ایچیکو زندگی شهرنشینی را رها کرده و به زادگاهش که یک دهکدهی کوچک واقع در کوه های منطقه توهوکو است بازمیگردد. او زنی خود کفاست و از زندگی در میان طبیعت و خوردن غذاهایی که از مواد فصلی درست شده انرژی میگیرد...
ایچیکو زندگی شهرنشینی را رها کرده و به زادگاهش که یک دهکدهی کوچک واقع در کوه های منطقه توهوکو است بازمیگردد. او زنی خود کفاست و از زندگی در میان طبیعت و خوردن غذاهایی که از مواد فصلی درست شده انرژی میگیرد...
کشاورزی، آشپزی، فرهنگ و طبیعت
من هنر را دوست دارم، اما نه هنرمندم و نه کلکسیوندار دیوانه. هر وقت به گالری یا نمایشگاه عکس میروم، ساعتها به هر اثر خیره میشوم. نه اینکه دنبال معنی پنهان یا پیام خاصی باشم؛ من ناظرم. جزئیات را میبینم، گوشهبهگوشه را میکاوم. آدمهایی که دوست دارند تنها باشند، معمولا چنین مهارتی پیدا میکنند.
حالا فرض کنید همان هنر حرکت کند —...
کشاورزی، آشپزی، فرهنگ و طبیعت
من هنر را دوست دارم، اما نه هنرمندم و نه کلکسیوندار دیوانه. هر وقت به گالری یا نمایشگاه عکس میروم، ساعتها به هر اثر خیره میشوم. نه اینکه دنبال معنی پنهان یا پیام خاصی باشم؛ من ناظرم. جزئیات را میبینم، گوشهبهگوشه را میکاوم. آدمهایی که دوست دارند تنها باشند، معمولا چنین مهارتی پیدا میکنند.
حالا فرض کنید همان هنر حرکت کند — منظورم این فیلم است. قبلاً هم درباره فیلمهایی مثل این گفتهام که هنرِ متحرکِ واقعیاند، با روایت صوتی که حس و حال را کامل میکند. ۱۱۰ دقیقه لذتی که آدم و طبیعت را به هم پیوند میدهد. من حتی برای یک ثانیه هم تکان نخوردم و در پایان احساس کردم زمان کم بود. البته انتظار ندارم دیگران هم همین احساس را داشته باشند؛ طعمها و انتظارها از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
این اولین باری نیست که از دیدن فیلمی سرشار از شوق شدهام. چند سال پیش فیلمهایی مثل «دیوار ناهارخوری نیمهشب» و «پودینگ شیرین» مرا تحت تأثیر قرار دادند و باعث شدند به دیدن این اثر برسم. من نزدیک به دو دهه عاشق فیلم هستم و سینماهای مختلف جهان را دیدهام، اما تا الآن ژاپنیها در این نوع آثار بهتر از بقیه بودهاند — دستکم تجربه من این را نشان میدهد. غرب همیشه با غذای ایتالیایی شناخته میشود، اما هیچ غذایی به اندازه خوراک ژاپنی سالم نیست؛ این یک واقعیت شناختهشده است. این فیلم فقط درباره غذا نیست؛ درباره کشاورزی و چیزهای مرتبط با آن است؛ نگاهی تازه به غذایی که میخوریم و ریشهاش.
طبیعت بیش از دویست هزار سال به ما غذا داده — طبیعی و مغذی. اما هنر آمادهسازی غذا برای خودمان آنقدرها هم قدیمی نیست. با گذشت زمان، ما انسانها مواد و روشهای جدیدی کشف کردیم تا غذاهایی سالمتر بسازیم، بخشهای نامطلوب را حذف کنیم، از خوراکهای خام تا غذاهای خوشطعمِ پخته. مهارتهایی که طی هزاران سال شکل گرفتهاند. البته غذاهای ناسالم هم وجود دارند؛ مثلاً خوراکیهای شیرین یا خیلی چرب و سرخشده.
همه باید غذا بخورند، پس دستکم هر کس بلد است یک غذا درست کند — برای بعضی نان و مربا کافی است. چرا اینها را میگویم؟ چون مردم شهرها بیشتر از مواد آماده استفاده میکنند؛ حتی در فصل غیرموسمی هم خواستهشان را تهیه میکنند — آنها با نگهدارندهها و مواد شیمیایی محافظت شدهاند که برای سلامت مضر است. یکی از نکات برجسته این فیلم همین است: چطور از مواد طبیعی دوروبرت چیزی بسازی و غذا را مطابق فصل آماده کنی.
«آشپزی آیینهای است که ذهن تو را بازتاب میدهد.»
این جمله الهامبخش است و ما را وادار میکند دقیقتر به آنچه میخوریم نگاه کنیم. فیلم آشپزیهای تجربی و زدودن خرافات را هم نشان میدهد؛ تفاوت بین یک ماهر و ما در طعم و روشها. مهمتر از همه، این فرض که یک غذا متعلق به خانواده یا منطقه یا یک ملت است، گاهی به حقیقت تبدیل نمیشود — زمان میبرد تا بفهمی واقعیت چیست. شاید چون کودکی همهچیز را از بزرگترها پذیرفتهایم و آنها هم برایمان تعریف میکردند.
جزئیات فیلم تحسینبرانگیزند؛ بیشتر شبیه تماشای یک مستند است. اکثریت فیلم با روایت پسزمینه پیش میرود، و وقتی گاهی دیالوگهای مستقیم میان شخصیتها ظاهر میشود، مثل تغییر فاز روایت است — تغییری خوشایند که موضوع را جلو میبرد.
این فیلم بر پایه مانگای همنام و از ژانر «برشی از زندگی» است. واقعاً یک نمایش واقعگرایانه و کامل از زندگی روستایی ژاپن است. این قسمت اولین از دو فیلم «تابستان/پاییز» است و قسمت دیگر «زمستان/بهار» نام دارد. داستان از پایان بهار آغاز میشود، زمانی که مهگرفته و زمینها مرطوباند و موقع کشت برنج است. نیمی دوم مربوط به تابستان، مراقبت از محصولات و زمان برداشت است.
در طول این دورهها، موضوعات فرعی زیادی مطرح میشود: هر غذا طبق فصل و در دسترس بودن مواد محلی آماده میشود — مواد فصلی در منطقهای دورافتاده به نام «جنگل کوچک». اگر عاشق غذا هستید، هنگام تماشای فیلم چند بار آب دهانتان راه خواهد افتاد؛ اما مانند برنامههای آشپزی جزئیات کامل روش پخت نشان داده نمیشود. اگر آشپز خوبی باشید، خوششانسید و بیشتر مراحل را خودتان درمییابید.
بازیگر نقش اول درخشان بود و لوکیشنها فوقالعاده. هر چند دقیقه فیلم موضوع جدیدی را به شکل یک غذای تازه انتخاب میکند و جلو میرود؛ بنابراین ایچیکو، شخصیت اصلی، ابتدا مرموز به نظر میرسد اما با پیشرفت داستان رازهای کافی از زندگیاش آشکار میشود. پایان فیلم هم اشارهای تازه به حوادث گذشته او داشت که انتظار دارم در قسمت بعدی بیشتر پرداخته شود.
او تنها بود و این بهترین بخش داستان است؛ چون همه حرفهایش مستقیم با ما بود، نه گفتوگوی دو نفره. آشپزی برای دو نفر یا بیشتر همیشه کار سنگینتری است. گاهی زندگی وقتی تنها زندگی میکنی بسیار شاد است — نه همیشه، اما در دورهای که میخواهی خودت را کشف کنی. در این جنبه، فیلم در راه دنبال کردن خواستهها و اعتمادبهنفس ما تأثیر میگذارد.
این فیلم داستانی خطی و پیچیده ندارد؛ نباید هم انتظارش را داشته باشید. همانطور که گفتم، نیمهمستند است و آنچه میبینید شبیه زندگی واقعی است. مستندهای طبیعت معمولاً عالیاند، اما این اثر برای من از بسیاری از آنها بهتر بود — چون امروز بسیاری از مستندهای طبیعت بیش از حد ساختگیاند و برای جذب صحنههای حماسی به جلوههای مصنوعی متوسل میشوند.
این برنامه مثل تولیدات شبکههای بزرگ مستندسازی نیست، ولی در همان سطح قابل مقایسه است؛ همه چیز از پیش طراحیشده به نظر نمیرسد. فیلم، بستهای کامل از آشپزی، کشاورزی، فرهنگ و طبیعت است. نه تاریخنگاری است و نه صرفاً سرگرمی؛ همانطور که گفتم، یک اثر هنری. این فیلم حتماً «باید دید» نیست، اما چشمپوشی از آن پس از آشنایی با آن اشتباه خواهد بود—خصوصاً اگر طرفدار فیلم یا علاقهمند به ژاپن باشید.
امتیاز: 9/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران