به ندرت پیش میآید که یک «فیلم نیمهشب» در رسیدن به کمال موفق باشد، اما «Bloody Hell» تقریباً این کار را میکند. این کمدی-ترسناک خشن و سرکش داستانی است از هیولاها، عشق ممنوعه، خانوادهای دیوانه و یک مرد خیلی بدشانس که تنها میخواهد زندگیاش را از نو آغاز کند. مملو از شوخطبعی پیچیده و پر از غافلگیری، این فیلم مثل یک ترن هوایی سرخوشانه است...
به ندرت پیش میآید که یک «فیلم نیمهشب» در رسیدن به کمال موفق باشد، اما «Bloody Hell» تقریباً این کار را میکند. این کمدی-ترسناک خشن و سرکش داستانی است از هیولاها، عشق ممنوعه، خانوادهای دیوانه و یک مرد خیلی بدشانس که تنها میخواهد زندگیاش را از نو آغاز کند. مملو از شوخطبعی پیچیده و پر از غافلگیری، این فیلم مثل یک ترن هوایی سرخوشانه است که در راه تبدیل شدن به یک کلاسیک فرقهای مدرن قرار دارد.
وقتی ویدئویی از او در حال برگرداندن اوضاع طی یک سرقت بانک به صورت ویروسی پخش میشود، رکس (بن اوتول) خود را وسط یک بحث عمومی مییابد. بهخاطر قهرمانیهایش، او توانست مردم داخل بانک را نجات دهد اما در جریان آن یک تماشاچی بیگناه بهطور غیرعمدی کشته شد. از زاویههای مختلف، عدهای رکس را قهرمانی شجاع میدانند و برخی او را دیوانهای خشن میخوانند. او به هشت سال زندان در ایالت آیداهو محکوم میشود و حتی پس از آزادی، تقریباً یک دهه بعد، از دام رأی جامعه گریزی نیست. برای شروعی تازه و زندگی ناشناس، رکس بهطور تصادفی فنلاند را برای فرار انتخاب میکند. ولی به محض فرود هواپیما در هلسینکی، در عقب یک تاکسی با گاز بیهوش میشود و بعد در زیرزمینی تاریک با دستبند بیدار میگردد — در حالی که یک تکه از بدنش گم شده است.
داستان ساده اما محکم است و مقدمهای فوقالعاده دارد که چندین برابر نتیجه میدهد. کارگردان آلیستر گِریِرسون روی روایت خلاقانه تکیه میکند و ایده هوشمندانهای دارد: رکس با نسخهٔ خیالیای از خودش صحبت میکند. این جریان دوم خودآگاهی بهصورت یک «دوقلوی شرور» ظاهر میشود که در لحظات مناسب، تمایل شیطانی رکس را تشویق میکند و به او کمک میکند برای فرار تلاش کند. فیلم هیجان دارد، اما هرگز خیلی تاریک نمیشود چون شوخطبعی عجیب و گزندهای آن را سبک نگه میدارد (وقتی یکی از شخصیتها متوجه میشود سالها با خودش حرف میزده، رکس بیتفاوت میگوید: «همهمان مشکلاتی داریم»).
به سرعت با معمای چه-کجا-چرا در داستان همدل میشوید، عمدتاً بهخاطر بازی کاریزماتیک بازیگر اصلی و اجرای متعهدانهاش. بازیگران در سرتاسر فیلم عالی هستند، ارجاعات فیلمشناسانهٔ متن را درست درمیآورند و کاملاً به دیدگاه منسجم و الهامبخش گِریِرسون و فیلمنامهنویس رابرت بنجامین اعتماد دارند.
با وجود اینکه در نهایت فیلم فوقالعاده میشود، پانزده دقیقه اول تحملکردنی نیست. در ابتدا سبک کارگردانی آنقدر آزاردهنده بود که نزدیک بود کامل کنار بگذارم. افراط در بهکارگیری تصاویر هنری تا حد زیادی آزاردهنده است، اما وقتی داستان آغاز میشود و کارگردان آرامتر میگیرد (و تمام برشهای پرشمانند زائد را کنار میگذارد)، فیلم تبدیل به چیزی میشود که میتوان آن را تقریباً فیلم نیمهشبی کامل دانست.
از وقتی رکس به فنلاند میرسد، هر آنچه روی پرده میبینید بهشدت رضایتبخش است. نیمهٔ دوم «Bloody Hell» چند بار مرا از سر ذوق به فریاد واداشت و احتمالاً تماشای آن در جمع تماشاگران پرشور لذتبخشتر هم خواهد بود. طرفداران ژانر نباید این فیلم را از دست بدهند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران