زمانیکه توطئه خطرناکی که با گذشتهی «ناتاشا رومانوف» یا همان بیوهیسیاه در ارتباط است رخ میدهد، قسمتهای تاریک وجودش شروع به خودنمایی میکنند و «ناتاشا» باید با گذشتهاش به عنوان یک جاسوس و روابط ناسرانجامی که قبل از تبدیل شدن به یک انتقامجو داشته، روبهرو شود.
زمانیکه توطئه خطرناکی که با گذشتهی «ناتاشا رومانوف» یا همان بیوهیسیاه در ارتباط است رخ میدهد، قسمتهای تاریک وجودش شروع به خودنمایی میکنند و «ناتاشا» باید با گذشتهاش به عنوان یک جاسوس و روابط ناسرانجامی که قبل از تبدیل شدن به یک انتقامجو داشته، روبهرو شود.
بعد از تأخیری ۱۹ ماهه، دنیای سینمایی مارول با «بلک ویدو» به پرده بزرگ بازگشت. فیلم بین «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» و «اونجرز: جنگ بینهایت» میگذرد و بخش بیشتری از گذشته ناتاشا رومانوف (اسکارلت جوهانسون) را نشان میدهد؛ زندگی اولیه او پیش از رِد روم معرفی میشود. این اثر صرفاً یک داستان ریشهای مستقیم نیست، بلکه با معرفی هوشمندانهای خانواده پوششی او بهعنوان ماموران خفته...
بعد از تأخیری ۱۹ ماهه، دنیای سینمایی مارول با «بلک ویدو» به پرده بزرگ بازگشت. فیلم بین «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» و «اونجرز: جنگ بینهایت» میگذرد و بخش بیشتری از گذشته ناتاشا رومانوف (اسکارلت جوهانسون) را نشان میدهد؛ زندگی اولیه او پیش از رِد روم معرفی میشود. این اثر صرفاً یک داستان ریشهای مستقیم نیست، بلکه با معرفی هوشمندانهای خانواده پوششی او بهعنوان ماموران خفته در اوهایو آغاز میشود، قبل از اینکه دستگیر و برای آموزش و شرطیسازی تحویل شوند. ناتاشا از دست قانون فرار کرده و به مکان دورافتادهای در نروژ پناه میبرد، اما در پی آمدن رقیبی خطرناک بهنام تسکمَستر، زنجیرهای از اتفاقات آغاز میشود. بستهای که از طرف خواهر پوششی او یلنا (فلورنس پیو) فرستاده شده، حاوی ترکیبی است که میتواند سایر بلک ویدوها را از کنترل رِد روم آزاد کند. با تعقیب تسکمستر و دیگر بلک ویدوها، ناتاشا و یلنا مجبور میشوند برای یافتن مکان جدید رِد روم و پایان دادن به برنامه، از «پدر» سابقشان رد گاردین و «مادر» پوششیشان ملینا کمک بگیرند. آنچه میآید داستانی جذاب با اکشن و جلوههای خوب است که در مرکز خود داستانی مبتنی بر شخصیت است؛ ناتاشا تلاش میکند خانواده پوششیاش را با خانواده جدید انتقامجویان آشتی دهد و با درد دوران تربیت و شرطیسازیاش روبهرو شود. مارول در تصمیمی عاقلانه از پخش فیلم روی سرویس خانگی در آن زمان اجتناب کرد؛ این فیلم تجربهای است که بهتر است روی پرده بزرگ و با تماشاگران دیگر دیده و شنیده شود. «بلک ویدو» جای خالی زمانی در MCU را خوب پر میکند و آینده ماجراها را هم تنظیم میکند؛ صحنهای در میانهٔ تیتراژ بهوضوح پیوندی با دو سریال لایو-اکشن سرویس پخش نشان میدهد و برنامه بلندمدت MCU را یکپارچه میسازد. از لحظهٔ نمایش لوگوی مارول تا پایان، «بلک ویدو» یک ماجراجویی بلاکباستر لذتبخش و درگیرکننده است که نشان میدهد مارول در اوج است. امتیاز: 4 از 5
«بلک ویدو» با احترامی زیبا به ناتاشا رومانوف بازمیگردد؛ او سرانجام فیلمِ سولو و شایستهای دریافت کرده است که میراث فراموشنشدنیاش همیشه لیاقت آن را داشت. کارگردان کت شورتلند و نویسنده اریک پیرسون قطعهای از MCU خلق کردهاند که واقعاً با هیچیک از آثار ریشهای دیگر قابلقیاس نیست و گذشتهٔ تاریک شخصیت اصلی و خانوادهٔ پیچیدهاش را با روایتی گیرا و متفاوت بررسی میکند. اسکارلت جوهانسون یک بار دیگر میدرخشد و نقش تاثیرگذاری از خود به جا میگذارد، اما فلورنس پیو نزدیک است که با اجرای فوقالعادهاش توجه را برباید. فیلم دارای سکانسهای اکشن سرگرمکننده و عمدتاً خوشساختی است؛ داستان کلی مسیر قابلپیشبینیای دارد و دشمنی کلیشهای هم دارد، اما کشمکشهای احساسی دربارهٔ انگیزههای ناتاشا و احساسات پیچیدهٔ یلنا فیلم را بسیار جذاب نگه میدارد. پایانبندی رضایتبخش است؛ وداعی مهربانانه با قهرمانی که میلیونها بیننده را تحت تأثیر قرار داد. امتیاز: A-
نیمهٔ اول «بلک ویدو» بسیار قوی و احساسی است. فلورنس پیو در این فیلم چشمگیر است؛ در سکانسهای اکشن درخشان است و عناصر طنز در شخصیت او را بسیار دوست داشتم. شیمی یلنا و ناتاشا فوقالعاده بود. دیوید هاربور هم عملکرد بسیار خوبی داشت. سکانسهای اکشن خوباند اما CGI در بخش سوم فیلم ضعیف است. همچنین تغییراتی که در شخصیت ناتاشا دادهاند چندان به دل من ننشست؛ او که قدرت مافوقطبیعی ندارد، هوش و ارادهاش او را به سلاحی مرگبار بدل میکند، اما در این فیلم او را بیشازحد قدرتمند نشان دادند. زخمهای درونی ناتاشا در این فیلم بهخوبی منتقل شدهاند. من از فیلم لذت بردم، اما بیشتر به خاطر اجرای فلورنس پیو بود.
این فیلم سفری هیجانانگیز، زیبا و بسیار، بسیار بامزه است—اما افسوس که این سفر برای اسکارلت جوهانسون کوتاه خواهد بود. من واقعاً آن را دوست داشتم و مجبور شدم «بلک ویدو» را دو بار ببینم چون دفعهٔ اول ابتدای فیلم را از دست دادم و دفعهٔ دوم خیلی بیشتر از آن لذت بردم؛ بهعنوان کسی با گذشتهای دشوار، درام پیچیده و اغلب خندهدار میان شخصیتهای اصلی عمیقاً برایم تأثیرگذار بود. تنها نکتهٔ آزاردهنده برای من این است که احتمالاً دیگر اسکارلت جوهانسون این نقش را تکرار نخواهد کرد—این پیشدرآمد در خط زمانی MCU کاملاً روشن است. فیلم گپها و سوراخهای داستانی را پر میکند—مثلاً دلیل ظاهر ناگهان بلوند ناتاشا در «جنگ بینهایت» توضیح داده میشود—و به بسیاری از جنبههای پیشین شخصیت بینش میدهد. تحسین ویژهای برای نویسندگان و بهویژه کارگردان کت شورتلند لازم است؛ او گروه بازیگری منسجم و فوقالعادهای را گرد هم آورده و سکانس تمرینِ بلک ویدوها از نظر بصری برجسته است. لهجههای متفاوت روسی توسط بازیگران بهخوبی اجرا شدهاند. جمعبندی: با ذهن باز به دیدن «بلک ویدو» بروید و آمادهٔ تفریح باشید؛ از نظر من نمرهٔ کاملاً بالا میگیرد و وداعی احساسی با نقش اسکارلت بود. (اظهارنظر بسیار تحسینآمیز، تقریباً 13 از 10)
یک باند بهمراتب ضعیفتر که خود را جدی میپندارد، فرمول چندان موفقی نیست. شوخیهای کلیشهای MCU در ترکیب با فیلمی که میخواهد grounded باشد سازگاری ندارد؛ بازی برخی بازیگران در قطعات طنزآمیز ضعیف است (بهویژه پیو در این بخشها). بخش میانی اکشن از متوسط بهتر است، اما هر صحنهای که مربوط به تسکمَستر است ضعیف کار شده و پایانبندی نیز افتضاح است. نقشِ آنتاگونیستِ فیلم ضعیف است و باعث میشود فیلمِ لنگی را هم کمتر بتوان تحمل کرد. مشکل اصلی این است که بسیاری از ضربات احساسی وابسته به حرف زدن شخصیتها دربارهٔ زمان بودنِ آنها با هم بهعنوان خانوادهٔ ساختگی است و با وجود شیمی خوب جوهانسون و پیو، و تلاشِ ویس و هاربور برای نمایش پشیمانیشان، بین نیازهای داستانی زمان کافی برای پردازش این احساسات وجود ندارد. میتوان منظور کارگردان را در آوردن آن جنبهها در یک فیلم مستقل فهمید، اما خیلی چیزها حتی در قالبِ مستقل هم کار نمیکنند. عجیب است که بعد از ده سال تعویق برای دادن فیلم به جوهانسون، فیلمی ساختهاند که اغلب او را بهعنوان شاهد یا بافت پیوندی برای درام خانوادگی شخصیتهای جانبی نشان میدهد، تا مجبور شوند زیرپلاتی به او بدهند تا احساس گناهش نسبت به «کشتن» دخترِ شخصیتِ وینستون مطرح شود؛ بهاینترتیب او هم همزمان لید و بخش زائد فیلم است.
صادقانه بگویم، اگر «بلک ویدو» آغاز فاز چهارم مارول بود، من بیشتر تحت تأثیر قرار میگرفتم. اما بعد از نمونههایی که به عمق شخصیتهایی پرداختند که سالها کنار بودند، این فیلم سطحیتر از پیچیدگی ناتاشا رومانوف بهنظر میرسد. او از کودکی برای تبدیلشدن به قاتل آموزش دید، برای رهایی از گذشته اخلاقش را فدا کرد، باز هم تبدیل به قاتلی برای سازمانی دیگر شد که بعدها معلوم میشود همچون گذشته افراد بدی در رأس آن بودند، اکنون از دولتی که زمانی او را قهرمان خوانده بود فراری است، و دوباره با خانوادهٔ پوششیای روبهرو میشود که پس از مأموریت، او و یلنا را به رِد روم تحویل دادند. این تروما بهتر بود در قالب مینیسریالی بررسی شود تا در فیلمی که همزمان میخواهد جایگاه ناتاشا پنج سال پیش را بهخاطر بیاورد و هم نپذیرد که او در این رویدادها در معرض خطر نیست چون میدانیم او پس از این رویدادها زنده میماند. با این حال، مشتاقم ببینم سرنوشت یلنا در آینده چگونه خواهد شد.
معمولی بود.
واقعاً افتضاح است. هیچ چیز در این فیلم کار نمیکند.
«بلک ویدو» ارزش دیدن دارد برای اجرای فلورنس پیو، سکانس سقوط آزاد، و همهٔ صحنههایی که مربوط به تسکمَستر است تا قبل از اینکه هوای زیر ماسک فاش شود. بقیهٔ عناصر فیلم بیشتر حس تقلیدی از «کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان» را دارد و کمعمقتر اجرا شدهاند. اینکه زنان فرصتهای بیشتری در بلاکباسترهای بزرگ دریافت میکنند عالی است، اما ناامیدکننده است وقتی مهارتهای فیلمسازیشان در چهارچوب فرمولیک و زائد محبوس میشود و مانع خلق سینمای استثنایی میشود.
مدتها برای این فیلم منتظر بودم و با شور زیادی آمدم که ببینمش. وقتی بالاخره اکران شد، از دیدنش بسیار خوشحال شدم! باید بگویم مسیر فیلم آنطور که انتظار داشتم پیش نرفت، اما بسیار خوشحالانه شگفتزده شدم و از آن بهتر از حد انتظارم بود. از این فیلم بهشدت لذت بردم و فکر میکنم تکریم مناسبی بود برای یکی از شخصیتهای موردعلاقهام در دنیای مارول.
«بلک ویدو» فیلمی قابلقبول در MCU با شخصیتهای سرگرمکننده و اجرای خوب اما داستانی متوسط تا ناامیدکننده است. این فیلم بار زیادی از توقعات را بر دوش داشت؛ گذشتهٔ بلک ویدو همیشه رازآمیز و دردناک بوده و اکنون شایستهٔ توجهی بود که به گذشتهاش پرداخته شود و نقش اسکارلت جوهانسون جشن گرفته شود، اما فیلم تا حدی ناامیدکننده ظاهر شد. جلوهها و اکشن قابلقبولاند؛ شرور فراموششدنی است. حادثهٔ بزرگ بوداپست با تأثیر احساسی کمی عبور میکند. بهترین بخشِ فیلم شخصیتهای جدید با بازی فلورنس پیو و دیوید هاربور هستند؛ آنها بسیار سرگرمکننده، بامزه و دلنشیناند. امیدوارم یلنا را در فیلمهای بیشتری ببینیم. «بلک ویدو» ورود قابلقبولی به دنیای مارول و یکی از بهترهای فاز چهار بود، اما به ناتاشا رومانوف آنطور که لیاقتش را داشت، خدمت نکرد.
این یک داستان ریشهای خودکفا از ناتاشا رومانوف/بلک ویدو است (اسکارلت جوهانسون). برای تماشای فیلم نیازی به آشنایی کامل با اونجرز نیست، اگرچه در چارچوب مارول، داستان بعد از جدایی انتقامجویان در جنگ داخلی روی میدهد. جلوهها و تنش تماشاییاند و فیلم هیجانزدهکننده است، اما از نظر طرح، فرمول آشنایی دارد: رسیدن به مکگافین و حفاظت از آن و رسیدن به شرور پیش از او. اگر این فرمول و اکشن پیوسته برای شما کافی است، این ممکن است فیلم ایدهآل شما باشد. رابطههای خانوادگی و روبهروشدن با گذشتهٔ تاریک آنطور که تبلیغ شده بود کاملاً پاسخ نمیدهد (اگرچه یلنا برای این فیلم ضروری است)، اما اگر دو ساعت دیدن اسکارلت جوهانسون در حال مشتزنی و اکشن را دوست دارید از دیدن فیلم لذت خواهید برد. اکشن بیشتر از حد است اما دیدنی است. امتیاز: 6/10
دربارهٔ تاریخچه و پیشینهٔ بلک ویدو خیلی چیزها نبود، بنابراین من واقعاً این فیلم را دوست داشتم؛ دیدن اینکه شخصیت چگونه شکل گرفته برایم جالب بود.
«بلک ویدو» اثباتی است بر اینکه کارگردان زن لزوماً بهمعنای برخورد موفق با شخصیتهای زن قوی نیست. اثبات اینکه حتی با وجود یک شخصیت جذاب در MCU میتوان فیلمی بیرمق ساخت. فیلم نشان میدهد MCU همچنان با آنتاگونیستهای ضعیف دستوپنجه نرم میکند، که برای فیلمی که بیشتر از اکشناش به داستان وابسته است، ضعف بزرگی است. بله، سکانسهای اکشن فیلم خوباند. فلورنس پیو بهعنوان خواهر بلک ویدو خوب در جهان فیلم جا میافتد و دانستن بیشتر دربارهٔ گذشتهٔ بلک ویدو خوشایند است. اما در نهایت باید گفت «بلک ویدو» فیلم خوبی نیست؛ ضعفهای ذکرشده بیش از حد غالباند، و مارول اخیراً با سریالهای قویاش نشان داده که توان روایت داستانمحور را هم دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران