فیلم داستان یک خانواده سوئدی است. توماس ، اِبا و فرزندشان تصمیم می گیرند تعطیلاتشان را برای اسکی در کوههای آلپ فرانسه بگذرانند. اما در دوران تعطیلات ، مشکلات پنهان در این خانواده ی به ظاهر بسیار عالی ، خود را نمایان می سازد و…
فیلم داستان یک خانواده سوئدی است. توماس ، اِبا و فرزندشان تصمیم می گیرند تعطیلاتشان را برای اسکی در کوههای آلپ فرانسه بگذرانند. اما در دوران تعطیلات ، مشکلات پنهان در این خانواده ی به ظاهر بسیار عالی ، خود را نمایان می سازد و…
نامزد دریافت 1 جایزه بفتا؛ مجموعاً 31 جایزه و 41 نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2134
خانواده، وحدت را در هر شرایطی تعریف میکند.
فیلمی کمدی سیاه سوئدی دربارهٔ خانوادهای که برای تعطیلات به آلپ فرانسه میروند. فیلم مورد علاقهام نیست، اما بهخاطر سوژهٔ تازهاش از آن خوشم آمد. روایت رضایتبخش است و تصاویر زیبا و سفیدِ برفی چشمنوازند.
این فیلم خیلی حسِ کمدی سیاه نمیدهد—در بخشهایی بلندبلند خندیدم. از نحوهٔ تغییر هوشمندانهٔ فازها در روایت شگفتزده شدم. داستان با نمایی از یک...
خانواده، وحدت را در هر شرایطی تعریف میکند.
فیلمی کمدی سیاه سوئدی دربارهٔ خانوادهای که برای تعطیلات به آلپ فرانسه میروند. فیلم مورد علاقهام نیست، اما بهخاطر سوژهٔ تازهاش از آن خوشم آمد. روایت رضایتبخش است و تصاویر زیبا و سفیدِ برفی چشمنوازند.
این فیلم خیلی حسِ کمدی سیاه نمیدهد—در بخشهایی بلندبلند خندیدم. از نحوهٔ تغییر هوشمندانهٔ فازها در روایت شگفتزده شدم. داستان با نمایی از یک خانوادهٔ عادی در سفر آغاز میشود، اما کمکم طبیعتهای پنهان تکتک اعضا را آشکار میکند.
گاهی تعطیلات برای آرامش نیست؛ میتواند مسیر زندگیات را تغییر دهد. آنچه انجام میدهیم، رفتارمان و حضور ذهنمان عوامل کلیدیاند. عضویت در خانواده، بهویژه اگر مرد خانواده باشی، نیازمند حساسیت و مسئولیت بیشتری است.
داستانی موجز است که به پنج قسمت تقسیم شده و هر قسمت یک روز کامل از اقامت خانواده را پوشش میدهد. هر روز با دیگری متفاوت است؛ روزهای خوب، بد و عجیب بهصورت رویدادهای شاد، احساسی یا شرمآور قطعهقطعه میشوند. بخش عمدهٔ داستان به بحث دربارهٔ حادثهای میپردازد که در بخشهای ابتدایی رخ داده و در ادامه نشان میدهد چگونه یک خانوادهٔ خوشحال طبقهٔ متوسط به خانوادهای با روابط مختل تبدیل میشود.
اکثر صحنهها یا در مجموعهٔ تفریحی و یا در برنامهٔ اسکی رخ میدهند. چند شخصیت دیگر به جمع اضافه میشوند و تحولات جالبتری ایجاد میکنند. بعضی صحنهها ناخواستهاند، اما فضای تعطیلات را خوب منتقل میکنند.
«دو سال زیر درمان بودم... و هیچ فایدهای نداشت. بعد پنج دقیقه فریاد زدم و خیلی بهتر شدم.»
هر بار که فکر میکردم فیلم به پایان نزدیک شده، پیچشهای جدیدی ظاهر میشدند. یکربع پایانی فیلم را خاص میکند چون راهحلی نسبتاً غیرمنتظره و قابلقبول ارائه میدهد، اما بیشتر خندهها در نیمهٔ اول رخ میدهد.
خوشحال میشوم اگر این خانواده در دنبالهای در قارهای دیگر بازگردد—البته بدون شخصیت ماتس نه؛ آن نقش را خیلی دوست داشتم. بهتر است بگویم مرد ریشقرمزی که آن شخصیت را اجرا میکرد فوقالعاده بود؛ حضورش کوتاه اما بسیار خوب بود.
بعد از دیدن فیلم، فکر میکنم مردان در مواجهه با موقعیتهای مشابه در زندگیشان محتاطتر خواهند شد. این فیلم درسی است که میتوان از دور آموخت، بدون اینکه خود در آن موقعیت قرار بگیریم. فیلم لذتبخش است، اما بهخاطر ریتم کند ممکن است برای همه مناسب نباشد.
امتیاز: ۸/۱۰
توماس (یوهانس کونکه)، همسرش ابا (لیسا لوون کانگسلی) و بچهها، ورا (کلارا وترگرن) و هری (وینسنت وترگرن)، برای تعطیلات اسکی به آلپ فرانسه میروند. اولین چیزی که از تصاویر ابتدایی جلب توجه میکند، موقعیت ظاهراً پرخطرِ استراحتگاهشان و جدیت مقامات محلی در مواجهه با خطرِ بهمن است. این پدیدهٔ برفی در میان این خانوادهٔ ظاهراً دوستداشتنی سروصدا به پا میکند. خودِ خطر بهتنهایی چندان شدید نیست، اما وقتی برف به طرفشان میغلتد، توماس اقدامی میکند که ابا را بهشدت ناراحت میکند. در حالی که سعی میکنند تعطیلات را ادامه دهند، تنش بین آنها برای خودشان، فرزندان و دوستانشان—ماتس (کریستوفر هیوو) و شارلوت (کارین میرنبِرگ فابر)، که خودش با اسکی خارج از مسیر حسابی خوش میگذراند و این موجب رنجشِ ابا میشود—غیرقابلتحمل میشود.
ایدهٔ اولیه جذاب است چون هم بعضی کلیشهها دربارهٔ نقشهای شخصیتها را مطرح میکند و هم آنها را به چالش میکشد. فیلم مسئولیت سنتیِ «شکارچی/جمعآورنده» که از توماس انتظار میرود را زیر سؤال میبرد، در حالی که همزمان نوعی رفتار مخرب از سوی ابا نشان میدهد که بهنظر بیش از حد تند و نهچندان سازنده است. پایانبندی احتمالاً نظرات را تقسیم خواهد کرد؛ تا حدودی توجیهی ارائه میدهد، اما در اصل از ما میخواهد با نگاه به گذشته مفهوم هراس را منطقی کنیم—و این همان فکرِ اصلیای بود که در من برانگیخت، چون زوج باید با چیزی غیرقابلتوضیح و نامحسوس کنار بیایند. بازیگری و فیلمنامه قابلقبولاند و مناظر برفی زیبایی دارد که یا عاشقان اسکی را جذب یا دور میکنند؛ اما داستان ساده و سرراست نیست.
تقریباً هیچ سکانسی به اندازهٔ سکانس پایانی اهمیت ندارد، چون همین سکانس میتواند کل فیلم را بسازد یا خراب کند؛ شاید در هیچ فیلمی این موضوع تا این حد روشن نباشد، زیرا سکانس پایانی این فیلم عملاً کل فیلم را خراب میکند، در حالی که در غیر اینصورت میتوانست شاهکار باشد. این سکانس—که بسیاری آن را «سکانس اتوبوس» مینامند—با بخش عمدهای از نبوغ تماتیک و سینمایی باقی فیلم در تضاد است، نهکمتر بهخاطر یک تناقض بزرگ و توجیهناپذیر در شخصیت یکی از قهرمانان.
پس از شنیدن توضیحات کارگردان در مصاحبههای مختلف، اعتقادم مبنی بر اینکه این یک اشتباه بزرگ بوده تقویت شد؛ روبن اوستلون (نویسنده و کارگردان) خود گفته که این سکانس در واقع بازسازی یک ویدیوی وایرال یوتیوب است (شاید ایدهٔ خوبی نباشد که ویدیوهای وایرال را مستقیماً در سکانس پایانی فیلمتان کپی کنید). علاوهبراین، در مصاحبهها او از پرداختن به رفتار متناقضِ ابا (لیسا لوون کانگسلی) در آن سکانس طفره میرود و در عوض تنها روی شارلوت (کارین میرنبِرگ) تمرکز میکند، با وجود اینکه شارلوت شخصیتی نسبتاً فرعی است. این نشان میدهد که حتی خودش هم از میزان خطای آن سکانس در رابطه با رفتارِ ابا آگاه است و با تمجید از نوشتن نقشِ شارلوت تلاش میکند از آن اشتباه فاصله بگیرد. سؤال این است که چرا و چگونه اوستلون چنین اشتباهی مرتکب شده، در حالی که پایان فیلم میتوانست با صحنهٔ پیش از آن کامل و مؤثر باشد.
اگر شما از آن دسته بینندگانی هستید که از «سفر» فیلم لذت میبرید و پایان برایتان تعیینکننده نیست، این فیلم مناسب شماست. اما اگر برایتان پایان اهمیت دارد، بهتر است این فیلم را تماشا نکنید. همچنین، برای کسانی که اخلاق و معیارهای اجتماعی برایشان مهم است، بد نیست بدانند که روبن اوستلون در برخی موارد و آثارش به اتهامهایی دربارهٔ نژادپرستی مواجه شده است (رجوع کنید به خلاصهٔ فیلم Play، ۲۰۱۱)، بنابراین ممکن است ترویج آثار او برای همه مناسب نباشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران