داستان رهبران هفت حکومت دموکراسی که در جنگل گم میشوند و با خطرات بسیاری روبهرو میشوند. در این بین، همزمان هم باید بیانیهای برای بحرانی جهانی آماده کنند و هم باید راه فرار از جنگل را پیدا کنند.
داستان رهبران هفت حکومت دموکراسی که در جنگل گم میشوند و با خطرات بسیاری روبهرو میشوند. در این بین، همزمان هم باید بیانیهای برای بحرانی جهانی آماده کنند و هم باید راه فرار از جنگل را پیدا کنند.
طنز واقعی و مؤثر نیازمند لبهای تیز و دقیق است تا به بار بنشیند، اما تلاش تازه کارگردان گای مدین (همکاری با ایوان و گالن جانسون) به شکلی حیرتآور شکست میخورد و حاصل، یک سِردرگمی کشدار و بیتمرکز است که بهطرز عجیبی پیامها و نمادپردازیهایی را مخلوط میکند که همزمان هم مبهم و تلویحیاند و هم از چشمگیرِ آشکار برخوردارند. فیلم در نشست سران گروه...
طنز واقعی و مؤثر نیازمند لبهای تیز و دقیق است تا به بار بنشیند، اما تلاش تازه کارگردان گای مدین (همکاری با ایوان و گالن جانسون) به شکلی حیرتآور شکست میخورد و حاصل، یک سِردرگمی کشدار و بیتمرکز است که بهطرز عجیبی پیامها و نمادپردازیهایی را مخلوط میکند که همزمان هم مبهم و تلویحیاند و هم از چشمگیرِ آشکار برخوردارند. فیلم در نشست سران گروه هفت در آلمان میگذرد؛ رهبران جهان از کشور میزبان و همتایان آمریکایی، کانادایی، بریتانیایی، فرانسوی، ایتالیایی و ژاپنی (و نمایندگانی از اتحادیه اروپا) دور هم جمع شدهاند تا وضعیت جهان را بررسی کنند و برای کارِ ستایشبرانگیزی که انجام دادهاند به خودشان تبریک بگویند — هرچند عملاً مهارت لازم برای انجام هر کاری با پیآمد واقعی جز گرم نگه داشتن صندلیهای کشورشان را ندارند. آنها با لبخندهای توخالیشان حرفهای ظاهراً عمیق اما پوچی درباره موضوعات مختلف میزنند و در عین حال سعی میکنند یکی از آن بیانیههای مشترک معروفشان را تنظیم کنند (همانطور که رئیسجمهور آمریکا صراحتاً اعتراف میکند که عملاً هیچکس این بیانیهها را نمیخواند). این بار قرار است بیانیهای درباره نوعی بحران جهانی نامشخص اما با لحن آخرالزمانی باشد. اما در جریان «کار» ــ کاری که این افراد هیچکدام صلاحیتش را ندارند ــ اوضاع بهسرعت از کنترل خارج میشود: زیرساختها فرو میپاشد و با ظهور اشباح نامفهوم و موجوداتی باتلاقی شبیه زامبی که انگار از فولکلور کلاسیک و افسانههای اروپای مرکزی بیرون آمدهاند، فضا تهدیدآلودتر میشود. شاید همه اینها بتوانستند پایهِ حکایتی سوررئال و کنایهآمیز درباره وضع سیاستهای معاصر جهانی باشند، اما اجرا چنان ضعیف است که در نهایت چیزی جز نوعی خودارضایی فکری و نمادینِ بیشازحدِ تصویری و تکراری برجای نمیگذارد. داستان پر از رخدادهایی است که هیچکدام توضیح داده نمیشود؛ برخی بهنظر به نمادین کردن تضعیف سلطه مردسالارِ مسلط و جایگزینی آن با الگویی زنانه اشاره دارند، اما بقیه چنان عجیب و بیمعنا هستند که وصف، توضیح یا هدفشان غیرممکن است (باز هم همان خودارضاییِ نمادین، این بار در قالب عناصر فیلمنامه). حاصل کلی فیلم، درهم و آشفته است؛ با وجود بازیگرانِ توانمند و فیلمبرداری و طراحی صحنهٔ جوی، فیلم کار نمیکند، بهویژه چون بینشهایی که میخواهد منتقل کند جدید، بدیع یا خندهدار نیستند. همه ما بهخوبی میدانیم بسیاری از رهبران «باهوش» جهان این روزها چقدر ناکارآمدند و غالباً درگیر کنشهای ناآگاهانهٔ خودستاییاند، اما آیا واقعاً به فیلمی نیاز داریم که این را به ما یادآوری کند — آن هم فیلمی اینقدر ضعیف؟ من که میگفتم از دیدن این یکی صرفنظر کنید و سراغ فیلم دیگری بروید (یا بهتر از آن، کاملاً از دیدنش چشمپوشی کنید).
وقتی سران دولتهای عضو گروه هفت برای نشست سالانهشان به قلعهای در آلمان میرسند، انتظار دارند این گردهمایی بیش از یک محفل گپوگفتِ پر از شراب و شامهای مجلل نباشد و در نهایت بیانیهای صادر کنند که برای هیچکس اهمیت واقعی ندارد. اما اوضاع از همان ابتدا کمی عجیب میشود: «ماکسیم» کانادایی (روی دوپوی) نمیتواند شرابش را دوباره پر کند — کارکنان کجا رفتهاند؟ زنگ زدن به کسی فایدهای ندارد و هوا تاریک میشود. فرانسوی «سیلوین» (دنیس مِنوشه) برای پیدا کردن برگههایش که از میز پرت شدهاند به جنگل میرود و هنگام بازگشت با لایهای مخاطی پوشیده از یک مایع نامعلوم بازمیگردد؛ همین صحنه است که واقعاً همه را بههممیریزد. اینها قدرتمندترین افراد «دنیای آزاد» هستند، اما در آنجا تنها و آسیبپذیرند — بدون آنتن موبایل! آنچه بعد رخ میدهد میتواند نکتهٔ قدرتمندی داشته باشد، اما تلاش برای رساندن آن از طریق ترکیبی از ملودرام و کمدی برایم اصلاً کار نکرد. کیت بلانشت میزبان آلمانی آنها «هیلدا» است (با تقلیدی از اورزولا فون در لاین) و مشخص است که نسبت به همتای کاناداییاش احساس خاصی دارد؛ ظاهراً او هم در گذشته با بریتانیاییِ گروه (نیکی اموکا-برد) ارتباطی داشته که خود او دوست نزدیک رئیسجمهور آمریکا است (چارلز دنس)، و رئیسجمهور هم گویا مورد توجه ایتالیایی «آنتونیو» است که تنها کسی بهنظر میرسد که دستکم کمی حواسش بهکار است — او حتی قبلاً از میز غذا کمی سالامی برداشته بود! شاید راهحل مشکل در همان قلعه باشد؟ این نقطهای است که اوضاع از ریل خارج میشود: تلفیق عناصر بهظاهر فوقمدرن و قدیمیِ تاریخی تلاش میکند این سناریوی روزبهروز بیمنطق و خستهکننده را معنا کند، اما نتیجه اغلب نامنسجم است. در پنج دقیقهٔ پایانی نوعی نیهیلیسم قوی دیده میشود، اما در غیر این صورت باقی فیلم گویا راضی است چیزی را هجو کند بدون آنکه حتی طنزی قابلتماشا ارائه دهد. بهنظر میرسد چارلز دنس بهترین ایده را داشت: بیاید، بخورید، بنوشید، چرت بزنید و خودتان را در فویل بپیچید. فرصت از دست رفتهای بود، متأسفانه.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران