" کلئو "، خواننده ی فرانسوی ست که از گرفتن نتایج آزمایشش از دکتر ترس دارد .او تصور می کند به سرطان مبتلا است و به زودی خواهد مرد.فیلم او را در خیابانهای پاریس دنبال می کند...
" کلئو "، خواننده ی فرانسوی ست که از گرفتن نتایج آزمایشش از دکتر ترس دارد .او تصور می کند به سرطان مبتلا است و به زودی خواهد مرد.فیلم او را در خیابانهای پاریس دنبال می کند...
هرگاه به فیلمسازان جالب دنیا فکر میکنم که تماشای آثارشان همیشه لذتبخش است، هر روز از خدا بابت آگنس واردا شکر میکنم. سالها پیش یک بستهٔ دیویدی «چهار فیلم از» او را داشتم که مدتها دست نخورده ماند و خودم هم دقیق نمیدانم چرا. شاید فکر میکردم فیلمهایش برایم هیجانانگیز نخواهند بود — مطمئن نیستم. من به فیلمهای خارجی و فرانسوی علاقه دارم؛ شاید هم...
هرگاه به فیلمسازان جالب دنیا فکر میکنم که تماشای آثارشان همیشه لذتبخش است، هر روز از خدا بابت آگنس واردا شکر میکنم. سالها پیش یک بستهٔ دیویدی «چهار فیلم از» او را داشتم که مدتها دست نخورده ماند و خودم هم دقیق نمیدانم چرا. شاید فکر میکردم فیلمهایش برایم هیجانانگیز نخواهند بود — مطمئن نیستم. من به فیلمهای خارجی و فرانسوی علاقه دارم؛ شاید هم بهخاطر اینکه او زن بود، این تردیدها داشتم. امیدوارم چنین باوری نباشد، اما صادقانه میگویم که گاهی از آغاز بررسی آثار کارگردانی که با من متفاوت است (زن، غیرانگلیسی، غیرکاکاوسی) دچار تردید میشوم؛ میترسم نتوانم کاملاً با دایرهٔ ارجاعات او همدلی کنم و بنابراین نتوانم تجربهٔ سینمایی را آنطور که باید درک یا لذت ببرم. وقتی شروع میکنم و اولین فیلمش را میبینم، مشکلی ندارم؛ اما رسیدن به آن نقطه برایم چالشبرانگیز است.
کتابخانهٔ دانشگاه دو فیلم نسبتاً جدید و مورد ستایش او، «برداشتگران و من» و دنبالش، را روی یک دیویدی داشت و یکی از منتقدان موردعلاقهام دربارهٔ یکی از آنها نوشتهای داشت؛ بنابراین آن مجموعه را دیدم؛ هر فیلم را در یک شب مجزا تماشا کردم و عاشق خودِ واردا شدم و فهمیدم آثارش اصلاً برایم چالشبرانگیز نخواهند بود. بعد از آن به بستهٔ دیویدیای که پیش از این برایم سنگین و نامأنوس بهنظر میرسید برگشتم و فیلمها را بهترتیب زمانی دیدم.
دومین فیلم آن مجموعه فوقالعاده بود؛ درواقع تمرینی سینمایی در زمان واقعی از زنی که منتظر نتیجهٔ نمونهبرداری است و نگران است که کیفیت زندگیاش دچار تهدید شود یا نه. همانطور که در تمام فیلمهای واردا تا آن زمان دیدهام، در این فیلم نیز سلیقهٔ تصویری خارقالعاده و روایت طبیعی و تأثیرگذاری وجود دارد و واقعاً مشخص است که واردا مردمان را دوست دارد و از زنده بودن شاد است؛ این احساس در همهٔ کارهایش دیده میشود. اگر با وضعیت مشابهی دستبهگریبان هستید و نسبت به آثار واردا مرددید، لطفاً به خودتان لطف کنید و دیگر تردید نکنید. از این زن استثنایی و آثارش در زمانی که هنوز زنده است قدردانی کنید؛ تجربهٔ شما هرگز مانند قبل نخواهد بود.
نوشتن یک نقد عینی دربارهٔ این فیلم واقعاً سخت است. چرا؟ چون شخصیت اصلی با همان نام فیلم — خوانندهای با بازی کورین مارشان — شخصیتی دارد که خیلی خوشایند نیست. او یک هیپوکندریاست که وسواس دارد فکر میکند ممکن است به سرطان مبتلا باشد. برای گرفتن نظر دوم به یک عارف مراجعه میکند و سپس ما بقیٔ عصر او را دنبال میکنیم در حالی که منتظر نتایج آزمایشهای پزشکی است. در بسیاری مواقع فیلم فرم شبیه به دفترچهٔ ویدیویی روزانه دارد و همین باعث میشود بخشهایی از آن اصلاً جالب نباشد؛ مثل بسیاری از روالهای روزمرهٔ ما، در آن چیز عجیب و غریبی در حال وقوع نیست.
او با معشوقش خوزه (خوزه لوئیس دِ ویلالونگا) ملاقات میکند، مردی کمهمدلی و آشنا به این رفتارها، و با سربازی بهنام آنتوان (آنتوان بورسِیلر) که جذب او شده ولی قرار است به الجزایر، که بهزودی مستقل میشود، اعزام شود. از سبک فیلمبرداری خوشم آمد؛ حالت صمیمیای دارد. موسیقی میشل لوگران (که خود او پیانو مینوازد) به غنای اثر میافزاید، اما در مجموع این فیلم اثری نسبتاً خشک و با رویکرد مشاهداتی از آگنس وارداست. اگر فرصت دیدن آن روی پردهٔ بزرگ را دارید، حتماً تلاش کنید — روی صفحهٔ کوچک ممکن است حفظ توجه بیننده سختتر باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران