خون آشام ها در تلاش هستند تا اف.بی.آی را متعاقد کنند که بليد باعث کشته شدن بيش از هزاران انسان شده است تا از اين طريق او را بی اعتبار سازند. ماموران اف.بی.آی محل اقامت بليد را محاصره می کنند اما او با کمک دو نفر از اعضای گروه شکارچيان شب به اسم هانيبال کينگ و ابيگيل ويسلر از مهلکه نجات می یابد. بليد سپس از طريق ايندو نفر در می يابد خون آشام ها در پی يافتن دراکولای افسانه ای هستند تا از طريق او ويروس خون آشامی را در سرتاسر جهان منتشر کنند...
خون آشام ها در تلاش هستند تا اف.بی.آی را متعاقد کنند که بليد باعث کشته شدن بيش از هزاران انسان شده است تا از اين طريق او را بی اعتبار سازند. ماموران اف.بی.آی محل اقامت بليد را محاصره می کنند اما او با کمک دو نفر از اعضای گروه شکارچيان شب به اسم هانيبال کينگ و ابيگيل ويسلر از مهلکه نجات می یابد. بليد سپس از طريق ايندو نفر در می يابد خون آشام ها در پی يافتن دراکولای افسانه ای هستند تا از طريق او ويروس خون آشامی را در سرتاسر جهان منتشر کنند...
میشد (با سختی) یک ستاره دیگر هم گرفت اگر این فیلم سومین قسمت از سهگانه «بلید» نبود. باید با دو فیلم بسیار خوب قبلی رقابت میکرد و در این کار موفق نبود.
این بار دیوید اس. گویر هم نویسنده و هم کارگردان است؛ فکر میکنم بهتر بود فقط به نویسندگی میپرداخت. صحنههای اکشن چندان بد نیستند، اما همهٔ فیلم چیزی جز رشتهای از سکانسهای اکشن است...
میشد (با سختی) یک ستاره دیگر هم گرفت اگر این فیلم سومین قسمت از سهگانه «بلید» نبود. باید با دو فیلم بسیار خوب قبلی رقابت میکرد و در این کار موفق نبود.
این بار دیوید اس. گویر هم نویسنده و هم کارگردان است؛ فکر میکنم بهتر بود فقط به نویسندگی میپرداخت. صحنههای اکشن چندان بد نیستند، اما همهٔ فیلم چیزی جز رشتهای از سکانسهای اکشن است که به زور به هم وصل شدهاند.
بدترین اشتباه فیلم، نمایش دراکولاست. وقتی شنیدم دشمن اصلی دراکولاست فکر کردم ایدهٔ جالبی است؛ اشتباه کردم. بهجز یک ظاهر نسبتاً جذاب وقتی واقعاً عصبانی میشود، تصویر فیلم از دراکولا مضحک است و توهینی به افسانههای دراکولاست.
خلاصه اینکه دو ساعت اکشن نهچندان بد دارد، اما بهعنوان یک فیلم از مجموعهٔ «بلید» ناامیدکننده است.
بعد از دیدن هر سه قسمت «بلید» پشت سر هم، چشمانداز واضحتری پیدا میشود. قسمت اول قبل از دوران اوجِ موفقیتهای باکسآفیس مارول بود، قسمت دوم با محوریت ریپر جذاب بود، اما «ترینیتی» قطعاً بهترین فیلم سری است. همانطور که وسلی اسنایپس هم اشاره کرده، فیلم نیاز به فیلمنامهٔ قویتری دارد. میشود لحن شوخیهای «ددپولوار» را کم کرد و بیشتر اجازه داد وسلی نقشِ یک قهرمان خشن و پردامنه را بازی کند بهجای اینکه به پروژههای جانبی منحرف شود. پرداختن به ریشههای خانوادگی ویسلر و هانیبال کینگ هم خوب است، اما تمرکز اصلی باید روی بلید باشد، چون او واقعاً توانایی حمل کل فیلم را دارد—کاری که از روز اول باید انجام میداد.
وقتی یک فیلم ترسناک مجبور شود به سگهای خونآشامی متوسل شود، معلوم است که کاملاً دچار کمبود ایده است. و جالب اینکه آن، کماحمقانهترین بخشِ «بلید ترینیتی» هم نیست.
«بلید: ترینیتی» سهگانه را با نمایش سینمایی تمام میکند و دراکولا را وارد ماجرا میسازد، شخصیتی که تقریباً در هر فرنچایز خونآشامی وجود ناگزیرش احساس میشود.
خوشایند بود که موضوعِ «سالخوردگان» یا شورای سایه و طبقهٔ حاکم خونآشام که در دو قسمت قبل حضور داشتند، کنار گذاشته شده؛ در دو فیلم قبلی این گروه کاملاً از میان رفتند و انگار وجود دیگری را نادیده گرفتند. بهجای آن گروهی از خونآشامان خوشگذر و جاافتاده داریم که به نحوی جای خود را در جهان پیدا کردهاند. نحوهٔ بهدست آوردن آسمانخراش یا مجموعهٔ آثار باستانیشان را نمیفهمیم، ولی فرض میکنم فرصت کافی برای ساماندادن امور مالیشان داشتهاند.
داستانِ کلی این است: دانیسا تالوس (پازی پارکر)، برادرش آشر تالوس (کالوم کیث رنی)، یارکو گریموود (رَسِلِر وِرستر)، و همراهانشان به سوریه میروند تا دراکولای خفته (دومینیک پرسل) را بیدار کنند—یا درِیک… یا داگون، خودشان مرتب نام عوض میکنند. بعد از اینکه دراکولا چند نفر را میکشد، پس از شنیدن دربارهٔ بلید، مدافع بشریت، موافقت میکند به تیم ملحق شود چون او را رقیبی شایسته میبیند. بلید هم به جمع شکارچیان خونآشام به نام «نایتاستالکرز» میپیوندد که رهبریشان را ابیگیل ویسلر (جسیکا بیل) و هانیبال کینگ (رِیان رینولدز) برعهده دارند و جنگ برای بقای بشر ادامه مییابد.
تا اینجا قابل دنبال کردن است؟ اگر نه، باید گفت که این داستان بهطور کلی کلیشهای است. بخش نجاتبخشِ دو قسمت اول، اسطورهپردازی و داستان جذاب آنها بود، حتی اگر پرداخت شخصیتها ضعیف بود؛ «بلید: ترینیتی» شخصیتهای جذابی دارد اما داستان آن رخدادی و نسبتاً کماهمیت است. «بلید ۲» توانست این دو را بهتر ترکیب کند و به همین دلیل بهترینِ سری شد. «ترینیتی» خوب است ولی عناصر جذبکنندهٔ دو فیلم قبلی را کم دارد.
فکر میکنم تا حدی دلیلش این است که فیلم برای تماشاگران سینما ساخته شده؛ پس از موفقیت قسمت دوم، معلوم بود مردم برای «ترینیتی» به سینما میآیند و سازندگان فیلم را متناسب با تجربهٔ سالن سینما ساختند. خطوط دیالوگِ کلیشهای روی پردهٔ بزرگ جدابتر بهنظر میرسند، مونتاژها در سینما تأثیرگذارترند، انفجارها و بدلکاریهای گرافیکی در سینما بهتر از روی دیویدی عمل میکنند. شاید اگر «ترینیتی» را هنگام اکران سینماییاش دیده بودم، سگ خونآشامی احمقانه بهنظر نمیآمد؛ اما خیلی هم بعید است.
یکی دیگر از نکات خندهدار، علاقهٔ فیلم به «فریادزدنِ نامها»ست: همه دائم میگویند «هانیبال کینگ! بمیرید»، «بلید! پیدات کردم»، «ویسلر! بیا نجاتمون بده»، «دریک! اونه»—این شیوه خیلی زود دراماتیک و اغراقآمیز میشود.
همچنین دیدنِ رَیان رینولدز جالب است؛ این فیلم چند سال پیش آمد و از آن زمان او نقشهای مختلفی بازی کرده که در نهایت او را به دِدپول رساند. هانیبال خوب از آب درآمده و رینولدز هم بازیگر قابلیست، اما شاید این نقطهٔ پایانِ این شخصیت در این مجموعه مناسب باشد.
ترینیتی فیلم خوبی نیست، اما از نظر یک فیلم «بلید» قابل قبول است—یعنی اگر پیش از این طرفدارِ مجموعه نیستید، دیدنش بهزحمت نمیارزد. اسنایپس دیگر بلید را با شوخطبعی قسمت اول بازی نمیکند.
بهنظر من هر سه فیلم «بلید» فوقالعادهاند. این قسمت از همه بیشتر موردعلاقهٔ من است. در زمان خود نوع متفاوت و جدیدی از خونآشام را معرفی کرد. واقعاً فیلمِ خیلی خوبیست.
بلید (وسلی اسنایپس) اکنون تنهاست و با دشمنانی احاطه شده که میخواهند او را نابود کنند. خوشبختانه او با «نایتاستالکرز» آشنا میشود؛ گروهی که هانیبال کینگ سابق (رِیان رینولدز) و ابیگیل (جسیکا بیل) رهبریشان را بهعهده دارند و احتمالاً ویروسی ساختهاند که میتواند دنیا را از خونآشامان پاک کند. برای مقابله با این تهدید، خونآشامان پادشاهشان «دریک» (دومینیک پرسل) را بیدار میکنند و خطوط نبرد در مبارزهٔ نهایی برای بقا کشیده میشود.
اسنایپس بهعنوان قهرمانِ خشن و کمحرف قابل قبول است، اما نقش او خیلی برجسته نیست—بیشتر اکشن توسط رِیان رینولدز پیش برده میشود که در ابتدا با طعنه و بذلهگویی خوب است ولی بعد بیش از حد از کوره در میرود و به شخصیتی با لحن افراطی تبدیل میشود؛ و جسیکا بیل هم گاهی مثل کسی بهنظرم میرسد که با کنترل از راه دور هدایت میشود. در نقش منفی، پرسل عملکرد قابل قبولی دارد و پازی پارکر هم نقش دانیسا تالوس را بازی میکند، گرچه گاهی آدم حس میکند باید پای تلویزیون فریاد «بوو، هیس!» بکشد. فیلم پر از اکشن تندوتیز است، اما در مجموع دنبالهای نسبتاً تکراری و پیشپاافتاده است.
«بلید: ترینیتی» پایان نسبتاً ضعیفی برای سهگانه است. هنگام تماشا شاید زیاد ناراحتکننده نباشد، اما پس از پایان فیلم آدم میماند که دقیقاً چه دیدم—چون چیز قابلتوجهی در ذهن نمیماند. وسلی اسنایپس همچنان ستارهٔ فیلم است، هرچند نه با همان بزرگی گذشته.
جذابترین بخش فیلم ترکیب بازیگران است: جسیکا بیل، دومینیک پرسل، ناتاشا لیون، پَتِن اوسوالت، جیمز رمار و حتی تریپل اِیچ حضور دارند و بالطبع رِیان رینولدز هم هست. در واقع میتوان این فیلم را نوعی آزمایش اولیهٔ «ددپول» دانست — سبکی که کاملاً با فضای این فیلم جور نمیافتد.
این فیلم از آنهایی است که پشتصحنههای جالبی برای خواندن دارد و انگار ساختن آن باعث اصطکاک و اختلاف نظرهایی شده است. امیدوارم روزی بازسازیای از آن در دنیای سینمایی مارول ببینیم؛ مثلاً مهَرشالا اَلی میتواند نقشِ اصلی را عالی بازی کند—هرچند هیچکس نمیتواند کاملاً جای اسنایپس را تکرار کند، اما بازنگری تازه و بودجهٔ بزرگتر میتواند جذاب باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران