این فیلم درباره رهبر بزرگ مواد مخدر است که یک مجرم فراری شده و اکنون قصد دارد به کمکی زنی تغییر جنسیت دهد تا از دست قانون فرار کند او سالها از بچه هایش دور است و حال پس از ۱۰ سال به عنوان خاله بچه ها پیش آن ها باز میگردد.
این فیلم درباره رهبر بزرگ مواد مخدر است که یک مجرم فراری شده و اکنون قصد دارد به کمکی زنی تغییر جنسیت دهد تا از دست قانون فرار کند او سالها از بچه هایش دور است و حال پس از ۱۰ سال به عنوان خاله بچه ها پیش آن ها باز میگردد.
"ریتا" (زوئی سالدانا) وکیلی در مکزیک است که حرفهایبودنش توجه قاچاقچی قدرتمندی به نام "مانیتاس" را جلب میکند. او همیشه زیر حفاظ و در حرکت است و عملاً تجارت مواد سنتتیک را کنترل میکند. مانیتاس چه چیز از ریتا میخواهد؟ وسوسهشده از پول زیاد، ریتا سفر خطرناکی به دیدار او میکند تا بفهمد. کافی است بگویم وقتی میفهمد او مصمم است زن شود، حسابی شوکه...
"ریتا" (زوئی سالدانا) وکیلی در مکزیک است که حرفهایبودنش توجه قاچاقچی قدرتمندی به نام "مانیتاس" را جلب میکند. او همیشه زیر حفاظ و در حرکت است و عملاً تجارت مواد سنتتیک را کنترل میکند. مانیتاس چه چیز از ریتا میخواهد؟ وسوسهشده از پول زیاد، ریتا سفر خطرناکی به دیدار او میکند تا بفهمد. کافی است بگویم وقتی میفهمد او مصمم است زن شود، حسابی شوکه میشود. حالا ریتا مأموریت فوقسرّی پیدا کردن جراحی است که بتواند مانیتاس را به امیلیا تبدیل کند. این کار نهتنها برای وکیل بسیار خطرناک است، بلکه برای گانگستر و خانوادهاش هم آسان نیست؛ آنها باید منتقل شده و قانع شوند که پدر دیگر نیست. آنچه در ادامه رخ میدهد، تابآوری هر دو شخصیت را میآزماید، بهویژه وقتی پدر سابق سختتر از آنچه انتظار دارد با از دست دادن همسرش جسّی (سلنا گومز) و دو فرزند خردسالش کنار میآید. آیا او میتواند برای همیشه از زندگی آنها دور بماند یا وسوسه بازگشت او را وادار به آشفتگی در خانواده میکند؟ داستان گاهی بیش از حد اپیزودیک است و شخصیتپردازیها در مواردی سطحی میماند که حیف است. با این حال کار کارلا سوفیا گاسکون بهعنوان قاتلی بیرحم که طی چهار تا پنج سال این تحول را پشت سر میگذارد، بسیار قوی و تأثیرگذار است. سالدانا هم با اجرای جذاب، نقش کسی را بازی میکند که شاید ایمانش به سازوکارها برای بهترکردن زندگی مردم عادی را از دست داده و رویکردی «درون خیمه دشمن» را اتخاذ میکند. فیلم پر از شمارههای موسیقایی است؛ بعضی از آنها در وارد کردن ظرافت، عشق، شهوت و خشم مؤثرتر از بقیهاند، اما بدانیم که خوانندگان فوقالعادهای اینجا نداریم. پایانبندی برای من کمی شتابزده و ضعیف بود، اما کلیت فیلم نوری تحریکآمیز بر نگرشها نسبت به تعیین هویت جنسی میاندازد و بهطور مهمتری فساد و ارزش اندک جان انسانها در کشوری که اغلب افراد برای دیگری کار میکنند را نشان میدهد. فیلم کمی بیش از دو ساعت است، اما وقتی ریتم میگیرد معطل نمیکند و تماشای نسبتاً خوبی است که به مسائل مهمی میپردازد و ارزش دیدن دارد.
اظهار این حقیقت که "شاه برهنه است" اغلب شجاعت عظیمی میطلبد، بهویژه در برابر جمعیتی که عمداً نابینا هستند. با این حال گاهی باید این گفته شود، و این دقیقاً درباره اثر تازه کارگردان اغلب مبالغهشده ژاک اودیارد صدق میکند. این فیلم بههمریخته نمیداند میخواهد یک موزیکال تند و تیز باشد (با آهنگها و موسیقی فراموششدنی)، یا کمدی نیمهکمپ (با کمبود واضحِ طنز اصیل اما روایت گاهاً خندهدار)، یا تریلر جنایی (که ضعیف و هرچه جلو میرود متظاهرتر، پرپیچوخمتر، غیرمعتبرتر و کمکشندهتر میشود)، یا رسالهای در باب بخشش و رستگاری که با تصنع سیاسی اشباع شده است. در اصل، این فیلم ماجراهای مانیتاس (کارلا سوفیا گاسکون)، یک رئیس کارتل مکزیکی، را دنبال میکند که میخواهد فرآیند تغییر جنسیت را انجام دهد تا زن درونش را آزاد کند، و توسط وکیلی که ظاهراً روشنفکر و خودرأی است (زوئی سالدانا) همراهی میشود—و او بهسرعت و بهظاهر بیفکر با وعدهای مالی به این همکاری تن میدهد. پس از عمل، امیلیا پرز که تازه پدیدار شده، از گذشتهاش—چه در رفتار حرفهای بیرحمانه و چه در ترک بچهها و همسر خودمحورش—پشیمان میشود (سلنا گومز در یکی از معدود نکات قابل تحسین فیلم بازی خوبی ارائه میدهد). اما این دگرگونی، هرچند تاحدی قابلفهم، عمدتاً باورپذیر نیست. و با توجه به طبیعت محکومکردنی و انتخابهای متناقض و گیجکننده شخصیتها، فهمیدن اینکه چرا باید کسی نسبت به آنها دلمشغول شود دشوار است. بخصوص درباره نقش اصلی که اعمالش کمتر باعث همدلی معنادار با افراد تراجنسی میشود. در تمام مدت، داستان با مجموعهای از شمارههای موسیقایی نامنظم و عمدتاً کمتأثیر تقویت میشود که به کلیت داستان چیز چندانی اضافه نمیکنند (میشد آنها را حذف کرد و فیلم جذابتر میشد). خلاصه اینکه محصول نهایی شبیه یک اپرای ایتالیایی اغراقشده با عناصری از آثاری چون "سیکاریو" و بعضی ملودرامهای ارزان مکزیکی است. اینکه این آشفتگی سینمایی تا این حد توجه و جوایز دریافت کرده برایم قابلفهم نیست، از جمله نامزدیهای متعددِ جوایز که تا حدی نامناسب به نظر میرسد. فریب جاذبههای ظاهری فیلم را نخورید؛ وقتتان را برای این اثر تلف نکنید.
آیا امیلیا پرز ریسکپذیرترین فیلم چند سال اخیر است؟ فیلمی اسپانیاییزبان از یک کارگردان فرانسوی درباره خشونت جنسیتی و فساد، با بازی یک بازیگر تراجنسی در نقش رئیس کارتل مکزیکی که خانوادهاش را ترک میکند، ناپدید میشود و تغییر جنسیت میدهد. همهچیز زیادی است. بله، فیلم نقدهایی را جذب کرده، اما روح امیلیا پرز با جسارت یک هنرمند کنجکاو که صداقت احساسی را بالاتر از همه چیز مینشاند میتپد. آیا میتوانی برای زندگی به عنوان خودِ واقعیات خانوادهات را رها کنی؟ چقدر یک فرد میتواند در عمق وجودش تغییر کند؟ آیا «گرگ» همچنان گرگ میماند؟ اودیارد پاسخ قطعی نمیدهد، اما شور و اشتیاق فیلم غیرقابلانکار است. امیلیا پرز نیرویی خالص است؛ طراحیشده تا از طریق قلب و ذهنمان را درنوردد و ما را تحت تأثیر قرار دهد.
چطور ممکن است یک ایرلندی-آمریکایی سفیدپوست بهتر از گویشوران اسپانیایی زبان بتواند اسپانیایی صحبت کند؟ و... یک موزیکال با متنهایی که «آلت تناسلی مرد» و «مهبل» را نام میبرد در حالی که تغییر جنسیت را تبلیغ میکند؟ آنچه داریم توهین به گویشوران اسپانیایی است، توهینی که مفهومی لاتینایکس را ترویج میکند که بسیاری از لاتینها رد میکنند، و سپس ضمائر «آنها/them» را ترویج میدهد که به گفته نویسنده، به کارزار سیاسی ضربه زد—طبیعتاً با این رویکرد نامزدهای اسکار هم زیاد میشود. اما نامزدیها به معنای خوببودن فیلم نیست. این فیلم آشغال است، واقعاً فیلم بدی است و برای گویشوران بومی اسپانیایی که این فیلم را به تمسخر گرفته و تحقیر کرده است متأسفم. البته این فیلم احتمالاً انبوهی نامزدی دریافت خواهد کرد چون خیلی «ووک» است. آنقدر «ووک» که احتمالاً در گیشه شکست میخورد.
'امیلیا پرز' فیلمی است که فکر میکردم کار نکند، اما بیش از دو ساعت تماشای آن برایم تجربهای مثبت بود. بخشهای موزیکال نیاز به عادت دارند و من کاملاً مجذوب اکثرشان نشدم، اما در حین تماشا اذیتم نکردند. بیتردید بهترین بخش برای من زوئی سالدانا است. او را در نقشهای زیادی دیدهام و از اجراهایش لذت بردهام، ولی این شاید بهترین بازیاش در میان یازده فیلمی باشد که من از او دیدهام—درخشان! همچنین از بازی کارلا سوفیا گاسکون و سلنا گومز خوشم آمد؛ مخصوصاً بازی گومز که طی سالها پیشرفت قابل توجهی داشته است. فکر میکنم اگر بازیگران تا این حد قوی نبودند، احتمالاً کمتر از این فیلم خوشم میآمد. الان همه جنجالهای اطراف فیلم را میبینم—چه آشفتگیای! بهخاطر همین کار را دوست دارم که سر و صدا را خاموش کنم و مثل کسی باشم که آرام غذایش را میخورد در حالی که اطرافش درگیری است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران