«هرى براک » ( کرافورد ) که با تجارت آهن قراضه ثروتى بهم زده است ، از محبوبه خنگ و از همه جا بیخبر خود ، « بیلى دون » ( هالیدى ) به تنگ می آید و معلمى به نام « پل ورال » ( هولدن ) را به خدمت میگیرد تا او را « آدم » کند .
«هرى براک » ( کرافورد ) که با تجارت آهن قراضه ثروتى بهم زده است ، از محبوبه خنگ و از همه جا بیخبر خود ، « بیلى دون » ( هالیدى ) به تنگ می آید و معلمى به نام « پل ورال » ( هولدن ) را به خدمت میگیرد تا او را « آدم » کند .
شاید بامزهترین نمونهٔ «بلوند احمق» که دیدهاید؟
جودی هالیدی بهحق جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول را برای بازی در نقش بیلی داون، زنی نگهداریشده و سادهدل، دریافت کرد؛ نقشی که او پیشتر در نمایش برادوی نیز بسیار موفق اجرا کرده بود. اما اگر تنها به ستایش او بسنده کنیم، ظلمی به سایر نقاط قوت فیلم کردهایم، چون این اثر دلایل زیادی دارد تا به عنوان...
شاید بامزهترین نمونهٔ «بلوند احمق» که دیدهاید؟
جودی هالیدی بهحق جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول را برای بازی در نقش بیلی داون، زنی نگهداریشده و سادهدل، دریافت کرد؛ نقشی که او پیشتر در نمایش برادوی نیز بسیار موفق اجرا کرده بود. اما اگر تنها به ستایش او بسنده کنیم، ظلمی به سایر نقاط قوت فیلم کردهایم، چون این اثر دلایل زیادی دارد تا به عنوان یک کلاسیک زمانهاش مطرح باشد.
بیلی داون معشوقهٔ سرمایهدار ضایعاتفروش، هری بروک، است؛ او چندان باهوش نیست و بروک از او بهعنوان پوشش برای معاملات نهچندان شرافتمندانهاش استفاده میکند. هرچند بهنوعی به او اهمیت میدهد، اما رفتار بروک با او گاهی به نفرتآفرینی نزدیک است و در عین حال خندهدار هم هست. بروک نگران است نادانی بیلی در محافل اجتماعی به کسبوکارهای مهمش لطمه بزند، بنابراین برای او ترتیبی میدهد تا پاول وِرال، مردی آرام و خوشخطاب، نقش همراه و مربی او را داشته باشد و او را در سخنوری و فهم تاریخ و مسائل دنیا تعلیم دهد.
فیلم کموبیش به داستان پگمالیون میماند: بیلی مهربان اما ساده نه تنها با دنیایی که در آن زندگی میکند آشنا میشود، بلکه به تدریج درمییابد چه دنیایی را تا آن زمان تجربه کرده است. همراه با بیداری جنسیای که در کنار وِرال تجربه میکند، این تحول بخش عمدهٔ داستان را میسازد. صحنههای خوشساخت و بهیادماندنی بسیاری در فیلم هست؛ علاوه بر اجرای درخشان هالیدی، برادرِیک کرافورد در نقش بروک نمونهای تمامعیار از مردی دادوفتاده و پرهیاهوست که با حماقتش شما را شرمنده میکند. در سوی دیگر، ویلیام هولدن در نقش وِرال با میزان مناسب و مؤثری از درد و احساس آرام و مودبانه بازی میکند و در میان نمایشهای پرصدا و تهاجمی سایر شخصیتها، حضوری ماندگار دارد.
کمدی فیلم گاهی شما را به حالت خجالتزده درمیآورد و لحظهای بعد شما را به خنده وامیدارد؛ شخصیتهای اصلی درست آنطور که باید شما را درگیر میکنند. اوج فیلم برای برخی کوتاه بهنظر برسد، اما پایانِ زیبایی است که شایستهٔ تلاشهاییست که تا آن نقطه دیدهاید. و به چالش میکشم هر کس را که از صحنهٔ بازی جین رامی نخندد! نمره: ۸/۱۰
متنی هوشمندانه و فیلمی بسیار خندهدار؛ یک کلاسیک واقعی با بازیگرانی بینقص. جودی هالیدی نمایش را از آن خود میکند و هم کرافورد و هم هولدن در اوجاند. از این فیلم ناامید نخواهید شد!
فیلم «Born Yesterday» فلسفهای دارد که ترکیبی از اساطیر یونانی و تمثیل است؛ بهویژه پگمالیون (بهواسطهٔ شاو) و غار افلاطون — فلسفهای که نه تنها از لحاظ زمانی کهن نیست، بلکه در زمانهٔ ما نیز بسیار مرتبط است. در یکی از لحظات، شخصیت ویلیام هولدن میگوید: «میخواهم همه باهوش باشند. میخواهم تا آنجا که ممکن است باهوش باشند. جهانی پر از آدمهای نادان برای زندگی خیلی خطرناک است.» این حرف امروز هم بهقدر دیروز درست است — شاید حتی درستتر؛ اتفاقاتی مانند پاندمی کووید و تهاجم روسیه به اوکراین بهوضوح نشان دادهاند که جهان هنوز جای خطرناکی است پر از آدمهای نادان.
این فیلم فقط دربارهٔ زیبایی و غنای زبان نوشتاری و گفتاری نیست، بلکه دربارهٔ قدرت واژهها و اندیشههاست. هری بروک، یک سرمایهدار زمخت و ناخوشرفتار، به واشینگتن میآید تا به یک کنگرهدار رشوه دهد. او همراهش بیلی داون را که زن جوانی بیسواد و «نامزد» اوست میآورد. وقتی بیلی او را در جمع خجل میکند، بروک روزنامهنگاری به نام پاول وِرال را برای تعلیم او استخدام میکند.
بیلی خودخواسته نادان است («[هری] فکر میکنه من خیلی احمقام، نه؟ … حقه. من احمقام و خوشم میاد … خوشحالم. هر چی بخوام دارم … چیزایی هست که میخوام، میپرسم … پس تا وقتی بدونم چطور به خواستههام برسم، همین کافیه.») و از این جهت شباهتهای بیشتری با اسیران غار افلاطون دارد تا با الیزا دولیتل؛ بنابراین پاول قانع نمیشود که فقط واژگان و تلفظ او را بهتر کند، بلکه او را تشویق به خواندن، یادگیری، فکر کردن و پرسیدن میکند، و کارگردان جورج کوکور نیز تماشاگر را به انجام همین کارها فرا میخواند.
من بهندرت اثری را «باید دید» مینامم (چرا که هنر قرار نیست تکلیف باشد)، اما دربارهٔ «Born Yesterday» باید بگویم که این فیلم تا حد زیادی شایستهٔ تماشایِ اجباری است؛ نه اینکه همیشه نتیجه بدهد — در نُه مورد از ده مورد احتمال آن هست که مثل ریختن مروارید پیش خوک بیفایده باشد — اما من باز هم آن را به هرچه افراد بیشتری توصیه میکنم، بهامید اینکه دستکم یکی از آنها مثل کسی باشد که دانهای را دریافت کرد که روی سنگ خوب افتاد. نمره: ۹/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران