«رومیو» (دی کاپریو) که نسبت به رفتارهای عموزاده هایش، مانتا گیوها، بی توجه است، وقتی در پایان یک ضیافت بسیار خشن در می یابد «جولیت»(دینز) که دل باخته اش شده از خانواده ی «کاپولت» است، بابت کینه و دشمنی دو خاندان سخت دچار نگرانی می شود.
«رومیو» (دی کاپریو) که نسبت به رفتارهای عموزاده هایش، مانتا گیوها، بی توجه است، وقتی در پایان یک ضیافت بسیار خشن در می یابد «جولیت»(دینز) که دل باخته اش شده از خانواده ی «کاپولت» است، بابت کینه و دشمنی دو خاندان سخت دچار نگرانی می شود.
نامزد یک جایزه اسکار؛ ۱۵ جایزه و در مجموع ۳۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان3532
قسمت دوم سهگانه «رد کرتن» باز لورمن: رومئو + ژولیت.
یادم میآید سالها پیش در دوران دبیرستان کمی از فیلم را دیدم و از آن خوشم آمد. این بار آنقدر که انتظار داشتم لذت نبردم، اما همچنان فیلمی است که قطعاً توصیهاش میکنم — واقعاً فیلم خوبی است. تا به حال فیلم بد یا حتی متوسطی از لئوناردو دیکاپریو ندیدهام و این فیلم هم استثنا نیست....
قسمت دوم سهگانه «رد کرتن» باز لورمن: رومئو + ژولیت.
یادم میآید سالها پیش در دوران دبیرستان کمی از فیلم را دیدم و از آن خوشم آمد. این بار آنقدر که انتظار داشتم لذت نبردم، اما همچنان فیلمی است که قطعاً توصیهاش میکنم — واقعاً فیلم خوبی است. تا به حال فیلم بد یا حتی متوسطی از لئوناردو دیکاپریو ندیدهام و این فیلم هم استثنا نیست. شاید این تا کنون ضعیفترین اجرای او باشد، اما از منظر مقایسه هم او در نقش رومئو تأثیرگذار است. کلر دینز در نقش ژولیت نیز سزاوار تحسین است. جان لگویزامو در نقش تیبالت از بقیه بازیگران برجستهتر است؛ در مجموع بازیگرانی چون پل سورویو، مریام مارگولیز و پل راد هم حضور دارند. ظاهراً ناتالی پورتمن در ۱۴ سالگی ابتدا برای نقش مقابل دیکاپریو (آن زمان ۲۱ ساله — موضوعی بحثبرانگیز) در نظر گرفته شده بود. از فضاسازی معاصر و شیوهای که این داستان مشهور را در آن زنده کردهاند خوشم آمد، اما به نظرم انتخاب حفظ زبان شکسپیری احتمالاً تصمیم درستی نبوده؛ هرچند قدردان این تلاش هستم، گاهی اوقات دیالوگها کمی زورکی و غیرطبیعی بهنظر میرسند.
شکسپیر هنوز در هالیوود کار دارد و احتمالاً همیشه خواهد داشت. اما من شکسپیر معاصر را زمانی میپسندم که به شکلهایی مثل «وست ساید استوری»، «She's All That» یا «Overboard» ارائه شود — به عبارت دیگر، وقتی زمینهٔ اثر بهروز و متناسب با فرم فیلم است — نه وقتی فیلم پیرنگی معاصر دارد اما زبانش شکسپیری باقی میماند. این تضاد برایم زیاد است. بهروزرسانی جنگ جهانی دومِ «ریچارد سوم» بد نبود، اما آن شبیه این نبود که «ریچارد دوم» را در زمان دیگری بگذارند و بقیهٔ عناصر را دستنخورده نگه دارند. بهطور خلاصه، این ترکیب برای من خوب جور درنیامد.
باز لورمن این اثر کلاسیک را به «ورونا بیچ» معاصر منتقل کرده و موسیقیای مدرن را برای همراهی بسیاری از دیالوگهای اصلی نمایشنامه آورده است — داستانی دربارهٔ عشقِ واقعی، انتقام و شاید یکی از بزرگترین تراژدیهای زبان انگلیسی. خاندانهای مونتگیو و کپولت از قدیم با هم درگیر بودهاند و آتشبس شکنندهٔ بینشان وقتی آزمون میشود که رومئو (لئوناردو دیکاپریو) و ژولیت (کلر دینز) عاشق میشوند. چون از دو قبیلهٔ دشمناند، برای جلوگیری از درگیری باید رابطهٔ خود را پنهان کنند و هرچه عشقشان عمیقتر میشود، پنهان نگهداشتن آن سختتر میشود — بهویژه که ژولیت نامزد شده و پدرش مصرّ است که سهشنبهٔ آینده او را به کلیسا ببرد. احتمالاً داستان معروفِ «عاشقان نامقدّر» را میدانید و من از این اقتباس لذت بردم. برخلاف «کارمن جونز» (۱۹۵۴) که به نظرم انتقالش به زمان معاصر کارآمد نبود، اینجا این انتقال موفق است. تضاد میان اتومبیلها، اسلحهها و متن کهن انگلیسی تأثیرگذاری خوبی دارد. بازی دیکاپریو در طول فیلم بهتر میشود و تا پایان، نه او و نه دینز بد از کار درنیامدهاند. هارولد پرینو در نقش مرکوتیو شایسته است و تیبالت هم بهخوبی توسط جان لگویزامو اجرا شده است. ممکن است طرفداران سختگیر از خلاصهسازیِ این داستان طولانی ناراضی باشند؛ فیلم تا حد زیادی فشرده شده و گاهی از ظرافتهای متن اصلی کاسته شده — هرچند لورمن معمولاً روی ظرایف تأکید نمیکند — اما بهتر است این اقتباس را یک تحول برای زمان معاصر دید تا یک بازگویی مستقیم. از نظر من این کار جواب داده و هنوز دیدنی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران