پدری تنها و درگیر با مشکلات به نام جری که پسرش جو را با عقاید جنبش شهروندان مستقل آشنا میکند و به او میآموزد که قوانین توهمی بیش نیستند و آزادی چیزی است که باید به چنگ آور
پدری تنها و درگیر با مشکلات به نام جری که پسرش جو را با عقاید جنبش شهروندان مستقل آشنا میکند و به او میآموزد که قوانین توهمی بیش نیستند و آزادی چیزی است که باید به چنگ آور
نمرهام ۸ از ۱۰ است؛ فیلم جذاب و تأثیرگذاری است و حتی میتوان گفت یکی از بهترین فیلمهای مستقل ۲۰۲۵ تاکنون. اما دیدنش سخت و تکاندهنده است. رفتار پدر با نوجوان فیلم به هرکسی که وجو داشته باشد احساس ناراحتی شدیدی میدهد؛ بسیاری از صحنهها میتوانند سوءاستفادهگرایانه توصیف شوند، هرچند نوجوان بهطور پنهانی تلاش میکند از تلهٔ پدر رهایی یابد و زندگی نوجوانانهای طبیعیتر را...
نمرهام ۸ از ۱۰ است؛ فیلم جذاب و تأثیرگذاری است و حتی میتوان گفت یکی از بهترین فیلمهای مستقل ۲۰۲۵ تاکنون. اما دیدنش سخت و تکاندهنده است. رفتار پدر با نوجوان فیلم به هرکسی که وجو داشته باشد احساس ناراحتی شدیدی میدهد؛ بسیاری از صحنهها میتوانند سوءاستفادهگرایانه توصیف شوند، هرچند نوجوان بهطور پنهانی تلاش میکند از تلهٔ پدر رهایی یابد و زندگی نوجوانانهای طبیعیتر را دنبال کند. این فیلم فیلمی نیست که بخواهید در یک روز آفتابی زیبا ببینید چون ممکن است حالتان را خراب کند، اما ارزش وقت گذاشتن را دارد.
همهچیز در فیلم از نظر فنی خوب است؛ بازیها عالیاند. فریادزدنهای خوبی هست، ولی کمی زیاد شده است. حس میکنم فیلم تلاش دارد مدعی جوایز شود یا دستکم در جشنوارههای مستقل توجه کسب کند. پسر تنها و مظلوم است؛ اتفاقات جالبی رخ میدهد، اما پایانبندی غیرضروری بهنظر میرسد. مشخص نیست داستان دربارۀ چه کسی است — من اصلاً برای آن مرد اهمیتی قائل نیستم. بازیها قابلتأملاند، اما روایت گاهی دچار اغتشاش میشود.
در زمانی که بیاعتمادی به مقامات رسمی رو به افزایش است، شکلگیری مقاومت سختگیرانه در برابر نظام قابلفهم است، بهویژه با توجه به رویدادهای اخیر. اما آیا این امر به افراد حق میدهد که بهصورت عمدی استانداردهای اجتماعی و حقوقی پذیرفتهشده را نادیده بگیرند و آنها را بهنفع تفسیرهای سؤالبرانگیز شخصیشان توجیه کنند؟ این موضوع تقسیمکننده است و اغلب به درگیریهای شدیدی میانجامد. این پرسشها در فیلم اولِ کریستین سوگل، بر پایهٔ پروندهای واقعی، مطرح میشود. این تریلر روانشناختیِ جناییِ جذاب، تیراندازی سال ۲۰۱۰ به دو افسر پلیس در وست ممفیس، آرکانزاس را در جریان یک ایست بازرسی که جری کین (با بازی نیک آفرمن)، عضو پرصدا و معتقد به مکتب «سُوارِن سیتیزِنز»، و پسر نوجوانش جو (جیکوب ترمبلی) درگیر آن بودند، روایت میکند. جری که سقّاف سابق و اکنون فعال منتقد حکومت است، سعی میکرد با نظریات حقوقیِ تهاجمی و بهدور از تفسیرهای معقول، دیگران را به باورها و اقدامات خود جذب کند. با وجود سابقهٔ قبلی و احساس رو به رشد ناامیدی، شرایط او انفجاری شد و نهتنها خودش بلکه پسر تأثیرپذیر و دربهدرشدهاش را نیز درگیر کرد؛ پسری که در تلاش بود فلسفهٔ پدر را، ترکیبی از مقاومت ساختگی، طرفداری افراطی از داشتن اسلحه و تفسیرهای کج از اندیشهٔ مسیحی، درک کند. این فیلمِ ۲۰۲۵ که شاید کمتر دیده شده باشد، تماشای سختی دارد، اما سؤالات نافذی دربارهٔ حدود افراط در هر دو سوی یک سکهٔ بارِ حساس مطرح میکند. دو اجرای برجسته اما کمی سایهافتاده از نیک آفرمن و نامزد جایزهٔ ایندیپندنت اسپیریت جیکوب ترمبلی در اینجا دیده میشود، همراه با اجراهای توانمند بازیگرانی چون دنیس کوئید، مارثا پلیمپتون و ننسی تراویس و فیلمنامهای مبتنی بر واقعیت که مخاطب را میخکوب و نگران میکند. شاید تکگوییها و استدلالهای پیچیده و مرموز شخصیت اصلی گاهی سختفهم باشد، اما همین نشاندهنده شدت و یکبعدیبودن عقاید رادیکال اوست، فارغ از اینکه برای اکثر ما غیرمعمول بهنظر برسد. افسوسآور است که این اثر شاید بهترین توصیفش این باشد که «فیلمی مختص زمانهٔ ما» است؛ تفسیر نگرانکنندهای از وضع موجود. اگر روزی قرار باشد شرایط بهطور معناداری تغییر کند، ابتدا باید خود را و باورها و اعمالمان را که ما را به آن سو میبرند بازبینی کنیم، مگر آنکه به هرجومرجی کشیده شویم که بازگشتی از آن نباشد.
آنچه در فیلم کریستین سوگل، «SOVEREIGN»، روی پرده نشان داده میشود تکاندهنده است، اما هراسآورتر این است که من شخصاً افرادی را میشناسم که باورها و ذهنیتِ ملیگرایانه و «سوارن» را در آغوش میکشند. تاریخ طولانی و ننگینی از نارضایتیهای داخلی آمریکا از تیموتی مکوی تا تد کاچینسکی همچنان نگرانیبرانگیز است و ما باید هوشیارتر باشیم. در فیلم سوگل اطلاعات کمی دربارهٔ چرایی گرایش شخصیت جری کین (با اجرای درخشان نیک آفرمن) به جنبشهای ضدمالیاتی (بهویژه حرکت پوسی کومیتاتوس) داده میشود؛ جز اینکه او مقاومت سرسختانهای نسبت به هر نوع اقتدار دارد و خود را در زبان حقوقی غرق کرده تا تعاملاتش با نمایندگان قانون را مبهم کند. زیر نگاه کنترلی و مراقبتآمیزِ جری، پسر او جو—که جیکوب ترمبلی در نقشی تقریباً غیرقابلتشخیص بازی میکند—در همهٔ جنبههای ضددولتی زیر تعلیم پدر است. با نزدیکشدن حکم مصادرهٔ ملک، سلسلهای از رویدادهای شوکهکننده رخ میدهد که بیننده را بیحس میکند. ترمبلی نقش پرندهٔ درقفس را بازی میکند؛ بیتردید اگر افراط پدر نبود، او نوجوانی طبیعی با رفتن به مدرسهٔ دولتی و آمادگی برای دانشگاه را تجربه میکرد، نه اینکه در خانهدرس بخواند و همراه پدر در سخنرانیهای کوچک در جنوبشرق آمریکا شرکت کند تا با شهروندان ناراضی دیگر دیدار و خشم آنها را نسبت به نهادهای محلی شعلهورتر کند. اما وقتی کار به اوج میرسد، تأثیر ویرانگر نفوذ والد بر کودک در این داستان تراژیکِ مبتنی بر واقعیتِ ۲۰۱۰ در وست ممفیس آشکار میشود و سؤالات بیشتری از پاسخها برجا میگذارد.
این فیلم مرا به یاد ارزیابی صریح شاعر انگلیسی قرن بیستم، فیلیپ لارن، دربارهٔ دامهای آسیبهای میاننسلی میاندازد. در شعر او آمده است:
«مادرت و پدرت تو را بههم میریزند.
آنها شاید مقصودش را نداشته باشند، اما میکنند.
خطاهایی را که خود داشتهاند در تو میریزند
و اندکی اضافی هم فقط برای تو میافزایند.
اما آنها هم نوبهٔ خود فاسد بودهاند
بهدست احمقانی با کلاه و پالتوی کهنه،
که نیمی از وقت محبِطِ خشکاند
و نیمی بر سر هم میتاورند.
انسان رنج را به انسان میسپارد.
این درد عمق مییابد چون سکوچهٔ ساحلی.
از زودترین زمان ممکن خارج شو،
و خودت بچهدار نشو.»
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران