در عوض، «سکشن ریتم» فیلمی متوسط اما قابل تماشا و صرفاً وقتگذرانی است که بلافاصله فراموششدنی خواهد بود… اگر اکنون رکورد بدترین افتتاحیه گیشه در تمام دوران را در اختیار نداشت. — جیک وات
این فیلم که توسط همان شرکت تهیه شده که روی فیلمهای جیمز باند کار میکند، در تولید با مشکلات زیادی مواجه شد: بلیک لایولی در صحنه آسیب دید، که اکران را تا...
در عوض، «سکشن ریتم» فیلمی متوسط اما قابل تماشا و صرفاً وقتگذرانی است که بلافاصله فراموششدنی خواهد بود… اگر اکنون رکورد بدترین افتتاحیه گیشه در تمام دوران را در اختیار نداشت. — جیک وات
این فیلم که توسط همان شرکت تهیه شده که روی فیلمهای جیمز باند کار میکند، در تولید با مشکلات زیادی مواجه شد: بلیک لایولی در صحنه آسیب دید، که اکران را تا پایان ۲۰۱۹ به تأخیر انداخت و سپس به ماه نامناسبی برای نمایش عمومی موکول شد؛ بنابراین انتظاراتم پایین بود. این اولین مرتبهای بود که فیلم بلندِ کارگردانیشده توسط رید مورانو را میدیدم و مارک بورنل هم با این فیلم نخستین فیلمنامهاش را ارائه داده است. تنها چیزهایی که از فیلم میدانستم خلاصه داستان و عوامل سازنده بود، ولی بازتابهای بسیار منفی منتقدان و تماشاگران را هم دیده بودم.
با وجود عیوبِ غیرقابل انکار (که بعداً به آنها میپردازم)، به نظرم اثر رید مورانو سزاوار قرار گرفتن در میان ضعیفترین فیلمهای ژانویه نیست. فیلمبرداری شان بابیت از نظر فنی برجسته است و دو سکانس اکشن اجراشده در برداشتهای بلند فوقالعاده دارند (یکی از آنها طوری تدوین شده که حس برداشتِ تکپردهای القا شود) و چند نماهای باز واقعاً چشمنواز هستند. من همیشه از این خوشم میآید که فیلم در شهرها یا لوکیشنهای واقعی فیلمبرداری شود، چون این فضاها جوِ واقعگراتری میدهند و در پستولید میتوان بر لحن فیلم تأثیر گذاشت.
بازیگران نیز عملکرد خوبی دارند. بلیک لایولی یکی از بهترین اجراهای دوران حرفهایش را ارائه میدهد؛ بیشک جدیترین و غمگینترین نقشآفرینی اوست. شخصیتِ استِفانی پیوسته در موقعیتهای سختِ جسمی و احساسی قرار میگیرد و بلیک وضعیت ذهنی او را بهخوبی در پرده میآورد و روایت را حتی زمانی که خود داستان مخاطب را جذب نمیکند، جلو میبرد. جود لا همان جود لاست و استرلینگ کی. براون هم نمایش قابلتوجهی دارد. اما نکات مثبت تا همینجا تمام میشوند.
در بعد داستانی، «سکشن ریتم» از خلاقیت و یکتایی برخوردار نیست. علاوه بر اینکه برای یک درام-اکشن با یک معمای مرکزی خیلی مستقیم و قابلپیشبینی است، تدوینِ اثر (اثری از جون سوبل) بهطریقی غیرمعمول انجام شده که فیلم را بسیار خستهکننده میکند. صحنههای فراوانی برای چند ثانیه یا حتی چند دقیقه اضافی کش میآیند؛ تقریباً هر سکانس بهطرز عجیبی طولانیتر از آنچه باید ادامه مییابد. اطلاعات تازهای به تماشاگر منتقل نمیشود، عملاً اتفاقی رخ نمیدهد… کل فیلم به این شیوه تدوین شده و در نتیجه حدود پانزده تا بیست دقیقه پایانی عملاً خالی از محتواست. علاوه بر این، برخی سکانسهای گفتگو با صحنههایی از آینده همان گفتگو قاطی میشوند که تمرکز تماشاگر را مبهم میسازد.
داستان خود نیز سؤالات منطقی زیادی بهوجود میآورد. از آن دسته نیستم که دائماً تصمیمات شخصیتها یا گرههای داستانی را بهصورت وسواسی نقد کنم، اما این فیلم واقعاً مخاطب را وادار میکند بپرسد «چطور/چرا او میتواند این کار را انجام دهد؟!» استِفانی برای تبدیل شدن به یک مأمور آموزش دیده و اگرچه بخشی از آموزش او ناپذیرفتنی بهنظر میرسد، بهنظرم شخصیت لازمۀ مهارتها را دارد؛ مشکل این است که او تقریباً از هیچیک از آنچه آموخته استفاده نمیکند: مرتباً از همه فرار میکند و در مأموریتهای نیمهموفقش باعث کشته شدن بیگناهان میشود.
علاوه بر او، شخصیتهای دیگر هم انگیزههای نامشخص یا سبکزندگی سؤالبرانگیزی دارند، بهخصوص اینکه فیلم با موضوعاتی چون اطلاعات محرمانه و تروریسم سر و کار دارد که دسترسی و دانش دربارهشان برای عموم محدود است. موسیقی متن هم احساساً نامناسب است. همانطور که در مورد تدوین گفتم، انتخاب قطعات موسیقایی با لحن تیره و افسرده فیلم همخوانی ندارد؛ گاهی وقتی استِفانی میخواهد وارد یک مأموریت جدی شود، موسیقی پاپ شاد پخش میشود — چرا؟
در مجموع، «سکشن ریتم» به اندازهٔ بسیاری از فیلمهای ژانویه افتضاح نیست و قطعاً لایق رکوردِ بدترین افتتاحیه نیست، اما همچنان مشکلات زیادی دارد. تدوینِ عجیب باعث کشدادن بیمورد صحنهها و درج فلشبکها یا فلشفورواردهای غیرضروری در میان گفتگوها شده است. رید مورانو نتوانسته خلاقیت یا چیز نوآورانهای به فیلم بیاورد و مارک بورنل فیلمنامهای پیشبینیپذیر نوشته که مملو از نقاط سؤالبرانگیز و مشکلات منطقی است و به کندی ریتم فیلم کمک نمیکند. موسیقی استیو مازارو با لحن فیلم سازگار نیست، اما فیلمبرداری شان بابیت چند سکانس اکشن غافلگیرکننده و نماهای باز خوبی ارائه میدهد. بازیگران عملکرد مناسبی دارند و اگر بازی درخشان بلیک لایولی نبود، نتیجه احتمالاً بسیار ضعیفتر میشد.
امتیاز: C-
تریلری نسبتاً قابل قبول که چندان بهیادماندنی نیست؛ اما از بلیک لایولی در نقش اصلی خوشم آمد و برخی سکانسهای اکشن/بدلکاری خوب بودند، از جمله تعقیبوگریز اتومبیل که بهصورت برداشتِ بلند اجرا شده بود. در مجموع، باز هم صرفاً وقتگذرانی است، اما شاید پس از چند سال دوباره بخواهم آن را مرور کنم.
امتیاز: 3.0/5
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران