خانواده «کرید» به تازگی به یک خانه جدید در حاشیه شهر نقل مکان کرده اند. همه چیز بی نظیر و خانه بی نقص به نظر می رسد. تنها مشکل وجود یک قبرستان قدیمی در جنگل پشت خانه است...
خانواده «کرید» به تازگی به یک خانه جدید در حاشیه شهر نقل مکان کرده اند. همه چیز بی نظیر و خانه بی نقص به نظر می رسد. تنها مشکل وجود یک قبرستان قدیمی در جنگل پشت خانه است...
و شبی که باد سرد میوزد، هیچکس اهمیت نمیدهد، هیچکس نمیداند.
رمانی از استیون کینگ که فیلمنامهاش از روی آن اقتباس شده، تقریباً هرگز فرصت انتشار نیافت. کینگ این اثر را بر اساس مکانی واقعی و رویدادهایی که در طول اقامتش در یک خانهٔ اجارهای رخ داد نوشت؛ او هرگز از لحن کتاب کاملاً خرسند نبود و آن را صرفاً بهعنوان تکلیف قراردادی تحویل داد. خوشبختانه...
و شبی که باد سرد میوزد، هیچکس اهمیت نمیدهد، هیچکس نمیداند.
رمانی از استیون کینگ که فیلمنامهاش از روی آن اقتباس شده، تقریباً هرگز فرصت انتشار نیافت. کینگ این اثر را بر اساس مکانی واقعی و رویدادهایی که در طول اقامتش در یک خانهٔ اجارهای رخ داد نوشت؛ او هرگز از لحن کتاب کاملاً خرسند نبود و آن را صرفاً بهعنوان تکلیف قراردادی تحویل داد. خوشبختانه این کار را انجام داد، چون رمان زیربنای محکمی برای وحشت فراهم میکند و به وحشتهای واقعیِ سوگِ غلبهناپذیر میپردازد.
فیلم لحنها را درست منتقل میکند؛ پویایی خانواده بهخوبی در موقعیتگذاری آماده میشود تا آنچه بعداً رخ میدهد مؤثر باشد؛ خانه و گورستان حیواناتِ عنوان فیلم انسگرفته و وهمآلود به نظر میرسند و فرد گواین در نقش سالخوردهای دانا حضور درخشان دارد. پتانسیل رسیدن به وحشتی خردکننده کاملاً محقق نشده، اما سازندگان ترسها و ناآرامیهای قابلتوجهی فراهم کردهاند که این اقتباس را بهتر از متوسط اقتباسهای کینگ به تصویر میکشد. استفاده از رامونز در موسیقی متن انتخاب خوبی است؛ کینگ آنها را دوست داشت و آنها نیز به او علاقهمند بودند، تا جایی که قطعهٔ عنوانی را نوشتند و حتی آلبومی را به نام آن منتشر کردند. امتیاز: 6.5/10
حتی اگر فیلم خوب هم نبود، دیدنِ "گورستان حیوانات" تا حدی واجب است بهخاطر اینکه از آن زمان در سینما و تلویزیون بسیار ارجاع شده است. اما خوشبختانه فیلم خوب است. امتیاز نهایی: ★★★ — خوشم آمد. شخصاً پیشنهاد میکنم آن را ببینید.
خانوادهٔ کرید به شهری روستایی در ایالت مین نقلمکان میکنند، جایی که پدر، لوئیس (دیل میدکیف)، قرار است پزشک محلی باشد. شروع خوبی ندارند؛ گربهٔ محبوب دخترشان، الی (بلیز بردال)، زیر چرخ یک خودرو له میشود و بهطور مراسمی در گورستانی باستانی که سالها حیوانات محبوبِ دیگر را در خود جای داده، دفن میشود. همسایهها بسیار از توضیح دربارهٔ این مکان خودداری میکنند — شایعه است که این گورستان نیروی عجیبی برای بازگرداندن زندگی دارد، و به شوک و وحشت او، وقتی گربه بازمیگردد این شایعه حقیقت دارد — و با رفتاری متفاوت! مشکلات برای پزشک جوان وقتی بدتر میشود که یک تراژدی انسانی رخ میدهد و او با دلهرهآورترین دوراهی زندگیاش روبهرو میشود. این داستان بیشتر از جنس تجمعی است — مانند بسیاری از آثار استیون کینگ. طرح بهتدریج شکل میگیرد و طوری روایت میشود که انگار از ما میپرسد در برابر موقعیتِ لوئیس چه کار دیگری میتوانستیم انجام دهیم، با اینکه ما پیامدهای اعمالش را میبینیم و میتوانیم آنها را پیشبینی کنیم. وحشت اینجا بهشکلِ برگرفته از انسان و تقریباً انتخابی است — و همین باعث میشود مؤثرتر باشد. البته نمیتوان از کاستیها چشمپوشی کرد؛ بازی بازیگران متوسط است و جلوههای بصری گاهی مرا به یاد یک قسمت قدیمی از برنامهٔ «بگپاس» انداخت. من هرگز طرفدار حیوانات خانگی نبودهام، پس واکنش افراطی نسبت به له شدن گربه برایم چندان مؤثر نبود. با این حال، این فیلم داستانی وهمآور و محکم دارد که بسیاری از پیشفرضها دربارهٔ عشق و رفتار عقلانی را به چالش میکشد و ارزش تماشا را دارد.
یک اقتباس کاملاً شکستخورده. فیلم کاملاً بیجان و ناقص است و بهنظر میرسد صحنههای مهمی از اسطوره و توسعهٔ شخصیت (که در کتاب وجود دارند) حذف شدهاند. عجیب است که فیلم همسرِ جاد (شخصیتی از کتاب) را حذف میکند اما شخصیتی کماهمیتتر به نام میسی دَندرِیج را اضافه میکند. فیلم اصلاً فرصت پرداختن به شخصیتها، بهویژه میسی، را ندارد. اما مشکل اصلی فیلم بازی دیل میدکیف است؛ او انگار در طول فیلم خوابآلود قدم میزند و همین بهطرزی اساسی فیلم را برای من خراب میکند. بقیهٔ بازیگران، بهویژه فرد گواین و دنیس کراسبی، بسیار بهتر از او ظاهر میشوند.
«گورستان حیوانات» در سطوح مختلف کیفیتی بسیار روتین دارد و بیشتر اوقات همهچیز در ساخت این فیلم انگار روی اتوپایلوت است. جای تعجب نیست که فیلمهای ساختهشده بر اساس آثار استیون کینگ چندان موفق نیستند؛ نه همیشه به این دلیل که داستانها بد هستند — در برخی موارد اینطور است — بلکه به دلیل اینکه به دلایلی مبهم داستانها به خوبی به فیلم منتقل نمیشوند. با این حال، یکی از نکات مثبت فیلم، مری لامبرت است. او کارگردانی تواناست و توانسته لحظاتی تکاندهنده ایجاد کند، مثل زمان مرگ تراژیکِ گِیج در شرایطی هولناک. لامبرت همچنین بازی طولانی «گربه و موش» را در خانهٔ جاد کرندال — ابتدا با جاد، سپس با همسر لوئیس، ریچل، و در نهایت با خود لوئیس — بسیار جذاب میسازد و این بخش با طنز مکابرهٔ استیون کینگ نیز جان میگیرد. با این حال، «گورستان حیوانات» بهخوبی نشان میدهد چرا استیون کینگ از دیگر نویسندگان وحشت بالاتر است: موقعیتهای او — که چهکسی در برابر فرصت بازگرداندن عزیزانش وسوسه نمیشود؟ — و شخصیتهایش همیشه واقعگرایانهاند و همین تفاوتِ اصلی را ایجاد میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران