من بزدل بودهام — و خوشحال نبودم.
بهترین تصویر سینمایی از رمان آ. ای. دابلیو. میسون همین است: قصهای هیجانانگیز و تأثیرگذار دربارهٔ یک نظامی که از سوی نزدیکترین مردمش بزدل خوانده میشود. هاوارد فِیوِرشم پس از دریافت چهار پر سفید بهعنوان نماد ترس و بزدلی، برانگیخته میشود تا در جنگ مهدی (سودان، ۱۸۹۵) خود را در نظر همردههایش بازخرید کند.
زولتان کوردا در ساخت فیلم همهچیز...
من بزدل بودهام — و خوشحال نبودم.
بهترین تصویر سینمایی از رمان آ. ای. دابلیو. میسون همین است: قصهای هیجانانگیز و تأثیرگذار دربارهٔ یک نظامی که از سوی نزدیکترین مردمش بزدل خوانده میشود. هاوارد فِیوِرشم پس از دریافت چهار پر سفید بهعنوان نماد ترس و بزدلی، برانگیخته میشود تا در جنگ مهدی (سودان، ۱۸۹۵) خود را در نظر همردههایش بازخرید کند.
زولتان کوردا در ساخت فیلم همهچیز را بهکار گرفته است.
سال ۱۹۳۹ سالی درخشان برای سینما بود و میتوان آن را شاید بزرگترین سال سینما دانست. دوستداران فیلمهای اکشن و ماجراجویی در آن سالها با آثاری چون «بو ژست»، «گانگا دین» و «چهار پر» حسابی سیر شدند. این فیلم تولیدی درجهیک و جلوهای تکنیکلر از دلاوری و آیینهای مردانگی مثل شجاعت و افتخار است. شاید امروز برخی از شور و شوق امپریالیستی فیلم خرده بگیرند و برخی شیوههای شخصیتپردازی را محصول زمانه بدانند، اما با چنین مهارت سینمایی—از کارگردانی، بازیگری، طراحی لباس، فیلمبرداری تا موسیقی—این اثر نمونهای خالص از سینمای کلاسیک است. صحنههای نبرد پایانی کیفیت بالایی دارند.
این فیلم یکی از چند اقتباسی است که از رمانی با زمینهٔ تاریخی فتح انگلو-مصری سودان ساخته شده است. فیلم بهخوبی کارگردانی شده و برای زمان خود، یک «ابرپروژه» بهشمار میرفت؛ تولیدی پرزحمت و پرهزینه که ممکن است یکی از بهترین اقتباسها از رمان باشد و درعینحال ناعادلانه تا حدی فراموش شده است.
برای توضیح زمینهٔ تاریخی: استعمار داخلی قارهٔ آفریقا عمدتاً پس از کنفرانس برلین در ۱۸۸۵ آغاز شد. کشورها برای تعیین حقوق و مرزها و بهرهبرداری از مناطق آفریقا رقابت کردند؛ در نگاه آن دوران، حقوق قبایل بومی ارزشی نداشت و آنها را «وحشی» میپنداشتند—نگاهی امروز غیرقابلپذیر اما در بستر آن زمان قابلفهم. نتیجهٔ این رقابتها فرستادن اردوهای اکتشافی و نظامی بود. بریتانیا که خواهان پیوند سرزمینهای بین قاهره و کیپ تاون بود، عملاً کنترل مصر را در دست گرفت. در سال ۱۸۸۱، کنترل سودان به جنبش اسلامیای بهسرکردگی مردی خودخوانده به نام «مهدی» سپرده شد و مخالفتها و حملات متعدد منجر به مرگ ژنرال چارلز گوردون شد.
فیلم با این پسزمینهٔ تاریخی آغاز میشود. هنگامی که یک عملیات نجات برای سودان آماده میشود، قهرمان داستان، هری فِیوِرشم، از خدمت در رِژیمتی که در آن افسر است استعفاء میخواهد. او هرگز نخواسته بود سرباز شود؛ پدرش او را مجبور کرده بود و پس از مرگ پدر، از آن تکلیف رهایی مییابد. اما همرزمان و نامزدش این تصمیم را درک نمیکنند و فِیوِرشم چهار پر سفید—نشانهٔ بزدلی—دریافت میکند. نامزدیاش با دختر یک ژنرال بازنشسته به هم میخورد. او در پاسخ تصمیم میگیرد مخفیانه همکارانش را تا بیابان دنبال کند و همراه آنها خطرات مأموریت را به جان بخرد تا آبروی خود را بازستاند.
جان کلمنتس در نقش اصلی بسیار خوب است؛ شخصیتی نجیب و سخاوتمند میبخشد که همزمان جوانی و شجاعتی را کشف میکند. رالف ریچاردسون، جک آلن و دونالد گری در نقش افسران بریتانیایی که رفتار قهرمان را محکوم میکنند، بینقصاند. جون دوپریز نقش کمی دارد ولی همان مقدار هم خوب ایفا شده است.
از نظر فنی باید به کارگردانی کوردا اشاره کرد که با همکاری نزدیک برادرانش این پروژه را ساخته است. فیلمبرداری باشکوه و رنگها با روشنی و شدتشان چشمنوازند. دقت و وسواس کارگردان به دقت تاریخی کمک زیادی کرده و یکی از دلایل تصمیم او برای فیلمبرداری صحنههای جنگ در سودان، نزدیک به مکانهای واقعی درگیریها بوده است. در منابع آمده که او با کسانی که در آن رویدادها حضور داشتند ملاقات کرده، آموزشهای نظامی دوران را به بدلها داده و حتی از سربازان واقعی ارتش بریتانیا در صحنهها استفاده شده است. سِتها، لباسها، آکسسوارها و تسلیحات با حساسیت بازسازی شدهاند تا تا حد ممکن وفادار به واقعیت باشند. البته نقصهایی هم هست که کماهمیتند. افزون بر اینها، موسیقی متن اثر که توسط میکلوش رزّا ساخته شده شایستهٔ تحسین است.
خلاصهٔ داستان: یک افسر بریتانیایی (جان کلمنتس) به خدمت ارتش کیچنر احضار میشود تا به انتقام شکست ژنرال گوردون در سودان بپردازد. اما او عاشق نامزدش (جون دوپریز) است و بهخاطر خانوادهاش ترجیح میدهد زندگی خانوادگی را بر حرفهاش مقدم بدارد؛ تصمیمی که به بزهدیدگی او میانجامد—نامزد و سه تن از نزدیکترین همراهانش او را بزدل میپندارند و با اعطای پر سفید به او بیاعتباری میدهند. او برای اثبات خود مخفیانه همراه رفقایش به بیابان میرود و در کنار آنها خطرات مأموریت را شریک میشود. کورداها بار دیگر مجموعهای از بازیهای قوی و داستانی رنگارنگ و خوشریتم دربارهٔ اراده و خیانت ارائه میدهند که آمیخته با اندوهی نیز هست. میتوان گفت این نسخه بهخوبی نسخهٔ ۱۹۲۹ مریَن سی. کوپر است. و در پایان چشم از جان لوری در نقش «خلیفه» بر ندارید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران