یک سازمان مخفی دولتی تصمیم می گیرد چند زندانی بسیار خطرناک را برای انجام ماموریتی فرا بخواند. این افراد در صورت انجام موفقیت آمیز ماموریت با پاداش خوبی مواجه خواهند شد اما…
یک سازمان مخفی دولتی تصمیم می گیرد چند زندانی بسیار خطرناک را برای انجام ماموریتی فرا بخواند. این افراد در صورت انجام موفقیت آمیز ماموریت با پاداش خوبی مواجه خواهند شد اما…
تابستان ۲۰۱۶ برای شخصیتهای دنیای دیسی خوشیمن نبود و انتظارات از Suicide Squad در سایه ناکامیهای قبلی بالا بود؛ اما نتیجه نهایی فیلمی رنگارنگ و پرزرقوبرق است که از نظر ساختار و روایت پراکنده و کمرمق بهنظر میرسد و هرگز آن شور و جذابیتی را که وعده داده بود، محقق نمیکند.
ایدهٔ جمعکردن تبهکاران زندانی برای انجام مأموریتهای دولتی قابلیت تبدیلشدن به تجربهای فرعی، تلخ و...
تابستان ۲۰۱۶ برای شخصیتهای دنیای دیسی خوشیمن نبود و انتظارات از Suicide Squad در سایه ناکامیهای قبلی بالا بود؛ اما نتیجه نهایی فیلمی رنگارنگ و پرزرقوبرق است که از نظر ساختار و روایت پراکنده و کمرمق بهنظر میرسد و هرگز آن شور و جذابیتی را که وعده داده بود، محقق نمیکند.
ایدهٔ جمعکردن تبهکاران زندانی برای انجام مأموریتهای دولتی قابلیت تبدیلشدن به تجربهای فرعی، تلخ و متفاوت را داشت، اما فیلم در پرداخت به این سوژه ناموفق است. روایت اغلب نامنسجم، تدوین پارهپاره و انتخاب صحنهها — گویا بین برداشتهای مختلف و اصلاحات تولید دستبهدست شده — باعث شده بسیاری از گذارها، فلشبکها و حتی سکانسهای احساسی یا اکشن، آزاردهنده و ناهماهنگ باشند. بعضی سکانسها حس میشود بعداً اضافه شدهاند و با بقیهٔ فیلم همخوانی ندارند؛ موسیقیها هم گاهی بار تزئینی دارند و با لحن صحنهها سازگار نیستند.
از نظر شخصیتپردازی هم فیلم کم میآورد. فقط چند شخصیتِ اصلی مثل دیدشات (ویل اسمیت) و هارلی کوئین (مارگو رابی) و جوکر (جرد لتو) فرصت درخشش پیدا میکنند؛ اما حتی آنها هم کامل پرداخت نشدهاند. دیدشات بازیِ خونسرد و جذابی دارد اما گاهی محدود و نه کاملاً اثرگذار است. اجرای جرد لتو بهعنوان جوکر در لحظاتی قابل تأمل است، اما بهطور کلی احساس میشود تکراری و بعضاً بیشازحد اغراقشده؛ نقشِ هیث لجر در این شخصیت برای بسیاری دستنشاندنی است و مقایسهٔ ناچارانه با آن باعث میشود لتو در مقاطعی تهی بهنظر برسد. مارگو رابی هارلی را با انرژی و جذابیت نشان میدهد، هرچند گاهی دیالوگها یا لحن کاراکتر به کرختی یا تصنع نزدیک میشود.
بازیِ ویولا دیویس در نقش آماندا والر از نکات مثبت فیلم است؛ حضورش اقتدار و تهدیدی منطقی به داستان میدهد. اعضای کماهمیتتر تیم مثل ال دیابلو، کری کرک/کروک و بومرنگ گهگاه لحظات دلپذیری دارند، اما بهخاطر محدودیت زمان و تمرکز نابرابر فیلم، بسیاری از آنها صرفاً در حد نقشهای جانبی و تزئینی باقی میمانند و فرصت توسعهٔ درست پیدا نمیکنند.
در بخش اکشن و جلوههای بصری، فیلم گاهوبیگاه نماهای جالب و تکصحنههای خوشساخت دارد، اما فقدان ریتم و برشهای مکرر، از شدت و کشش صحنهها میکاهد. داستانِ تهدیدِ پایانِ جهان کلیشهای و سطحی است و در پایان هم عملاً جایگاه «سوئیس سکواد» در نجات دنیا به راهحلهای سادهای تقلیل مییابد که حضور شخصیتهای مرگبار و خاص را بیمعنی میکند.
با این حال، فیلم خالی از نکات سرگرمکننده نیست: شیمی بین بعضی اعضای تیم، چند سکانس گروهی خوب (از جمله میزبانیها و تجمعهای جمعی) و برخی ایدههای تصویری جالب به چشم میخورند. انتخاب بازیگران در مجموع موفق است و اگر فیلم دستنخوردهتر، منسجمتر و جسورانهتر پرداخته میشد، میتوانست تجربهای قابلتوجهتر از آب درآید.
خلاصه اینکه Suicide Squad فیلمی ناهمگن و پرنقص است که پتانسیل زیادی داشت اما بهدلیل تدوین پراکنده، کارگردانی ناپایدار و شخصیتپردازی ناقص، نتوانست از پسِ وعدههایش بربیاید. برای تماشاگرانی که دنبال سرگرمی سریع و بازیهای جذاباند، لحظاتی خوشایند دارد؛ اما منتقدان و طرفداران جدی انتظارِ سازگاری و عمق بیشتری داشتند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران