جان ویک راهی برای شکست گروه عالیرتبه پیدا می کند. اما قبل از آنکه بتواند آزادی خود را به دست آورد، باید به همراه متحدان قوی خود در سراسر جهان و نیروهایی که دوستان قدیمی را به دشمن تبدیل می کنند؛ با یک دشمن جدید روبرو شود.
جان ویک راهی برای شکست گروه عالیرتبه پیدا می کند. اما قبل از آنکه بتواند آزادی خود را به دست آورد، باید به همراه متحدان قوی خود در سراسر جهان و نیروهایی که دوستان قدیمی را به دشمن تبدیل می کنند؛ با یک دشمن جدید روبرو شود.
جان ویک: فصل چهارم کمی طولانی است، اما وقتی سرگرمکننده میشود، فیلمهای کمی توان رقابت با جذابیتش را دارند. کیانو ریوز نشان میدهد چرا یکی از بهترین بازیگران ژانر است و با اجرای کمحرف و تمامعیار قلب و جانش را در نقش میریزد. در ترکیب با صحنههای مبارزهایِ استاهلسکی، این فیلم شانس زیادی دارد که بارها تماشا و نقل قول شود و تبدیل به یک...
جان ویک: فصل چهارم کمی طولانی است، اما وقتی سرگرمکننده میشود، فیلمهای کمی توان رقابت با جذابیتش را دارند. کیانو ریوز نشان میدهد چرا یکی از بهترین بازیگران ژانر است و با اجرای کمحرف و تمامعیار قلب و جانش را در نقش میریزد. در ترکیب با صحنههای مبارزهایِ استاهلسکی، این فیلم شانس زیادی دارد که بارها تماشا و نقل قول شود و تبدیل به یک کلاسیک شود.
فیلم خوبی است!
جان ویک: فصل چهارم اوج سینمای اکشن و کوریوگرافیِ مبارزه است. هرچند داستان ضعیفتر است، این کمبود با برجستهترین صحنههای اکشن جبران میشود. در طول ۲٫۵ ساعت فیلم از سلاحی به سلاحی دیگر و از یک سکانس بزرگ به سکانس بزرگتر منتقل میشود؛ صحنههای مبارزه پیدرپی و پیچیدهاند که هم دهانتان را باز میگذارند و هم فک میشکنند. از نانچاکو تا شمشیر، از شاتگان تا تبر، و از درگیری تنبهتن — اینها از بهترینها، اگر نه اوجِ کوریوگرافیِ اکشناند. فیلمبرداری هر سکانس و نبرد را خلاقانه نمایش میدهد، اکشن را با رنگهای روشن مینگارد و زاویههای هوشمندانهای پیدا میکند که حس تازگی و جذابیت را حفظ کند. ریوز مثل همیشه فوقالعاده است، اما بازیگران پشتیبانِ هنرهای رزمی مانند هیرویوکی سانادا و اسکات ادکینز به ارزش فیلم کمک کردهاند. برجستهترین حضور اما دانی ین است؛ سرعت و مهارت او نفسگیر است و تمام صحنههایش را دزدیده است. متأسفانه با وجود همه این درخششها، داستان برای خاتمه دادن به ماجرای جان ویک خیلی راه میانبُر میزند که کمی ناامیدکننده است؛ روشی که برای پایان کار انتخاب شده، چیزِ عجیب و غریبی نیست که باید خیلی پیشتر به آن اشاره شده باشد. اما واقعاً چه اهمیتی دارد؟ ما برای داستان عمیق به فیلم جان ویک نمیرویم؛ ما برای هنر رزمی و گان-فیو میرویم، و فصل چهارم یک شاهکار بینظیر خشونت ارائه میدهد.
این فیلم خیلی بهتر از «جان ویک - پاراستامول» (۲۰۱۹) است، اما هنوز هم خیلی خوب نیست. این بار جنگجوی سرگردان (کیانو ریوز) دنبال انتقام است، اما قبل از آن «مارکیس» (بیل اسکارسگارد) که کنترل کامل عملیات جهانی «میزِ بالا» را به دست آورده، دست به خرابکاری میزند — هتلی در نیویورک را ویران میکند و وینستون (ایان مکشین) را بیخانمان و بیکار میگذارد. تبعات این کارها باعث میشود داستان به سمت مجموعهای بیپایان از درگیریهای تنبهتن برود که شبیه صحنههای بازیهای ویدئوییاند. در بسیاری از سکانسهای اکشن هدف مشخص است: هرچه دشمنان بیفایده و مسلح را میتوانی بکش، حتی اگر گهگاه از دهانت خون بیاید. با لباس کت کِولارِ خوشدوختت گلوله، تیغه و آتش را دفع کن و عملاً در برابر شانسهای غلبهناپذیر زنده بمان. فیلم بیش از دو و نیم ساعت دوام میآورد تا به پایانی نسبتاً عجیب برسد. اسکارسگارد تهدیدآمیز نیست، لارنس فیشبرن تنها چند بار ظاهر میشود و کل اثر به اندازه «جادوگر شهر اوز» خطرناک به نظر نمیرسد. ریوز در اینجا بازیگری نمیکند، اجرا میکند — و وفور CGI و غیبت کامل نیروی پلیس یا نظامی در ژاپن، پاریس یا نیویورک که به آشوب ناشی رسیدگی کند، من را به فریاد زدنِ «تک!» و «پَف!» مقابل صفحه میانداخت. در پایان پیچشی دلپذیر هست، اما رسیدن به آن زمان زیادی میبرد و راستش کمی خستهکننده شد. من هیچوقت عاشق این فرنچایز نبودهام؛ خیلی تکراری و قابلپیشبینی است — و متأسفانه این هم از همان دست است.
جان ویک: فصل چهارم یک مهمانی غرقکننده از نبوغ اکشن است! در تمام مدت ۲٫۵ ساعت، فیلم بین سلاحها و صحنهها جابهجا میشود و هر صحنه نمایشی فراتر از هر آنچه تا کنون دیده شده را ارائه میدهد. بدلکاریها نفسگیرند و شایسته اغراقهایی مثل «از بهترینهای تاریخ» هستند. بازیگران مکمل افزودنیهای درخشاناند — دانی ین و سگ فیلم برای من بهترینها بودند. از نظر بصری برجستهترین فیلم مجموعه است، با تصویربرداری رنگارنگی که روح شخصیتها را بازتاب میدهد. اهمیت نورپردازی و حرکات دوربین در صحنههای اکشن واقعاً تماشایی است — آن سکانسی که از بالا فیلمبرداری شده، یکی از برجستههاست. در نهایت اصالت اولویت دارد.
نمره: A-
فیلمنامه: فیلمهای جان ویک جز در نسخه اول خیلی به فیلمنامه توجه نکردند. این فیلم به نسبت دو فیلم قبلی اهمیت بیشتری به فیلمنامه داده و با طولانی بودنِ مدت، هر شخصیت را بهخوبی پرداختهاند، هرچند فیلمنامه در خط مقدم نیست.
بازیها: بازیگران قبلاً خود را ثابت کردهاند؛ همه چیز بسیار خوب بود.
موسیقی: شنیدن موسیقیهای قبلی خوشایند بود و موسیقیهای جدید هم متناسب و بسیار خوب بودند.
اکشن: اگرچه صحنههایی اغراقشده داشت، کلیت از سه فیلم قبلی بهتر است. بهطور خاص، یک سکانس اکشن که از بالا فیلمبرداری شده، یکی از بهترین صحنههایی است که در سینما دیدهام. هر صحنه اکشن جداگانه لذتبخش است و تماشاگر را روی صندلی میخکوب میکند.
مدت زمان فیلم: هرچند طولانی است، اما آن را حس نمیکنید. فیلم بسیار تأثیرگذار است.
جمعبندی: این فیلم قطعاً ارزش دیدن دارد؛ ممکن است بهترین فیلم سری باشد.
این فیلم «ووک» نیست و سرگرمکننده است، پس... ۱۰ ستاره — هدفش سرگرم کردن بود و بهخوبی به آن رسید. در دهه ۱۹۹۰ چنین فیلمی بیمعنی بهنظر میرسید، ولی در ۲۰۲۳ «سرگرمکننده و بیسیاسی» بودن کافی است تا فیلمی را شاهکار کند. اکشن ممتد فیلم و تنها حدود ۳٪ زمان اختصاصی به داستان، همهچیز را برای سرگرمی آماده کرده است. تنها سوالی که ممکن است برایتان پیش بیاید این است که «اگر آدمکشها اینقدر زیادند، چطور این شغل سودآور است؟»
اگر دنبال اکشن بیحد و حصر هستید، این فیلم ناامیدتان نمیکند. جان ویک (کیانو ریوز) بعد از تبعید و فرار از شبکهای از شکارچیان جایزه، دیگر خسته شده و میخواهد برای همیشه از دنیای جنایت بیرون برود. او تلاش میکند همه را بکشد اما در این مسیر راهی برای شکست دادن میزِ بالا مییابد تا بالاخره آزادیاش را بهدست آورد. جان به دوستان، متحدان و دشمنان گذشتهاش در سراسر جهان سر میزند و هر کدام را یکییکی از میان برمیدارد تا به دوئل نهایی منجر شود. این فیلم کاملاً متعلق به ریوز است؛ او یکی از نمادینترین شخصیتهای سینمای قرن بیستویکم را ساخته است. بازگشت شخصیتهای قدیمی مثل وینستون، بوزری کینگ و شارون خوشایند است، اما حضورهای جدید مثل کِین (دانی ین)، آقای هیچکس (شامیِر اندرسون) و مارکیس (بیل اسکارسگارد) به مجموعه جان تازهای بخشیدهاند. داستان ضعیف و اجراها چندان برجسته نیستند، اما اگر طرفدار اکشنِ محض و نمایش سینمایی هستید، همهچیز درست است؛ بدلکاریهای تأثیرپذیرفته از هنرهای رزمی به کمال میرسند و سکانسهای مبارزه بسیار خلاقانه و هیجانانگیزند. بهترین صحنه شاید درگیری تیراندازی در میان ترافیک شلوغ نزدیکی طاق نصرت در پاریس باشد — صحنهای که شما را به تشویق وادار میکند. کارگردان، چاد استاهلسکی، خودش بدلکار سابق است و میداند چطور اکشن را طراحی کند؛ این فیلم برخلاف برشهای سریعِ نامفهوم، سبک کلاسیکی را دنبال میکند که برای طرفداران ژانر خوشایند است. با این حال زمان طولانی فیلم باعث شده گاهی احساس خودپسندی کند و برخی سکانسها چنان طولانیاند که ممکن است حوصلهتان سر برود؛ اما وقفههای کوتاه احساسی تنفسی خوشایند فراهم میکنند. جان ویک: فصل چهارم برای طرفداران اکشن وعده زیاد میدهد و بیش از آنچه وعده داده بود، تحویل میدهد — سفری هیجانانگیز و دیوانهوار.
این فیلم انفجاری، با نانچاکو و شکست استخوانها، لذت سینماییِ خالصی است که معتادان به اکشن را از یک بوفه فشنگ و گردنهای شکسته سیراب میکند.
جان ویک ۴ یک شاهکار مطلق در ژانر اکشن است. از ابتدا تا پایان تجربهای پر آدرنالین ارائه میدهد که نفس را در سینه حبس میکند. اکشن شدید و هر سکانس مبارزه استادانه طراحی و اجرا شده است. صحنههای اکشن از بهیادماندنیترینهاییاند که دیدهام و هر کدام از قبلی نفسگیرترند. شخصیتهای منفی اینبار جذابترند و بازیگران بزرگ نقشهایشان را عالی ایفا کردهاند. اما شاید ستاره اصلی فیلم فیلمبرداری مبارزات باشد — سکانس یکبردِ فیلمبرداریشده از بالا یک اثر هنری است: آنقدر یکپارچه و سیال که انگار وسط اکشن ایستادهاید. تنها عیب کوچک این است که پیشرفت شخصیت جان ویک کم است، اما از آنجا که فیلم تمام انرژیاش را صرف اکشن میکند، این مسئله تأثیر زیادی ندارد. در کل، جان ویک ۴ ورودی فوقالعادهای در سری است؛ حس پایانبندیای که سراسر فیلم را در بر گرفته مناسب و شایسته است.
امتیاز: ۹۳٪ — عالی
این فرنچایز به فیلم چهارم و شاید آخر رسیده است. پرسش این است که آیا فیلم خوب است؟ بهطور خلاصه: «قابل قبول». مثل نسخه قبلی ۲۰۱۹، این فیلم هم قابل قبول است. در آثار اینچنینی که محورشان آشکارسازی و اکشن است، معمولاً فیلمنامه تغییر زیادی نمیکند. خلاقیت و فکر در اکشنهای تاحدیِ استایلشده و کوریوگرافیشده هست، اما بعد از حدود ۳۰ دقیقه نخست گانپلی و هنرهای رزمیِ بیوقفه، احساس اشباع پیدا میشود. سازندگان تلاش کردهاند با ارائه لوکیشنهای متفاوت و استفاده از سلاحهای خاص این تکرار را کاهش دهند، اما کافی نیست. داستانی پیشرفتهتر کمک میکرد، که متأسفانه ارائه نشده. در مجموع فیلم بدی نیست اما به اندازهای که بعضی نقدها میگویند شگفتانگیز هم نیست؛ دیدن آن آخر هفته با دوستان و مقداری میانوعده معمولی انتخاب مناسبی است.
زن زیبا لزوماً شخصیت زیبا نمیسازد.
هزینه ساخت نزدیک به یک میلیارد دلاری تصاویر زیبا را تضمین میکند — اما آیا فیلمی عمیقتر ارائه میدهد؟ نه. از زمان ماتریکس، کیانو ریوز به عنوان قهرمان اکشن تثبیت شد، اما هرگز به شکلی که حرفهایها بتوانند او را مثل بروس لی، جیسون استاتهام یا جکی چان درک کنند، هنرهای رزمی عرضه نکرد (آنها اغلب بدلهای خود را انجام میدهند). ریوز هنگام مبارزه همیشه تاحدی دستوپاچلفتی است؛ هرچه فیلم طولانیتر میشود، باید بیشتر از باور چشمپوشی کرد — مثل صحنهای که او ۴۶ شلیک را با یک خشابِ ۲۴تایی انجام میدهد و بهطور معجزهآسایی ۲۶ نفر را میکشد. اینکه چند بار زیر گرفته شده را حتی شمارش نکردم چون تا بار سوم غیرقابلباور میشود. آیا ارزش دارد برای هر کلمهای که ریوز میگوید مثلاً «آره» یا «تو» ۳۹ هزار دلار پرداخت شود؟ از نظر من نه؛ این جذبه او نیست که فیلم را نجات میدهد بلکه سکانسهای تیراندازی بیپایان است. در نهایت «اکشن، بازدارنده اندیشه است و گفتگوهای عمیق نادرند».
«او اما شبحی است در جستجوی گورستان»
مارکیس وینسنت دو گرامون
این فیلم اوج سینما است! امسال سال عجیبی برای فرنچایزها بوده، اما جان ویک: فصل چهارم مسیر دیوانهکنندهای را طی میکند؛ قهرمانی زخمی که در فیلم قبلی تلاش میکرد از دایرهی درد بیرون بیاید، اینبار به عمق دهگانهای از جهنم راه یافته است. شاید از نسخه قبلی کمی ناامید شده بودم، اما پس از دیدن این فیلم باید بگویم در درازمدت همه منتقدان اتفاق نظر خواهند داشت که فصل چهارم اوج سینماست. بله، طول فیلم ۱۶۹ دقیقه است؛ هرکدام از صحنههای آن بهتنهایی از بسیاری فیلمها اکشن بیشتری دارند. این فقط یک «فصل» نیست؛ یک کتاب باشکوه و کابوسوار است پر از ضرب و شتم و گان-فیو. برایم کاملاً روشن است: بهترین تجربه سینمایی اکشن در یک دهه گذشته را این فیلم داد. اجراها اوجاند؛ فیلمبرداری دوچندان اوج؛ صحنههای اکشن سهگانه اوج؛ پایان؟ بینظیر. ریوز عمدتاً کمحرف است اما هرچه شخصیتش حس میکند را منتقل میکند. ایان مکشین نقش پدرانه وینستون را بهخوبی بازی میکند و حضور هیرویوکی سانادا همیشه لذتبخش است. چهرههایی که برایم برجستهاند دانی ین، بیل اسکارسگارد و شامیِر اندرسوناند؛ همه تازه برای مخاطب معرفی شده و صحنهها را میدزدند. دانی ین نقشِ یک هیتمن چینی با تواناییهای حیرتانگیز را بازی میکند و استاهلسکی از نابینایی او استفادههای جالبی در صحنهها کرده. اسکارسگارد بهعنوان درخشانترین ضدقهرمان تا کنون ظاهر میشود و کنترلش روی منابع میز، شهرِ عشق را به شهری خونین تبدیل میکند. فیلمبرداری یک جشن بصری است؛ هیچ قابی تار یا کمنور به نظر نمیرسد و پالتهای رنگی متنوع کار را فوقالعاده کردهاند. این فیلم تاریکترین جان ویک است بدون اینکه وضوح بصریاش را از دست بدهد. اگر آکادمی نامزدی برای طراحی تولید یا فیلمبرداری ندهد، تعجب میکنم چون این اثر واقعی است. اکشن هم — حتی اگر چیز جدیدی بهمعنای محتوایی نداشته باشد — آنقدر دقیق، حسابشده و با جزئیات اجرا شده که فراموش میکنید چیزی مثل آن را قبلاً دیدهاید. پایان فیلم شاید خودش یک شاهکار باشد؛ بدون افکتهای بزرگ CGI، انتظارات را برهم میزند و به شکلی متفاوت اما آشنا به پایان میرسد؛ پایانی مطابق با زیباییِ این فیلم. بروید و ببینید — پشیمان نخواهید شد.
خیلی بهتر از فصل سوم است، اما واقعاً نمیتوانست از آن بدتر باشد؛ با این وجود هنوز هم فاصله زیادی با فصلهای اول و دوم دارد. و اینکه چرا دانی ین پذیرفت نقشی مشابه نقشش در «روگ وان» بازی کند برایم عجیب است.
ورودی محکمی در فرنچایز با کوریوگرافی مبارزهای عالی که با توجه به سابقه قابل انتظار بود. هرچند داستان کمرمق است و مدت ۱۶۹ دقیقهای هم دارد، اما سرگرمکننده و پایانبندی مناسبی بهحساب میآید.
امتیاز: 4.0/5
فیلم اول فقط معمولی بود — تازه و پر از اکشن که یک بار دیدنش ارزش داشت. فیلم دوم شبیه اول بود و تا چهارم به حدی خستهکننده میشود که دیگر ارزش چندبار دیدن را ندارد. نمیدانم مشکل کیانو چیه؛ سرگرم ساختن فیلم بودن و واقعاً چیزی ساختن که دیدناش ارزش داشته باشد دو چیز متفاوتاند. این فیلم آشغال محض بود؛ هدررفت وقت و پول.
منتظر قسمت چهارم بودم اما با اینکه از فیلم لذت بردم، کمی هم ناامید شدم. مشکل از اینجا آغاز میشود که میزان شکنجه و آسیبهایی که جان ویک میبیند خیلی اغراقآمیز است؛ از بالکنپریدن و برگشتن مثل یک عروسک پارچهای تا ایستادن بدون درد جدی — غیرواقعی بودن در این حد دیگر آزاردهنده است. مشکلات بیشتر میشود وقتی بدذاتها ناگهان مثل آدمکهای بیدقت شلیک میکنند. فیلمنامه نیز با کشتن شخصیتهای دوستداشتنی در فواصل منظم، حس ناامیدی میدهد. پایان فیلم پیچش خوبی دارد که خوشایند بود، اما بعد از آن یک «پایان واقعی» دیگر هم میآید که ناخوشایند است. در پایان، فیلم تاحدی خوب بود اما من توقع بیشتری داشتم.
متأسفانه مجموعه جان ویک دارد تمام میشود. بعد از هزاران شلیک به سر و چاقو خوردنها مشخص میشود که داستان هم مهم است. من طرفدار کیانو هستم، اما چیز جدیدی اینجا نیست. فیلم خوشساختی است اما همین بهتنهایی ارزش دیدن را تضمین نمیکند.
۸۳/۱۰۰
«میز» مارکیس (بیل اسکارسگارد) را برای حذف همیشگی جان منصوب کرده، اما مانند همیشه جان سخت است. هرچند اغراقآمیز، واقعگرایی مسئله اصلی نیست — مثلاً چه کسی مسئول پاککردن همه اجساد در خیابانهای پاریس خواهد بود؟ شخصیتهای میهمان به اندازه فیلمهای قبلی درگیرم نکردند و کیانو کمی خشکتر به نظر میرسد، اما اکشنِ پیوسته هنوز این را به یکی از هیجانانگیزترین فرنچایزهای جاری تبدیل کرده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران