هنر آشپزی در میان فصلهای مختلف
این فیلم، قسمت دوم اقتباس مانگا «جنگل کوچک» است؛ یکی از بهترین دوگانهها و از بهترین فیلمهای موضوعمحور غذا که تا به حال دیدهام. ساختار کلی مجموعه چهارفصلی است—تابستان، پاییز، زمستان و بهار—اما هر فیلم گویی دو قسمت را نشان میدهد که با یک مقدمه مشترک آغاز شده و سپس با سرراستی به سراغ موضوع میرود. میتوان این مجموعه را...
هنر آشپزی در میان فصلهای مختلف
این فیلم، قسمت دوم اقتباس مانگا «جنگل کوچک» است؛ یکی از بهترین دوگانهها و از بهترین فیلمهای موضوعمحور غذا که تا به حال دیدهام. ساختار کلی مجموعه چهارفصلی است—تابستان، پاییز، زمستان و بهار—اما هر فیلم گویی دو قسمت را نشان میدهد که با یک مقدمه مشترک آغاز شده و سپس با سرراستی به سراغ موضوع میرود. میتوان این مجموعه را نوعی مینیسریال دانست. نسخهای کرهای از این کار هم در دست ساخت بود.
این فیلم، دقیقاً همان اندازه درخشان است که قسمت قبلی بود و تماشای هر دو بهصورت متوالی برای درک بهتر روایت توصیه میشود.
زمستان؛ شاید برای ما فصل برفبازی، آدمبرفی ساختن یا لغزندگی جادهها باشد، اما فیلم نشان میدهد روستاییان در این فصل چه میکنند. ایچیکو برنامهٔ مشخصی دارد—هنر نگهداری و حفاظت از میوهها و سبزیجات و همینطور تهیهٔ غذاهای فصلی از آنها. نه همهچیز فقط فعالیتهای درونی است؛ استفاده از نعمتهای بیرونی مثل برف برای نگهداری مواد اولیه و کشتوکار قابل تحسین است. اهمیت فرهنگیِ گردهمآیی و تقسیم محصول نیز تصویری دیگر از زندگی روستایی ژاپن ارائه میدهد.
در برخی بخشها تمرکز از ایچیکو فاصله میگیرد و سایر شخصیتها برای مدتی پیشزمینه را در اختیار میگیرند که این کمی رمزآلود باقی میماند. فیلم هیچگاه خیلی وارد زندگی شخصی او—بهویژه رابطهاش با مادرش—نمیشود و روایت بهتدریج به سمت پایان پیش میرود بدون توضیح بیشتر.
«در برابر پروانههای سفید کلم بسیار مدارا میکنم، اما نسبت به کرمها هیچ رحمتی ندارم.»
بهار فصل رویش دوباره است؛ سفید و سرد جایش را به سبز میدهد و حیات گیاهی و جانوری رونق میگیرد. اما مشکل این است که همین موجودات زیبا از منظر کشاورزان آفت محسوب میشوند. ایچیکو خاطراتی از کودکیاش و تجربه با مادرش را بازگو میکند و میبینیم در موقعیتی مشابه مادرش، چگونه واکنش نشان میدهد.
از نظر محور غذایی، فیلم کاملاً رضایتبخش است: غذاها اشتهابرانگیزند، صحنهها خوشساخت و لذتبخش. اما داستان شخصی ایچیکو آنقدرها توضیح داده نمیشود. من گمان میکنم منبع اصلی (مانگا) دربارهٔ مادر او جزئیات بیشتری داشته باشد؛ مادری معمولی ولی آشپزی عالی که ایچیکو را الهام بخشیده است. یادآوری طعمی از کودکی و تلاش برای بازآفرینی آن—گاهی با تجربه کردن مواد تازه—محو تماشاگر میکند.
هر دو فیلم را دوست داشتم و دوست داشتم قسمتهای بیشتری میدیدم؛ چرا باید فقط دو فیلم باشد؟ کارگردانی عالی، فیلمنامهٔ خوشریخت و لوکیشنهای چشمنواز—چه از گرمای تابستان تا خنکی پاییز و زمستان و تازهگی بهار—دوران یکسالهٔ فصلها و سازگاری انسانها با تغییرات طبیعت بهخوبی تصویر شده است. کنارهموضوعها و زیرمجموعههای روایت هم ماهرانه در لایههای فیلم قرار گرفتهاند.
آنچه در این قسمت دیدم شبیه مستندی بود از زندگی واقعی در حاشیهٔ شهر؛ بازیها خوب و احساسِ مستندگونهٔ واقعی بودن برای من لذتبخش بود. از آنجا که مستندهای زیادی دربارهٔ ژاپن ندیدهام، این تجربه برایم بسیار دلپذیر بود. اگر به آشپزی علاقهمندید یا فقط از فیلمهای غذا-محور لذت میبرید، این مجموعه متفاوت و دیدنی است.
امتیاز: ۹/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران