بعد از اینکه پیش بینی مردی جوان، گروهی از تماشاگران یک مسابقه اتومبیل رانی را از سانحهای دلخراش نجات می دهد، مرگ باز می گردد تا آنهایی که گریختهاند را با خود ببرد.
بعد از اینکه پیش بینی مردی جوان، گروهی از تماشاگران یک مسابقه اتومبیل رانی را از سانحهای دلخراش نجات می دهد، مرگ باز می گردد تا آنهایی که گریختهاند را با خود ببرد.
وقتی برای دیدن پنجمین قسمت از مجموعه وارد سینما شدم، توقع زیادی نداشتم چون قسمت چهارم بسیار ناامیدکننده بود. اما بعد از دیدن این فیلم غافلگیر شدم. اول اینکه این فیلم واقعاً خیلی بهتر از دو فیلم قبلی بود. فضا تاریکتر بود و عناصر زیادی از قسمت اول در آن دیده میشد که من دوست داشتم. نمیخواهم زیاد لو بدهم، اما باید بگویم صحنه پایانی...
وقتی برای دیدن پنجمین قسمت از مجموعه وارد سینما شدم، توقع زیادی نداشتم چون قسمت چهارم بسیار ناامیدکننده بود. اما بعد از دیدن این فیلم غافلگیر شدم. اول اینکه این فیلم واقعاً خیلی بهتر از دو فیلم قبلی بود. فضا تاریکتر بود و عناصر زیادی از قسمت اول در آن دیده میشد که من دوست داشتم. نمیخواهم زیاد لو بدهم، اما باید بگویم صحنه پایانی شما را مبهوت میکند؛ من را واقعاً به فکر فرو برد که «وای، چه پیچش جالبی!» یکی دیگر از نکات مثبت این بود که فیلم بهخوبی طرحریزی شده و منطقی پیش میرفت، برخلاف قسمت چهارم که به نظرم شوخیوار بود و نباید ساخته میشد. مرگها شتابزده نیستند و زمان بیشتری برای معرفی شخصیتها اختصاص داده شده است. یک صحنه مرگ در فیلم (به جز پایان) واقعاً غیرمنتظره بود. توصیه میکنم این فیلم را ببینید؛ شاید موضوع کلی مثل قسمتهای پیشین باشد، اما اجرا در سطحی بالاتر قرار دارد.
میتوان تصور کرد تهیهکنندگان دور میز نشسته و راهی برای تولید قسمت دیگری که سودآور باشد پیدا کردهاند: باید مرگهای خلاقانهتر باشد، از 3D استفاده کنیم و... حاصل کار فیلمی است که از ریشههایش آگاه است اما در عمل ضعیفتر از حد انتظار ظاهر میشود. بازگرداندن کارگردان قسمت پیشین نشان از تکرارِ مکانیکی دارد، و نتیجه چیزی جز بازی ضعیف، فیلمنامه بد و مجموعهای از مرگها که با چند دقیقه شخصیتپردازی سطحی به هم دوخته شده نیست (توضیحات تا حدی به اندازه مرگهای خونین آزاردهندهاند). مرگها همچنان سرگرمکنندهاند و سکانسهای آغازین فاجعه (اینبار در پیست مسابقه) سنت خوب سری را ادامه میدهند، و نماهای شروع و پایان با تصاویر پرتو ایکس برجستهاند. با این حال همهچیز خستهکننده به نظر میرسد: هرچند تکنولوژی ارتقا یافته، اما حس میشود تنها بهخاطر کسب درآمد آسان ساخته شده است. نمره: 4/10.
به دلایلی این نسخه با عنوان The Final Destination منتشر شد، نه Final Destination 4؛ انگار انتظار داشتند این قسمت پایانی باشد. برای من فیلم تجربهای مثبت و غافلگیرکننده بود. بسیاری میگویند فیلمهای دوم تا چهارم نسبت به اول افت کردند و تنها پنجمین فیلم دوباره اوج گرفت؛ من با این نظر مخالفم. این قسمت از قسمت سوم خیلی بهتر است. اگر از فیلمهای ترسناک خشن خوشتان نمیآید، احتمالاً این فیلم برایتان مناسب نیست، اما اگر مثل من از این ژانر لذت میبرید تا حدودی راضی خواهید بود. جلوههای ویژه بهتر از فیلم قبلیاند و خبری از آن لحظات بیمعنی و احمقانه نیست؛ پایانبندی را هم دوست داشتم—پایانی به سبک کلاسیک فیلمهای ترسناک با آن نماهای پرتو ایکس که واقعاً جذاب است.
این مجموعه اساساً یک داستان تکرارشونده را با بازیگران و لوکیشنهای متفاوت روایت میکند، اما از نظر فنی کیفیت قابل قبولی دارد. در این قسمت، شانتل ونسانتن نقش قهرمانهٔ قرمزمو خوبی دارد و کارگردان با ظرافتی، زیبایی او را در صحنهای متین به نمایش میگذارد—چیزی که در قسمتهای قبلی کمتر دیده شد. هِیلی وب و کریستا آلن هم حضور دارند. از نکات برجسته میتوان به موسیقیِ فیلم (که بهترینِ سری است)، سکانس آغازین هیجانانگیز و چند صحنه مرگ خلاقانه (مربوط به یدککش، استخر، کارواش، سینما و پلهبرقی) اشاره کرد. فیلم حدود 93 دقیقه است و از نظر فنی در سطح قابل قبولی قرار دارد. درجه: B-.
فیلم یک افتتاحیهٔ جذاب هم دارد: فاجعهای در مسابقه اتومبیلرانی که واقعاً چشمگیر است—قطعاً میتوان تصور کرد در 3D بسیار دیدنی خواهد شد.
Final Destination 4 (یا The Final Destination) دقیقاً همان چیزی است که انتظار دارید: همان مقدمه و همان فرمول، اما با تاکید زیاد روی جلوههای سهبعدی. داستان در سادهترین شکل خود صرفاً بهانهای است برای نمایش صحنههای مرگ اغراقشده. کارگردانی چندان الهامبخش نیست؛ فیلمبرداری سعی میکند از ترفند 3D نهایت استفاده را ببرد اما فراتر نمیرود. بازیها فراموششدنیاند و شخصیتها بیشتر نقش پرکننده دارند تا آدمهای واقعی. فیلمنامه ضعیف و دیالوگها خشکاند و تلاشی برای اینکه تماشاگر فراتر از مرگها به چیزی اهمیت دهد دیده نمیشود. طراحی صوتی در لحظات مرگ مناسب است اما موسیقی کلی فیلم کلیشهای است و تنش را افزایش نمیدهد. اگر صرفاً بهخاطر صحنههای مرگ عجیب و غریب میروید قابلتماشا است، اما قطعاً ضعیفترین قسمت مجموعه بهشمار میآید.
«The Final Destination»—که ظاهراً چون عنوان «Final Destination 4» گرفته شده بود—ضعیفترین از چهار قسمت ابتدایی این فرنچایز است. حیف، چون بابی کامپو بهعنوان بازیگر اصلی خوب بود، اما او و همبازیهایش برای نجات فیلم کافی نیستند. برای اولین بار در این سری از برخی جلوهها ناامید شدم؛ بخشهای کامپیوتری پیشنمایشها کهنه به نظر میرسند. بخشهای خونین هنوز قابلقبولاند ولی تأثیرشان کمتر شده. بهجز بازیگرها و جلوهها، کلیت داستان تقریباً بدون تغییر مانده و خستهکننده است. امیدوارم قسمت پنجم سورپرایزم کند، اما فعلاً شک دارم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران