لوئیزا میگوید:
چی... همین الآن من چه چیزی دیدم؟
این فیلم برای مخاطبان غیرمطلع یا کسانی که معدهی ضعیفی دارند نیست. نیکلاس ویندینگ رفن، کارگردان قطبیکننده و سورئالیست، با «شیطان نئونی» بازگشته است؛ فیلمی شهوانی، خونین، سادیستی و به طرز هولناکی زیبا. این اثر با خشونت، بیرحمی و شلوغترین و آشفتهترین شکل ممکن، بیعمقی هالیوود و صنعت مد را به چالش میکشد.
قوت فیلم در تصاویر...
لوئیزا میگوید:
چی... همین الآن من چه چیزی دیدم؟
این فیلم برای مخاطبان غیرمطلع یا کسانی که معدهی ضعیفی دارند نیست. نیکلاس ویندینگ رفن، کارگردان قطبیکننده و سورئالیست، با «شیطان نئونی» بازگشته است؛ فیلمی شهوانی، خونین، سادیستی و به طرز هولناکی زیبا. این اثر با خشونت، بیرحمی و شلوغترین و آشفتهترین شکل ممکن، بیعمقی هالیوود و صنعت مد را به چالش میکشد.
قوت فیلم در تصاویر خیرهکنندهاش است. رفن بار دیگر خود را بهعنوان یک اوتور واقعی و در رأس زنجیرهی بصری ثابت میکند. حتی اگر او را متکبر یا ژرژتنما بدانید، انکار نمیتوان کرد که تسلط بسیار کمی بر هنر تصویر همانند او دارند. این فیلم سزاوار نمایش در موزهٔ هنر مدرن است.
قصه چندان مهم نیست: جسی نوجوان (ایل فانینگ) برای دنبال کردن رویاهای مدل شدن به لسآنجلس میآید. به زودی در یک متل مشکوک با مالک شهوتران هنک (کیانو ریوز) زندگی میکند و دوروبرش را زنانی اغواگر مثل روبی (جنا مالون)، جیجی (بلا هیتکوت) و سارا (ابی لی) احاطه کردهاند—گروهی از زنان حسود و سطحی که شیفتهی زیباییاند. ارزیابی بازیها دشوار است چون بیشتر اجراها به ژست گرفتن یا خیره شدن طولانی به آینه خلاصه میشود، ولی فکر میکنم نقش کوچک ریوز یکی از بهترین نقشهای کارنامهاش است.
بحث اصلیِ فیلم اجتنابناپذیر است: آیا این اثر یک مانیفست هوشمندانهٔ فمینیستی است یا زنستیزانه؟ بعد از سه روز تأمل به این نتیجه رسیدم که به سوی اولینِ آن متمایلتر است.
نخست، فیلم از فرم زنانه تجلیل میکند؛ زنان صرفاً بهعنوان تزئینات زیبا نمایانده شدهاند که باید تحسین شوند (و نه صرفاً بهعنوان اشیاء جنسی). بله، شخصیتها سطحیاند، اما همین سطحیگرایی نقدی درست و تلخ بر نفسپرستی رایج در صنعت مد است. رفن همچنین بدخواهی پنهانی گاهیاوقات در روان زنانه را بهخوبی به تصویر میکشد. فیلم بینشهایی دارد: زنان هم وجوه تاریک دارند و گاهی احساس میکنیم در دنیایی دخترـخواری زندگی میکنیم (عبارتی که فیلم گاهی بیش از حد تحتاللفظی میگیرد).
امضای هیپنوتیزمکنندهٔ رفن در سراسر این فیلم شیک و خشونتآمیز دیده میشود. فیلمبردار، ناتاشا برایر، اثری توهمزا و ناراحتکننده افزوده و کلیف مارتینز موسیقی کوبنده، گوشخراش و تهدیدآمیزی ساخته که فضای جنونآمیز کلی را منعکس میکند.
مانند سایر آثار رفن («درایو»، «فقط خدا میبخشد»)، صحنههایی هست که انگار تنها برای شوکه، توهین یا انزجار آفریده شدهاند. (آیا واقعاً به صحنهٔ طولانی نکروفیلیای لزبین نیاز داشتیم؟ میتوان روی آن بحث کرد، اما طولانی بودنش باعث میشود ارتباطش با قصه یا شخصیتها کمرنگ شود). بخش پایانی افراطی بیشتر شبیه یک شوکآرایی بیهدف است تا یک نظر انتقادی عمیق. لازم است اشاره کنم که فیلم ریتینگ سنگینی دارد؛ تعجبآور نیست اگر بسیاری آن را NC-17 بدانند.
«شیطان نئونی» یک فیلم معمول هنر-خانه نیست؛ فراتر از هنر-خانهست و انگار در بُعد دیگری قرار دارد.
مت میگوید:
دختری نوجوان و فراری از سنداسکی، اوهایو، از اتوبوس پیاده و به نورهای درخشان هالیوود قدم میگذارد. همهٔ دوستانش در خانه میگویند او قرار است ستاره شود و او به آنها باور دارد. اما هالیوود شهرت و ثروت را بیقیمت نمیدهد: اول معصومیتش را میگیرد، سپس هرچه مانده را.
این خلاصهٔ «شیطان نئونی»، فیلم جدید اوتور نیکلاس ویندینگ رفن است. ایل فانینگ در نقش جسی بازی میکند؛ نوجوانی زیرسن که با وعدههای نجواشدهٔ مدل شدن به لسآنجلس کشیده شده است. او با دوربینداری به نام دین (کارل گلاسمن) آشنا میشود که تلاش میکند هنرِ تصویریای را که در هالیوود میبیند تقلید کند، اما با تمسخر بهعنوان «آماتور» روبهرو میشود. دین روحش را نفروخته و کسانی که فروختهاند، جز تحقیر چیزی برای او قائل نیستند.
اما جسی بهسرعت معامله را میپذیرد: پس از آنکه در برابر چشمان قضاوتگر به نمایش گذاشته میشود و مانند یک تکه گوشت مورد داوری قرار میگیرد، با آگاهی فضیلتش را به شامپاین و توجه خالی میفروشد. پس از تولدی دوباره روی رِنوی، جسی میآموزد که هنوز هم کم گذاشته است: مردم از او بیشتر میخواهند و آنچه را میخواهند او حاضر نیست بدهد.
«شیطان نئونی» برای همه نیست. حتی برای اکثر مردم هم نیست. حتی اگر «درایو» را دوست داشتهاید، ممکن است این فیلم صبر و تحملتان را آزمایش کند. چیزهای زیادی برای تحسین وجود دارد، اما نیاز به ارزیابی، تأمل و تحلیل دارد. ذهنهای صِرفاً لفظی احتمالاً صبرشان آزمایش خواهد شد: داستان دربارهٔ آنچه در سطح اتفاق میافتد نیست، بلکه دربارهٔ آن چیزی است که زیر سطح رخ میدهد. باید ببینید، گوش کنید و دقیقاً تماشا کنید.
هشدار اضافی: «شیطان نئونی» بسیار آشفتهکننده است و بسیاری از بینندگان عادی را آزرده خواهد کرد. جدا از خونریزی و خشونت فیزیکی، فیلم حدودها را بهشدت جابهجا میکند. چیزهای وحشتناک یا نشان داده میشوند یا تلویحاً مطرح میشوند. من واقعاً نمیفهمم که چرا استودیو و زنجیرههای سینمایی فکر کردند این فیلم شایستهٔ اکران در تقریباً ۸۰۰ سالن است. از تماشاگرانی که در بیست دقیقهٔ اول سالن را ترک نکردهاند، بعید نیست که با اشارهٔ خارج از قاب به سوءاستفادهٔ کودکانه شوکه شده باشند.
اگر هنوز این نقد را میخوانید و منصرف نشدهاید، توصیه میکنم این فیلم را ببینید. یکی از بحثبرانگیزترین آثار اخیر است و فراموشش نخواهم کرد.
نظرات مختصر دیگر:
- از دیدگاه صرفاً زیباییشناختی، شاید «شیطان نئونی» یکی از زیباترین فیلمهایی باشد که دیدهام؛ هرچند بعید است به فیلم محبوب همیشگیام بدل شود. (امتیاز نهایی: چهار ستاره و نیم — فیلمی بسیار خوب و فراتر از آن)
- دیگران نوشتهاند: «دیگر رقابت مطرح نیست، بلکه حسادت است!» شروع فیلم خوب است اما از نیمه به بعد کاملاً سقوط میکند. بخشهای گفتوگو و روایت امیدوارکنندهاند، اما سکانسهای بیمنطق و بدون دیالوگ فیلم را کشدار و خستهکننده میکنند. بازی ایل خوب است؛ کیانو ریوز نیز حضور کمفایدهای دارد که بیشتر جنبهٔ بازاریابی داشته است. در مجموع فیلم قابل دیدن است ولی بیشتر بینندگان از نیمهٔ دوم به بعد خسته میشوند. (امتیاز: ۳/۱۰)
- «عالی تا نزدیکی اوج. از تحلیلی عمیق دربارهٔ نارساییهای خودشیفتگی و وحشتهای فرهنگ مد شروع میکند، اما به یک تریلر کلیشهای بدل میشود. اگر ۳۰ دقیقهٔ پایانی را قطع کنید، احتمالاً فیلم سال شما خواهد بود.»
- «نمیدانم عاشقش بودم یا ازش متنفر. آن را زیبا و احساسی توصیف میکنم؛ شبیه یک اثر هنری. شاید یک بار دیگر باید دید.»
- یک نقد دیگر میگوید: «در این نگاه به صنعت مدلینگ، چیزی تحریکآمیز و نامطبوع احساس کردم. ورود ما به زندگی جسی شانزدهساله (ایل فانینگ) ما را تا حدی در معرض نمایش قرار میدهد که گویی شاهد بهرهکشیای هستیم که شخصیتها—صرفنظر از سن—در آن سهیماند. شخصیتی مثل روبی (جنا مالون) تلاش میکند لنگری برای جسی باشد، اما من از اجرای فانینگ کاملاً تأثیر نگرفتم؛ صداپُریِ دیالوگها زیاد و کمبُنیه بودن کنشها باعث شد که بهصورت احساسی تحت تاثیر قرار نگیرم.»
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران