دو کلمه برایتان: «مینیبار».
دنی اوشن همینکه از زندان آزاد میشود، در حال آماده کردن یک سرقت بهظاهر غیرممکن است. او همراه با ده کارشناس دیگر که دور هم جمع کرده، قصد دارد صندوق اصلی لاسوگاس را که درآمد سه کازینو اصلی را نگهداری میکند، سرقت کند.
نسخهٔ اصلی Ocean's 11 که در ۱۹۶۰ ساخته شد فیلمی متوسط است که بیشتر بهخاطر فضای لاسوگاس و بازیگران پرانرژی...
دو کلمه برایتان: «مینیبار».
دنی اوشن همینکه از زندان آزاد میشود، در حال آماده کردن یک سرقت بهظاهر غیرممکن است. او همراه با ده کارشناس دیگر که دور هم جمع کرده، قصد دارد صندوق اصلی لاسوگاس را که درآمد سه کازینو اصلی را نگهداری میکند، سرقت کند.
نسخهٔ اصلی Ocean's 11 که در ۱۹۶۰ ساخته شد فیلمی متوسط است که بیشتر بهخاطر فضای لاسوگاس و بازیگران پرانرژی «رت پاکرز» دیدنی است تا ساختار یا هدف مشخصی. اینکه بازسازی استیون سودربرگ در هر جنبهای از نسخهٔ اصلی بهتر عمل کرده، نشانهای است از پیروزی ارزشهای سرگرمکننده بر صرفاً جذب ستارهها. ممکن است عدهای بگویند که استفاده از ستارهها برای جلب تماشاگر هدف بوده، اما واقعیت این است که در زمان اکران کنار هم قرار دادن جورج کلونی، برد پیت و مت دیمون (که همه در این فیلم عالیاند) با فرانک سیناترا، سمی دیویس جونیور و دین مارتین قابل مقایسه نبود.
نکتهٔ برجستهٔ این بازسازی این است که بهنظر میرسد همهٔ بازیگران از کار لذت میبرند؛ کارگردان هوشمند آنها را مجبور به اغراق نمیکند و فقط از آنها میخواهد در کنار هم باشند، از هم لذت ببرند و یکی از خنکترین فیلمهای دهه را تحویل دهند.
فیلم صرفاً برای سرگرم کردن ساخته شده و از هر قابش مهربانی و خوشرویی میبارد. این یک کمدی-سرقت مبتنی بر شخصیت است، پر از خنده و شیطنتهای جسورانه — حتی لهجهٔ کاکنی دیوانهوار و بیفایدهٔ دان چیدل هم لبخند میآورد بهجای آنکه مزاحم باشد. برخی منتقدان فیلم را سطحی دانستهاند؛ خب چه میخواهند؟ خلافکارها آدمهای خوب و دوستداشتنیاند، دیدن یک لاسوگاس درخشان بدون زیرمتنهای کثیف تازگی دارد؛ آنها با سلاحهای گرم دنیا را نمیسوزانند، بلکه با زیرکی و خونسردی کارشان را پیش میبرند.
موسیقی متن و آهنگها خود بهعنوان شخصیتهایی جذاب در فیلم حضور دارند، و اجرای بدلکاری شگفتانگیزِ شائوبو چین هم روی این کیکِ دلپذیر یک گیلاس دیگر میچیند. تمام بازیگران (که تعدادشان زیاد است) عالیاند؛ از اندی گارسیا در نقش رئیس تیز و سنگدل تری بنیدیکت تا جولیا رابرتز که مثل یک الهه راه میرود. همهچیز در فیلم حس خوبی میدهد؛ فیلمی ساختهشده از طرف عاشقان سینما برای عاشقان سینما.
دیدنی و لذتبخش — حتماً ببینید.
دید خوبی بود؛ ارزش تماشا داشت و دوباره هم خواهم دید و آن را پیشنهاد میکنم.
در ژانر فیلمهای سرقت، این فیلم در مجموع خوب است، ولی من نسبت به این ژانر وسواس دارم. برای اینکه با ضدقهرمان همراه شوم، نقشه باید بهطرزی سازشناپذیر پیچیده اما نه گیجکننده باشد و انگیزهٔ دیگری مثل «پس گرفتن عشق» هم وجود داشته باشد.
این مجموعه تا حد خوبی در این کار موفق است؛ انگیزهها و اجراها جالب نگه داشته شدهاند. مشکل این است که چون سرقتها پیچیدهاند، ساختار فیلم معمولاً شامل توضیحِ نقشه (با کمی اطلاعات جاافتاده برای گمراهسازی)، سپس اجرای سرقت همراه با فریبها و بعد توضیح شکافها یا جمعبندی است — فرمولی که در اغلب فیلمهای سرقت تکرار میشود و بخشی از یکنواختی ژانر است. برای اینکه واقعاً مخاطب را جذب کند و ماندگار شود باید ویژگی خاصی داشته باشد.
این فیلم با بازیگری خوب و تولید قابلقبول، همهٔ اینها را دارد. هرچند واقعاً فیلمی بینقص نیست، اما ارزش تاریخی و تماشای آن را دارد.
اوشنز الون فیلم مورد علاقهٔ من است! دیدنش واجب است!
بزرگترین قوت اوشنز الون این است که مخاطب را درست وسط داستانی که از قبل در جریان است فرو میبرد. ریتم فیلم با توضیحات سنگین سنگین نمیشود؛ تماشاگر همزمان با شخصیتها به سرگذشت و غافلگیریها پی میبرد. بازیگران فوقالعاده و بدون تلاشِ تصنعی جذاباند؛ شیطنتها و کاریزمای آنها فیلم را از ابتدا تا انتها تبدیل به یک سفر لذتبخش میکند. احساس میکنید به جمعِ تیم دنی اوشن خوشآمد گفتهاید. با بازیِ درخشان، روایت قوی، پیچشهای هوشمندانه و کارگردانی استثنایی، اوشنز الون دیدنی است و برای من بهترین فیلم تاریخ.
این نسخهٔ جدیدِ فیلم کلاسیک سرقت، بیشک شستهرفته است: دیالوگها تیز نوشته شدهاند، بازیها قابلقبولاند و بدلکاری و جلوههای ویژه خوب کار شدهاند. با این حال، من زیاد ازش خوشم نیامد. سرگرمکننده بود ولی خیلی زود از یاد میرود — البته ژانر اکشن-درام به طور کلی مورد علاقهٔ من نیست. اگر کمی طنز اضافه شود، شانس نگه داشتن توجه من بالاتر میرود و این فیلم تا حدودی این کار را انجام داد.
داستانِ قهرمان که دنبال بازگرداندن معشوقهاش است، آسان است که به کلیشهها کشیده شود، و این فیلمنامه هم درگیر برخی از آنها شد. تس اوشن در بخشهایی از فیلم بیشتر شبیه داراییِ تری بنیدیکت به نظر میآید؛ او در کنارش قرار میگیرد و او نسبتاً سرسپرده است، اما کجا حتی لحظهای از احساس بین آنها دیده میشود؟ و بین او و قهرمان فیلم هم عملاً ارتباط عاطفی بیشتری نمایش داده نمیشود.
پس این فیلم برای من یک «خُب، بد نیست» است و از آن عبور میکنم.
در میان بازسازیها — به نظر من یافتن نمونهای بهتر از این در هر ژانری دشوار است. مسئله فقط پر بودن بازیگران از ستارهها نیست، بلکه این است که استیون سودربرگ به اندازهٔ پرداختن به جلوههای بصری و گجتها، به داستان و شخصیتپردازی هم وقت گذاشته است. مضمون اصلی این است که کلونی در نقش دنی، گروهی از متخصصان را جمع میکند تا صاحب کازینو، بنیدیکت (اندی گارسیا)، را از مقدار زیادی پول خالی کنند. برنامهریزیشان باید دقیق باشد — هر کس وظیفهٔ مشخصی دارد که باید با دقت انجام شود تا طرح کلی پیش برود. همهچیز خوب پیش میرود تا اینکه میفهمند جولیا رابرتز (تس) همسر سابقِ رهبر گروه است و حالا با هدفِ آنها در ارتباط است؛ آیا این موضوع کل عملیات را به خطر میاندازد؟
اوج فیلم خوب ساخته شده است — مشارکت همهٔ اعضا مؤثر است، بهویژه کارِ کارل راینر در نقش ساولِ بدعنق و شائوبو چین در نقش ژنِ آکروباتیک که مرا به یاد دوست آکروباتیک برت لنکستر میاندازد — همه کاریزماتیک و لذتبخشاند و بهخوبی با هم جور درمیآیند. پایانبندی یک شاهکار است و حضور مناسبِ «Clair de Lune» هم همه چیز را زیبا تمام میکند. سرگرمیِ خوب و کامل.
«تبریک میگم، تو مردهای.»
شاید این بهترین بازسازی تاریخ باشد، مگر نه؟ از لفظ «شاهکار» زیاد خوشم نمیآید اما این فیلم به آن نزدیک است. ساختن یک گروه بازیگر و هماهنگ کردنشان کار آسانی نیست، اما سودربرگ توانست این دسته از آدمهای جذاب را کنار هم بیاورد، تصویری دلفریب خلق کند و همهٔ عناصر مورد انتظار در یک فیلم سرقت را در اختیار بگذارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران