چگونه اسپویلرها در مورد فیلمهای تاریخی عمل میکنند؟ آیا میتوان فرض کرد که همگی از سرنوشت عملیات مارکت گاردن خبر دارند، یا مثل نسل هزاره فرض میکنیم مردم نمیدانند آرنم کجاست، چه برسد به آنتورپ یا هلند و اینکه چه کسانی در جنگ جهانی دوم شرکت داشتند؟
آیا نازیها هم در آن نقش داشتند؟
به هر حال، این فیلم تقریباً همهٔ ستارههای آن زمان را دارد؛ تقریباً...
چگونه اسپویلرها در مورد فیلمهای تاریخی عمل میکنند؟ آیا میتوان فرض کرد که همگی از سرنوشت عملیات مارکت گاردن خبر دارند، یا مثل نسل هزاره فرض میکنیم مردم نمیدانند آرنم کجاست، چه برسد به آنتورپ یا هلند و اینکه چه کسانی در جنگ جهانی دوم شرکت داشتند؟
آیا نازیها هم در آن نقش داشتند؟
به هر حال، این فیلم تقریباً همهٔ ستارههای آن زمان را دارد؛ تقریباً همه کسانی که در سال 1977 سرشناس بودند، و به نظر میرسد حتی هالیوود به طور گسترده در ساخت آن درگیر بوده است؛ بازیگران مطرح حتی در نقشهای فرعی نیز حضور دارند.
بنابراین معلوم است بازیگریها در سطح بالایی هستند... و کارگردانی هم همینطور.
دستکم میتوان گفت کارگردانی برای فیلمی که میخواهد بخش زیادی از داستان را همزمان روایت کند، تا حد ممکن خوب است.
نخوام اشتباه بگویم؛ فیلم بسیار خوبی است و وقتی از لفظ «حماسی» استفاده میکنند، منظورشان گسترهٔ حماسی است و در آن گستره فیلم کار بسیار منسجم و تأثیرگذاری انجام میدهد.
مشکل من همان گسترهٔ روایت است: مارکت گاردن عظیم بود، شکست عظیمی بود و فاجعهٔ بزرگی بهحساب میآمد؛ هجوم هوایی گستردهای بود و فیلم تلاش میکند همهٔ آن را یکجا بازگو کند. نتیجه اینکه روایت کمی پراکنده شده است. اگر فیلم شش ساعت بود، شاید میتوانست بینقص این کار را انجام دهد... اما چه کسی حاضر است چنین مدت طولانیای بنشیند و تماشا کند؟
با این حال کسی واقعاً نمیتواند با حاصل کار بهطور جدی مخالفت کند. از آنچه میتوانست باشد بدتر نیست و بهتر از انتظار برای فیلمی با این وسعت است. سازندگان کار درخشانی انجام دادهاند.
تنها آرزوی من این بود که پس از این شکست حماسی، جملهٔ بدنام مونتگمری — «عملیات مارکت گاردن 90 درصد موفق بود» — بهعنوان جملهٔ پایانی باقی میماند و فیلم را با همان آشفتگی و تلاشی برای حفظ آبروی یک ژنرال تمام میکرد.
وقتی توصیف «پرستاره» دربارهٔ یک گروه بازیگری را میخوانید، اغلب جنبهٔ تبلیغاتی دارد تا ما را قانع کنند گروه بازیگران بهتر از آن است که فکر میکنیم — اما در این فیلم قضیه فرق میکند. شان کانری، مایکل کین، رایان اونیل، لارنس الیویه، درک بوگارد، جین هکمن، آنتونی هاپکینز، جیمز کان، ماکسیمیلیان شِل و لیو اولمن همه در این بازگویی واقعیِ «عملیات مارکت گاردن» حضور دارند — تلاشی هماهنگ از متفقین برای استفاده از هر وسیلهٔ پروازی ممکن و فرود چتربازان در پشت خطوط نازیها. هدفشان تصرف پلهای راهبردی پیش از آن بود که دشمن فرصت تخریب یا مینگذاری پیدا کند. مأموریتها پر از خطر بودند: اطلاعات نادرست، هوای نامساعد و دشمنی سازمانیافته و سرسخت. صحنههای برنامهریزی و اجرا بهخوبی نشان میدهد که کل این عملیات چقدر از لحاظ لجستیکی پیچیده و پرخطر بوده است؛ و در میان فیلمهای جنگی، این فیلم کمتر هیجانطلبانه و تهاجمی است. با این حال طولانی است — و ویراستاری دقیقتر میتوانست آن را فشردهتر و محکمتر نگه دارد.
روایت سینمایی پرستارهای از عملیات مارکت گاردن
در سپتامبر 1944 متفقین عملیاتی بلندپروازانه را برای تصرف پلهای کلیدی در هلند آغاز کردند؛ هدف تسهیل پیشروی سریع به داخل آلمان و بازگرداندن سربازان تا کریسمس بود. متأسفانه توان دفاعی و ارادهٔ آلمانیها قویتر از انتظار بود.
«A Bridge Too Far» (1977) بزرگترین عملیات هوابرد تا آن زمان را با بازیگران برجسته و چند صحنهٔ بهیادماندنی — از جمله آنتونی هاپکینز، جیمز کان، رابرت ردفورد، جین هکمن و شان کانری — به تصویر میکشد. سبک فیلم نزدیک به «The Longest Day» است و بهدنبال جلوههای هنری غریب نیست، مثل فیلم «Apocalypse Now».
فیلم بهخوبی نشان میدهد که چگونه نقشهها در اتاق جنگ عالی بهنظر میرسند، اما در میدان عمل قانون مورفی غالب میشود.
اگرچه هدف اصلی که تصرف پل آرنم بود شکست خورد، موفقیتهایی هم حاصل شد؛ مثل تسخیر آیندهوون و نایمخن، و ایجاد یک سرپایگاه به طول حدود 65 مایل در هلند که برای حملات آینده اهمیت داشت، و نیز درگیر کردن هزاران سرباز آلمانی. سربازان آن کریسمس به خانه بازنگشتند؛ نبرد و برنامهریزی برای دستیابی به اهداف، چهار ماه دیگر ادامه یافت.
فیلم حدود 2 ساعت و 56 دقیقه است و در انگلستان و هلند فیلمبرداری شده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران