آیووا. «ری کینسلا» (کاستنر) هم راه همسرش، «آنی» (مدیگان) و دخترشان، «کارین» (هافمان) در مزرعه ی خود زندگی آرامی دارد. تا این که صدایی از غیب به او می گوید که اگر در وسط مزرعه اش یک زمین بیس بال بسازد، قهرمان افسانه ای، «جو جکسن بی کفش» (لیوتا)، از دنیای مردگان می آید و در آن جا بار دیگر بازی می کند...
آیووا. «ری کینسلا» (کاستنر) هم راه همسرش، «آنی» (مدیگان) و دخترشان، «کارین» (هافمان) در مزرعه ی خود زندگی آرامی دارد. تا این که صدایی از غیب به او می گوید که اگر در وسط مزرعه اش یک زمین بیس بال بسازد، قهرمان افسانه ای، «جو جکسن بی کفش» (لیوتا)، از دنیای مردگان می آید و در آن جا بار دیگر بازی می کند...
نامزد ۳ جایزهٔ اسکار؛ ۹ جایزه و در مجموع ۱۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1421
کاپرا با سرلینگ ملاقات میکند؛ خوشساخت و چندژانریِ دههٔ ۸۰ که اشک شوق را به چشم میآورد.
بازدید دوباره از فیلد آو دریمز (Field of Dreams) پس از بیش از بیست سال، برای من همان گرمابخشی گذشته را دارد؛ همان حسِ خوبِ قبلی هنوز با همان شدت بازمیگردد. فیلیپ اُلدِن رابینسون (کارگردانِ All of Me و Fletch) موفق شده رمان W.P. Kinsella با نام Shoeless Joe...
کاپرا با سرلینگ ملاقات میکند؛ خوشساخت و چندژانریِ دههٔ ۸۰ که اشک شوق را به چشم میآورد.
بازدید دوباره از فیلد آو دریمز (Field of Dreams) پس از بیش از بیست سال، برای من همان گرمابخشی گذشته را دارد؛ همان حسِ خوبِ قبلی هنوز با همان شدت بازمیگردد. فیلیپ اُلدِن رابینسون (کارگردانِ All of Me و Fletch) موفق شده رمان W.P. Kinsella با نام Shoeless Joe را تبدیل به فیلمی چندژانری و پر از قلبِ احساسی کند که برای هر دو جنسیت قابلدرک و تأثیرگذار است. فیلم ترکیبی زیبا از اسطورهپردازی و ارزشهای خانوادگی دارد که در کنار هم رویای بزرگی را محقق میکنند و تماشاگرانی را که حاضرند خود را به فانتزیای خالص با هستهای احساسی بسپارند، پاداش میدهد.
این فیلم در سال ۱۹۸۹ نامزد بهترین فیلم شد چون با بسیاری از مخاطبان ارتباط برقرار کرد؛ نه تنها تمِ حسی فیلم است که اثر میگذارد بلکه بازیگران نیز این قصهٔ دلپذیر را بهخوبی جان دادهاند. کوین کاستنر در کنار بازیهای درخشان ری لیوتا، جیمز ارل جونز، ایمی مادیگان و برت لنکستر قرار دارد و با هوشمندی اجازه میدهد همبازیانش در صحنههایی که با آنها مشترک است، بدرخشند؛ این نکتهای است که اغلب در ستایش بازیهای کاستنر از آن غفلت میشود؛ او راحت است که در موقعیت مناسب به همبازیانش میدان بدهد. با این حال، او چسبی است که کل فیلم را کنار هم نگه میدارد؛ اجرای طبیعی و درگیرکنندهای که حقاً به او پس از اکران فیلم ستارهشدن داد.
با موسیقی غنیِ جیمز هورنر و فیلمبرداری گاه اسطورهایِ جان لیندلی، فضای تولید فیلم کاملاً در قلمرو خیال قرار دارد. فیلد آو دریمز هرگز شیرینِ زننده نیست؛ این فیلم از جهات مختلف سحرانگیز است و با یکی از زیباترین پایانهای دههٔ هشتاد به خاتمه میرسد. فیلد آو دریمز، حتی پس از این همه سال، همچنان هومران میزند. امتیاز: 9/10
خندهدار و سرگرمکننده، اما گرفتار فرضیهای خیالپردازانه
یک خانواده به مزرعهای در آیووا نقلمکان میکنند؛ مرد خانواده (کوین کاستنر) صدایی میشنود که به او میگوید در میان مزرعهٔ ذرتش یک زمین بیسبال بسازد و وعده میدهد «او» خواهد آمد. باورنکردنی است اما «شو لس» جو جکسون (با بازی ری لیوتا) همراه با هفت بازیکن دیگر تیم سفیدپوش شیکاگو ۱۹۱۹ که بهخاطر دستکاری در سری جهانی از بازی محروم شده بودند، ظاهر میشوند. سپس ری دنبال نویسندهای گوشهگیر (جیمز ارل جونز) میرود تا در شرایط شگفتانگیز خودش کمک بگیرد.
میشناسم کسانی را که فیلد آو دریمز (۱۹۸۹) را فیلم محبوبشان میدانند؛ فیلمی که جادوی خود را دارد، همراه با طنزی دلپذیر و بخشی جذاب در قالب یک فیلم جادهای، اما بارِ سنگین قصهپردازی غیرواقعگرایانهاش مانع بزرگی است؛ احتمالاً این بخش برای طرفداران پروپاقرص بیسبال جذابتر خواهد بود. با این حال، پیام فیلم دربارهٔ هدایت معنوی، رویاها و پافشاری بیتکلف برای عمل کردن به آنها را میپسندم.
مدت زمان فیلم ۱ ساعت و ۴۶ دقیقه است و در آیووا (دایرزویل، فارلی و دوبوکه)، ایلینوی (گالنا) و بوستون فیلمبرداری شده است.
نمره: B-/C+
فیلد آو دریمز فیلمی است که من سالها پیش دیده بودم و اخیراً بار دیگر فرصت تماشایش را پیدا کردم. در یادم داستانی تا حدی واقعگرایانه با رنگوبویی از فانتزی بزرگِ مربوط به اتفاقات در زمین بیسبال بود، اما آن یادآوری اشتباه بود؛ این فیلم کاملاً فانتزی است. این نکته نه انتقاد است و نه نکتهٔ منفی، فقط از اینکه خاطرهام اشتباه بود تعجب کردم.
فیلم سرگرمکننده است و خوب با احساسات بازی میکند؛ نه تنها با داستان مربوط به رابطهٔ پدر و فرزند در رمان کینسلا، بلکه با شو لس جو جکسون که بهعنوان قربانی پذیرفتن پول برای تبانی در رسوایی بلک ساکس و محروم شدن از بازی دیده میشود، اگرچه ظاهراً عمداً بد بازی نکرد. او کاری که باید میکرد این بود که سعی کند همتیمیهایش را منصرف کند. بهنوعی ارائهٔ بیسبال حرفهای در این فیلم هم خود رنگی از فانتزی دارد: هرچند در گذشته ورزش کمتر تجاری بود، صاحبان باشگاهها با دستِ آهنین حکومت میکردند، بازیکنان را کمپرداخت میکردند و هر زمان خواستند به تیمهای دیگر میفروختند؛ اما همهٔ آنچه در این فیلم میبینیم، سرزمینی جادویی است که در آن مردان و کودکان رویاهایشان را در زمینهای بیسبال محقق میکنند.
در ابتدا کمی برایم سخت بود باور را معلق نگه دارم؛ نمیدانم چرا همسر بعد از شوخی کمی پذیرا شد و داستان او را اینقدر آسان قبول کرد. حمایت او البته برای ادامهٔ تصمیم به زیر کشت بردن ذرت و ساخت زمین بیسبال حیاتی بود. وقتی آن حمایت نامحتمل را بپذیریم، بقیهٔ عناصر فانتزی بهخوبی در جای خود قرار میگیرند.
در مجموع سرگرمکننده و بیضرر است. خوشحالم که دوباره دیدم، هرچند این فیلم در فهرستِ اصلیِ فیلمهای محبوب من قرار نمیگیرد.
فیلمی خوب برای تماشا با خانواده
در این فیلم مردی که تازه به خانهای روستایی نقلمکان کرده تا زندگی آرامتری داشته باشد، توسط صدایی مرموز آشفته میشود که او را دعوت میکند بخش بزرگی از زمینِ زراعتیاش را به یک زمین بیسبال تبدیل کند. این ایده بهنظر بد میآید چون او برای پرداخت وامی که برای خرید خانه گرفته، به فروش محصول وابسته است؛ با این حال تصمیم میگیرد به ندای درونیاش اعتماد کند. بلافاصله شروع به دیدار از بازیکنان سابق میکند—افرادی که اکنون مردهاند و در زمانِ حیات بر اثر اتهامات سنگین از بازی اخراج شده بودند.
فیلم ترسناک نیست و اگرچه ارواح جهانِ دیگر حضور دارند، اما یکی از آن آثار دلپذیر خانوادگی است. در اینجا موجوداتِ معنوی واقعاً مهربان و خوبطبعاند. فیلمنامه مناسب است و پیامی مرتبط دربارهٔ اهمیت خانواده، دنبال کردن رویاها و حفظ روابط خوب خانوادگی را در خود پنهان دارد.
کوین کاستنر نقش همدلیآمیزی ایفا میکند که بهراحتی دل ما را میرباید؛ یکی از جالبترین آثار او تا کنون. او با گروه کوچکی از بازیگران خوب همبازی است که همگی متعهدانه بازی میکنند و نتایجی مثبت به جا میگذارند: ری لیوتا شایستهٔ ذکر ویژه است برای نقشآفرینی در بازگرداندن «شو لس جو»، اما من جیمز ارل جونز را هم در نقش یک شخصیت عصبیمزاج بسیار دوست داشتم. ایمی مادیگان آنقدر که میتوانست مؤثر نیست و نقش او تا حدی کنار گذاشته شده، در حالی که برت لنکستر حضور محترمانه اما کوتاهی دارد.
فیلم فیلمبرداریِ عالی و رنگارنگی دارد، تصویربرداریاش بسیار خوب است و فضایی سبک و با لمسهای نوستالژیک در سراسر کار دارد. ریتم فیلم یکدست است، صحنهها بهخوبی در هم جایگذاری شدهاند و فیلم وقت را تلف نمیکند و در ارائهٔ داستان مؤثر است. موسیقی متن کمک زیادی به ساخت فضا میکند و در کل این یکی از آن آثار کمسر و باکیفیت است که ارزشِ بازنمایی در زمان حال را دارد.
فیلد آو دریمز تلاشی عمیق برای تشویق ماست تا به گذشته رویا ببافیم و خاطرات ویژهٔ کودکی را دوباره کشف، باززیسته و گرامی بداریم؛ زمانی که دنیا هنوز برای ذهن کنجکاو پر از شگفتی و رمز و راز بود، پیش از آنکه معصومیتِ آن زمان بهتدریج جای خود را به مسئولیتهای ناخوشایندِ بزرگسالی بدهد—و در برخی موارد، این با پوچگرایی و بدبینی همراه میشود که چندان هم حیرتآور نیست. جهان مملو از رویاها و آرزوهای جوانانه است که بسیاریشان بهدلایل خارج از کنترل به سرانجام نمیرسند و این فیلم آن واقعیت دردناک را میفهمد و در همین فهم، نیروی جادوییاش نهفته است. تم بیسبال هم بهخوبی برای نشان دادن نیت نهایی فیلم بهکار رفته است و حتی اگر اهمیت آن ورزش در زندگی اغلب آمریکاییها برای بقیهٔ جهان تا حدی گنگ باشد، احساس جهانی که منتقل میکند بهسادگی قابل درک است.
خلاصهٔ قصه: ری (با بازی کوین کاستنر) مزرعهای را با همسرش آنی (ایمی مادیگان) و دخترشان کارین (گابی هافمن) میخرد و تقریباً تولید ذرت را به یک کسبوکار تبدیل کرده است. یک روز در میان محصول، صدایی میشنود. دیگران صدا را نمیشنوند و او در ابتدا آن را نادیده میگیرد، اما صدا پیگیر است و میگوید مزرعهاش را کنده و یک زمین بیسبال بسازد—با نورافکنها و سکوهای ابتدایی. برایِ چه کسی؟ پاسخِ این سؤال سوژهٔ این فانتزی ملایم است: به پنجاه سال قبل برمیگردیم تا تیمی را ببینیم که به رهبری افسانهایِ شو لس جو (ری لیوتا) در رسوایی ورزشی گرفتار شدند. همسر او در ابتدا مشکوک است اما سریع نظرش عوض میشود و وقتی زمین ساخته میشود، هر سه نفر مردی تنها را روی چمن میبینند. او کیست و چه میخواهد؟ برای پاسخ باید ری به صداهای دیگری گوش دهد که او را به ملاقات نویسندهٔ گوشهگیری به نام تری (جیمز ارل جونز) و سپس دکتر مونلایت (برت لنکستر) میکشاند تا شاید معما حل شود و آشتیای برای همه بهوجود آید. در تمام این مدت، پولشان در حال تمام شدن است و برادرزنش تهدید به مصادره و بازگرداندن زمینهای ذرت میکند. آیا آنها بهموقع حقیقت را پیدا میکنند؟ این داستان خانوادگی دلنشینی است که بخشهایی با ظاهری دههٔ ۱۹۲۰ دارد و اجازه میدهد کاستنر و جیمز ارل جونز اجراهایی ظریف ارائه دهند؛ همراه با لنکستر درمییابیم داشتن یک رویا و تلاش برای زندگی کردنش تا چه اندازه اهمیت دارد. مادیگان حمایتی قاطع نشان میدهد که قدرت و مهرِ ازدواجشان را نمایان میکند و هرچند ری لیوتا نقش چندانی ندارد، اما به صحنههایش چیزی جادویی و کمغلو میبخشد. فیلم مانند پازلی سینمایی است که هر شخصیت قطعهای از داستان را در دست دارد و هیچکدام پایان را لو نمیدهند تا زمانی که به آن برسیم—و این کار بهحساسیت و شادمانی خوب از آب درآمده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران