی واقعاً تأثرآمیز و ماندگار بسازند که یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۲۰ است.
هنکس در نقش کاپیتان کید بازی میکند؛ سرباز سابق کنفدراسیون که در دوران پس از جنگ داخلی در تگزاس تحت اشغال به سر میبرد. کید از شهری به شهر دیگر میرود و برای مردم محلی که یا مشغولاند یا توانایی خواندن ندارند، داستانهای...
تام هنکس و کارگردان پل گرینگریس دستبهدست هم دادهاند تا وسترنی واقعاً تأثرآمیز و ماندگار بسازند که یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۲۰ است.
هنکس در نقش کاپیتان کید بازی میکند؛ سرباز سابق کنفدراسیون که در دوران پس از جنگ داخلی در تگزاس تحت اشغال به سر میبرد. کید از شهری به شهر دیگر میرود و برای مردم محلی که یا مشغولاند یا توانایی خواندن ندارند، داستانهای روزنامهای را با صدای گرم و تفسیرهای پرنشاطش میخواند و مردم مشتاق شنیدن اخبار محلی و ملیاند.
در راه به شهر بعدی، کید با دختری روشنپوست و بلوند که لباسهای سرخپوستان را بر تن دارد و به لهجهای قبیلهای سخن میگوید برخورد میکند؛ لهجهای که او آن را نمیفهمد. واژگون شدن گاریشان و مردی که از درخت آویزان است، کید را به کشف سرگذشت تراژیکِ کودک رهنمون میسازد.
براساس مدارکی که در صحنه پیدا میشود، او در یک حمله ربوده شده و والدین و خواهر یا برادرش کشته شدهاند. قبیلهای که او را پرورش داده بود نیز بعدها کشته شده و بدین ترتیب او دو بار یتیم شده است. دختر که جوآنا نام دارد (هلنا زنگل)، قرار است به شهری نزدیک برده شده و تحویل سازمان محلی شود تا برای انتقال به خانه عمه و شوهرش که بیش از ۶۰۰ مایل دورترند فرستاده شود.
کید وظیفه خود میداند که او را به آن شهر برساند؛ موضوعی که با حضور چند سرباز اتحادیه که در دوران بازسازی منطقه را اشغال کردهاند تأیید میشود، هرچند اهالی محلی از شکست در جنگ داخلی هنوز آزرده و خشمگیناند.
امور طبق برنامه پیش نمیرود: به کید گفته میشود مقام مسئول این پرونده سه ماه در سفر است، پس یا باید منتظر بماند یا دختر را خود به مقصد برساند.
با کمک یکی از سربازان سابق تحت فرمانش، کید راهی دالاس و سپس مناطق بسیار خطرناک فراتر میشود تا جوآنا را به مکان امنی برساند.
در مسیر، آن دو با خطرها و چالشهایی روبهرو میشوند و پیوندی قابللمس در یک سفر بهیادماندنی شکل میگیرد.
بازی هنکس در این نقش بسیار محکم است؛ شخصیتش مهربان و در عین حال پیچیده است. دلیلی برای بخشندگیاش وجود دارد و او سعی میکند با کار درست کردن، با دردها و پشیمانیهای زندگیاش آشتی کند.
فیلم ریتمی ثابت دارد و صحنههای اکشن طولانی چندانی در آن دیده نمیشود، اما هرگاه اکشن رخ میدهد، در خدمت داستان است و هرگز بهصورت اضافهوار به کار نمیرود.
زنگل همراه بسیار خوبی برای هنکس است؛ این بازیگر جوان آلمانی آیندهای درخشان دارد. او بدون دیالوگهای زیاد توانایی انتقال احساسات فراوانی را دارد و سازگاری چشمگیر او و هنکس کاملاً مشهود است.
تصاویر فیلم چشمنوازند و بیننده واقعاً از زیبایی خشن زمین و زندگی در این دوره تاریخی بهرهمند میشود. دیدن تصویری از دالاس و سنآنتونیوِ دههٔ ۱۸۶۰، پس از آشنایی با شهرهای مدرن امروز، بسیار جذاب است.
نکات مثبت بسیاری در فیلم وجود دارد و من با شور «خبرهای جهان» را در فهرست بهترینهای ۲۰۲۰ قرار میدهم. امیدوارم این فیلم در فصل جوایز به شایستگی مورد توجه قرار گیرد، زیرا واقعاً فیلمی الهامبخش و نمونهای از سینمای عالی است.
۴.۵ از ۵ ستاره
---
یکی از خستهکنندهترین تلاشها برای ساختن یک وسترن است—آن هم توسط بازیگری در سطح بالا. هالیوود باید بپذیرد که دیگر توان لازم برای ساخت این نوع فیلمها را ندارد... و سالهاست که چنین است.
بروید سراغ فیلمهای مربوط به جهان در حال مرگ، زامبیها، قاتلان زن، یا بهتر از همه ژانر «ANTIFA» دربارهٔ تخریب محلهها و نفرت از این کشور... کل ژانر ضد مرد سفیدپوست واقعاً از مُد افتاده... اما لطفاً از وسترنها دوری کنید. برای شروع، شما دیگر بازیگران مردی با آن نمای مردانگی که حاضر باشند روی فیلمنامهٔ ضعیف کار کنند ندارید.
بله، این یکی از ژانرهایی است که از هنر گم شده است.
---
این اتفاق خیلی کم میافتد، اما من واقعاً کتابی را که این فیلم بر اساس آن ساخته شده خواندهام. از هر دو (کتاب و فیلم) لذت بردم. چند تغییر کوچک توجهام را جلب کرد، اما از آنها ناراحت نشدم. برای مثال، به نظر میآمد که کاپیتان کید بهجای فرار با انفجار، خودش را با یک سخنرانی از مخمصه نجات میدهد، و این برای من جواب داد.
این یک وسترن متفاوت و عجیب است و به همین خاطر اغلب توسط دوستداران وسترن مسخره میشود. در نظر من کلاسیک نیست، اما اگر وسط خوردن غذا پخش شود (ما همزمان غذا خوردن و فیلم دیدن را با هم انجام میدهیم)، حس نمیکنم لازم است بلند شوم و ریموت را بردارم تا کانال را عوض کنم. اجازه میدهم پخش شود.
از دیدن چند نقد نژادپرستانه در سایتها تعجب نکردم، اما یک نظر در این وبسایت کمی مرا متعجب کرد. شاید این هم نشانههای زمانه باشد.
---
«خبرهای جهان» ساختهٔ پل گرینگریس وسترنی خوشساخت است که از نظر ظاهر و صدا اینطور به نظر میرسد که حرفی برای گفتن دارد، اما در نهایت به سطح ظاهری قناعت میکند. تام هنکس در نقش کاپیتان جفرسون کایل کید بازی میکند؛ کهنهسربازی از جنگ داخلی که در تگزاسِ دوران پس از بازسازی سفر میکند و روزنامهها را برای مردم پراکنده میخواند. وقتی با جوآنا (هلنا زنگل)، دختری ۱۰ ساله که توسط قوم کیاوا ربوده و بزرگ شده روبهرو میشود، قبول میکند او را به خانوادهٔ باقیماندهاش بازگرداند. سفر پس از آن، از نظر تصویربرداری زیبا و از نظر بازیها کمنقص است، اما از لحاظ محتوا ناامیدکننده و کمعمق است؛ فیلمی که به سوی پیچیدگی اشاره میکند اما حاضر به عمیق شدن نیست.
هنکس دقیقاً همان چیزی را ارائه میدهد که انتظارش را دارید: اجرایی آرام و ماهرانه که پاکدامنی و اقتداری ساکت را منتقل میکند. کاپیتان کید مردی با اصول در دورهای بیقانون است و هنکس او را با صداقتی زیرپوستی بازی میکند که تبدیل به امضای او شده است. هیچنمایشنمایشی در کار نیست، فقط حضور استوارِ یک استاد که کارش را بهخوبی انجام میدهد. در برابر او، هلنا زنگل درخشان است. او پذیرش آهستهٔ جوآنا نسبت به کید و در نهایت دلبستگیاش را با صبری و دقتی نشان میدهد که برای بازیگری اینچنین جوان نادر است. رابطهٔ میان آنها لنگر احساسی فیلم است و هردو بازیگر با مراقبت آن را اجرا کردهاند.
ارزشهای تولیدی نیز چشمگیر است. فیلمبرداری زیبایی خشن دشتهای تگزاس را به تصویر میکشد؛ همهٔ غبار، آسمانهای پهناور و نور بیرحم. طراحی تولید دنیایی را که در حال گذار است بهخوبی بازسازی میکند؛ دنیایی که بین پایانِ فصلی بیرحم و آغاز نامطمئن فصل بعدی گرفتار مانده. گرینگریس چند صحنهٔ تنشآمیز را با انرژی حرکتی خاص خود میچیند و فیلم از نظر بصری همیشه خیرهکننده است. از نظر فنی، «خبرهای جهان» همان چیزی است که از یک وسترن پرِ هزینهٔ شاخص انتظار دارید.
اما فیلمنامه نازک است. برای فیلمی که در دوران بازسازی و در تگزاسی ساخته شده که هنوز از جنگ داخلی متأثر است و با رفتار خود نسبت به مردم بومی درگیر است، «خبرهای جهان» تقریباً حرفی برای گفتن ندارد. فیلم از هر موضوع جنجالیای عبور میکند و از اتخاذ موضعی که ممکن است تماشاگر را ناراحت کند طفره میرود. تنشهای نژادی آن دوره، خشونت توسعهٔ غربی، سیاستهای ملتی شکافته که تلاش میکند خود را بازسازی کند—همه در حاشیه حضور دارند، اشاره میشوند اما مورد کنکاش قرار نمیگیرند. فیلم راضی است که دنیایی شکسته را نشان دهد بدون آنکه بپرسد چگونه شکسته شد یا تعمیرش چه هزینهای خواهد داشت.
آنچه میماند رابطهٔ میان کید و جوآناست و هرچند این رابطه واقعاً تأثیرگذار است، اما برای حمل کردن دو ساعت فیلم کافی نیست. سفر آنها آشنا و تکراری است: تنها و خلوتگزینِ جدی و کودک آسیبدیده که کمکم به هم اعتماد میکنند و درمییابند به هم نیاز دارند. این بهخوبی انجام شده، اما کافی نیست. فیلم به سمت تمهای بزرگتری اشاره میکند—قدرت قصهگویی، جستوجوی تعلق، پرسش از معنای خانه وقتی همهچیز را از دست دادهای—اما هرگز به عمق نمیپردازد. این احتیاط مرسوم هالیوود است؛ همان نوع محتاطی که باعث میشود بسیاری از ما این روزها سراغ فیلمهای مستقل و خارجی برویم. در فیلم صنعتگری هست، اما شجاعت نه.
«خبرهای جهان» میتوانست چیزی فراتر باشد. استعداد، بودجه، مکان و لحظهٔ تاریخیاش را دارد. اما ایمنی را به جوهر ترجیح میدهد و حاصل، فیلمی است که از نظر ظاهری چشمگیر اما از نظر محتوا بسیار تهیست. هنکس و زنگل شایستهٔ چیزی بهترند. ما هم همینطور.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران