یک ورزشکار جوان وقتی از او دعوت میشود تا با یک قهرمان افسانهای تمرین کند، وارد دنیایی از وحشت میشود، قهرمان افسانهای که کاریزمای او به چیزی تاریکتر تبدیل میشود...
یک ورزشکار جوان وقتی از او دعوت میشود تا با یک قهرمان افسانهای تمرین کند، وارد دنیایی از وحشت میشود، قهرمان افسانهای که کاریزمای او به چیزی تاریکتر تبدیل میشود...
تهیهکننده، نویسنده و کارگردان جردن پیل خیلی زود شهرتی در تولید فیلمهای وحشت/تریلر روانشناختی بهدست آورده که بیتردید مرزهای این ژانرها را جابهجا میکنند و آثاری برخلاف هر چیزی که اغلب تماشاگران دیدهاند ارائه میدهند. در این مسیر، آثارش اغلب حاوی مقدار زیادی مطلباند که بینندگان خروجی از سینما باید روی سطوح گوناگون پردازش کنند. در جدیدترین تجربه او که پیل بهعنوان تهیهکننده حضور دارد...
تهیهکننده، نویسنده و کارگردان جردن پیل خیلی زود شهرتی در تولید فیلمهای وحشت/تریلر روانشناختی بهدست آورده که بیتردید مرزهای این ژانرها را جابهجا میکنند و آثاری برخلاف هر چیزی که اغلب تماشاگران دیدهاند ارائه میدهند. در این مسیر، آثارش اغلب حاوی مقدار زیادی مطلباند که بینندگان خروجی از سینما باید روی سطوح گوناگون پردازش کنند. در جدیدترین تجربه او که پیل بهعنوان تهیهکننده حضور دارد و نگارش و کارگردانی را به جاستین تیپینگ سپرده است، تولد اثری دیگر در همان مسیر پروژههای قبلی مثل «Get Out» (۲۰۱۷)، «Us» (۲۰۱9) و «Nope» (2022) را شاهدیم — اما اینبار با شدت بیشتر و نیشِ تندتری. «Him» داستان کامرون کید (تایریک ویتِرز)، ستاره آینده فوتبال آمریکایی که بسیاری او را کوارتربک بزرگِ بعدی میدانند، را روایت میکند. آیندهاش روشن بهنظر میرسد تا اینکه در پی حادثهای مرموز و آسیبزننده به سر، از دست یک طرفدار پریشانحال، همهچیز تغییر میکند. برای بازیابی مهارتها و احیای حرفهاش، او زیر نظر ایسایا وایت (مارلون ویانس)، کوارتربکی که تیمش را به هشت قهرمانی رسانده اما اینک درباره بازنشستگی مردد است، قرار میگیرد. اما وقتی شاگرد در حال بهبود تحت سرپرستی این اسطوره قرار میگیرد، چیز بیشتری از آنچه تصور میکرد مییابد: دنیایی پر از جاهطلبی افراطی، بازیهای روانی، حسادت حرفهای و فرهنگی بیمارگونه که با خوشحالی و بیرحمانه خشونتهای فلجکننده را ستایش میکند. با در نظر گرفتن وضعیت روانی شکنندهٔ کام پس از آسیبدیدگی و هجوم پیامهای متضاد، حقههای ذهنی و رخدادهای عجیب که مرز میان واقعیت و وهم را میلغزانند، او برای درک همهچیز دستوپا میزند؛ بهخصوص وقتی باید تصمیم بگیرد که دنیایی را که وارد آن شده بپذیرد یا کنار بگذارد. وجودش دچار سورئالیزم، سردرگمی و پیش از همه اضطراب میشود. او باید تصمیمات بزرگی بگیرد — اگر اصلاً در این شرایط قادر باشد درست فکر کند. اما فیلم فراتر از تلاش کام برای حفظ سلامت روان در برابر بدخواهی، گَسلایت کردن و انگیزههای مشکوک مربیاش است؛ این اثر همچنین بیانیهای قوی درباره فرهنگِ خونینِ ورزشِ فوتبال و راهی است که جامعه آن را تا حد یک فرقهٔ مذهبی منحرف ستوده است. راوی پر از نمادهای تهدیدآمیز کتابمقدس و شیطانی است، نمادهایی که بهگونهای متناسب با ذات دنیای فوتبال حرفهای و جایگاه والا و کنونی آن در جامعه تبیین شدهاند. با اینحال، کنجکاوکننده است که فیلم برای اثبات دیدگاهش بین تصاویر بسیار جدی و بازهمزمانبندیهای هجوآمیزِ شَرورانهای که جدیت را میشکنند، نوسان میکند؛ تعادلی ظریف از حالات که بیننده را دربارهٔ آنچه واقعاً در جریان است مردد نگه میدارد. در این مسیر، فرصتی بینقص برای ویانس فراهم شده تا تواناییهای بازیگری خود را نشان دهد؛ توانایی او در تغییر لحظهای حالات و اجرای بیزحمت واقعاً چشمگیر است. اگر اینها را با ریتم تند فیلم، تدوین تیز، تصاویر خیرهکننده و طراحی تولیدِ متنوع جمع کنید، با یک ترن هوایی سینمایی روبهرو میشوید که احتمالاً تا پایان تیتراژ شما را شورانگیز، خسته و ناآرام خواهد کرد. حالا این بدان معنا نیست که فیلم بینقص است. داستان گاه بیشازحد شلوغ و تا حدودی پریشان است (بدون شک برای انتقال حس بودن در ذهنِ کام در این شرایط)، و پیامهای گوناگونش گهگاه بیشازحد واضح و سنگیناند. با این حال، حتی اگر «Him» کامل نباشد، باید از تلاش تیپینگ و پیل برای دمیدنِ روحی تازه به ژانری که اخیراً پر از آثار کممایه و ناتمام شده تقدیر کرد؛ و من این اثر را هر روز به یکی از همنسلهای کمجانِ خود ترجیح میدهم.
باز هم آشغال نژادپرستانه از جردن «نئونازی» پیل. اینبار کاملاً هیچ ویژگی قابل دفاعی ندارد. او یا باید بعد از «Get Out» کار را کنار میگذاشت یا میرفت تحت درمان تا نژادپرستیاش را برطرف کند تا باقیماندهی استعدادش را نابود نکند. تحملناپذیر، بد، کسلکننده، نژادپرستانه، زززززز…
فیلم با صحنهای آغاز میشود که پسر جوانی به صفحهٔ تلویزیون خیره است و قهرمان فوتبال آمریکاییاش، «ایسایا» (مارلون ویانس)، در تلاش برای ثبت رکوردهاست. در همان بازی او مصدوم میشود و سپس پای زمان میکشیم تا آن پسر حالا خود تبدیل به ستارهای جوان (تایریک ویتِرز) شده باشد. بعد از اینکه بهطرز خشنی به سرش ضربه وارد میشود و دچار ورم مغزی میشود، قهرمانش او را به کمپ زیرزمینی خود در بیابان دعوت میکند، جایی که مشخص میشود نهتنها او سالها پیش بهطرز مرموزی از مصدومیتِ میدانیاش بهبود یافته، بلکه بعدها به اسطورهای در ورزشش بدل شده است. «کَم» از این فرصت جدید گیج است، اما وقتی با بتش، همسر عجیب او و پزشک-مربی مرموزشان آشنا میشود، بیش از آنچه در ظاهر دیده میشود متوجه میشود؛ چیزهایی فراتر از حمامهای یخ و تمرینهای معمول. در ابتدا فکر میکردم شاید عنصری از وحشت باشد؛ شاید چیزی شبیهِ آن ترانهی چارلی دنیلز؟ بعد گمان کردم فقط بهانهای است برای نشاندادن مردان خوشتیپ که با تعریق میدرخشند و همدیگر را روی زمین ورجهورجه میکنند؟ سپس فکر کردم که فراموش کردهام شیر بخرم — و آنجا بود که فهمیدم اصلاً نمیدانم دارم چه میبینم و چرا. البته حس «سخت کار کردن برای لذت بردن» و تعهد و پایداری لازم برای پیشرفت را داریم، اما در فیلم نه قصهٔ قابلتوجهی هست و نه توسعهٔ شخصیتها؛ و وقتی برای دهمین بار ویتِرز را با حوله دیدید، حتی آن جذابیت هم کمکم رو به زوال میرود. این یک قطعهٔ سینمایی ناامیدکننده و خودپسند است که به شکلی احمقانه به نقطهٔ اوج میرسد و من را سرد گذاشت. شاید حال و هوای من مناسب نبود، اما این نود دقیقه را هدر رفته دانستم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران