لیزا دانشجوی تبادل در لندن است. رابطهاش با مت فوریت زودگذری دارد. آنها انگار در یک ماهعسل طولانی و غیررسمی بهسر میبرند؛ میبینیم که میرقصند، آبجو مینوشند، مواد مخدر مصرف میکنند، با هم وقت میگذرانند، گفتگوهای بیاهمیتی دارند و بیش از همه به کنسرتهای راک میروند (هر نه ترانهای که عنوان فیلم را تشکیل میدهد بهصورت زنده اجرا میشود) و با هم رابطهٔ جنسی دارند...
لیزا دانشجوی تبادل در لندن است. رابطهاش با مت فوریت زودگذری دارد. آنها انگار در یک ماهعسل طولانی و غیررسمی بهسر میبرند؛ میبینیم که میرقصند، آبجو مینوشند، مواد مخدر مصرف میکنند، با هم وقت میگذرانند، گفتگوهای بیاهمیتی دارند و بیش از همه به کنسرتهای راک میروند (هر نه ترانهای که عنوان فیلم را تشکیل میدهد بهصورت زنده اجرا میشود) و با هم رابطهٔ جنسی دارند (نحوهٔ نزدیکیِ مت و لیزا همانطور صمیمی و واقعی است که حرف میزنند؛ یعنی مثل آدمهای واقعی نه شخصیتهای فیلم).
برهنگی نسبتاً فراوانی وجود دارد و رابطهٔ جنسی گاه احتیاطآمیز، گاه پرشور و اغلب بیمهار و تجربی است — همزمان صریح و غیرشبیهسازیشده است (و باید اضافه کنم که با رعایت ایمنی). در عین حال، آهنگها — که همه جز یکی از گروههای ایندی، گاراژ و پانک هستند (از جمله Black Rebel Motorcycle Club، Elbow، Primal Scream و دیگران) — خام و بیپیرایهاند؛ حالت زندهٔ اجرا به آنها میآید (طول کوتاه فیلم، کمی بیش از یک ساعت، نیز به روحیهٔ مینیمالیستی پانک وفادار است).
سکانسهای جنسی پس از اجراهای موسیقایی میآیند و در حداقل یک مورد تا حدی با آنها همپوشانی دارند تا جایی که در یک اوج سمعیـبصری به هم میرسند؛ در اینجا عمل جنسی و اجرای موسیقی در هم یکی میشوند و پیوند نامحسوسی را که همیشه بین سکس و راکاند رول بوده، عینیت میبخشند. با اینکه مت و لیزا تنها شخصیتهایی هستند که دیالوگ و فردیت دارند، کارگردان مایکل وینترباتم آشکار میکند که رابطهٔ آنها فقط جنسی نیست؛ همانطور که وقتی دو نفر عاشق هم میشوند (یا خیلی همدیگر را دوست دارند)، عاشقان احساس میکنند تنها دو نفر روی کرهٔ زمین هستند، احساسی که جمع بینامونشان تماشاگران کنسرت فقط آن را برجسته میکند.
مت یخشناس است و فوریتی که در شور او نسبت به لیزا میبینیم در مقابل بیزمانیِ قطب جنوب («خاطرهٔ سیاره») قرار میگیرد؛ از آن دیدگاه است که او به رابطهٔ خود بازمینگرد. پس از یک سال، لیزا به ایالات متحده برمیگردد و آنها بیآنکه خداحافظی طولانیای داشته باشند از هم جدا میشوند. این پایان خوش بیشترین واقعگرایی را در میان پایانهای یک رابطه دارد، چون همانطور که میدانیم، مرحلهٔ ماهعسل پایدار نیست و با گذشت زمان حتی سکس هم میتواند تبدیل به کاری عادی و یکنواخت شود — چیزی شبیه اجرای همان آهنگ هر شب.
و البته، بعد از مدتی، با وجود تنوع موسیقایی و جنسی — که شامل عمل دهانی، استمناء، استفاده از چشمبند، بستن دستها، نزدیکی دستی یا بهنوعی فشار با پا (اگرچه برای این شیوه اصطلاح دقیقتری نیافتم) و رابطهٔ واژینال است — ساختار فیلم در پایان تا حدودی تکراری میشود، هرچند زمان کوتاه فیلم مانع از آن میگردد که یکنواختی بهطور غیرقابلتحملی برسد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران