امیدی برای پرواز و شروع دوباره زندگی در میان غم
گاهی دوست داشتیم فیلم را دوست داشته باشیم؛ چون الهامبخش بود، مناسب خانوادهها، بازیگران و اجراهای خوبی داشت و از این قبیل. اما چیزی مانع میشد — نه از سر نفرت، بلکه از سوی دیگرِ عدمجذابیت: یعنی شیرینی و مهربانیِ بیش از حد و پر بودن از کلیشهها. این فیلم استرالیایی یکی از آنهاست: ایدهای خیلی...
امیدی برای پرواز و شروع دوباره زندگی در میان غم
گاهی دوست داشتیم فیلم را دوست داشته باشیم؛ چون الهامبخش بود، مناسب خانوادهها، بازیگران و اجراهای خوبی داشت و از این قبیل. اما چیزی مانع میشد — نه از سر نفرت، بلکه از سوی دیگرِ عدمجذابیت: یعنی شیرینی و مهربانیِ بیش از حد و پر بودن از کلیشهها. این فیلم استرالیایی یکی از آنهاست: ایدهای خیلی خوب دارد و قطعاً بهویژه برای کودکان و خانوادهها پیشنهادش میکنم، اما همهچیز بهنظر ساده و بدون غافلگیری میآمد.
تا حدی بر اساس واقعیت. پسرکی به نام دیلان که در پرت، ایالت استرالیای غربی، همراه پدرش زندگی میکند، استعدادش را در ساخت و پرتاب هواپیماهای کاغذی کشف میکند. بهزودی تمرکزش را به سطح حرفهای میبرد و میخواهد در رقابتهای جوانان شرکت کند تا کشورش را در قهرمانی جهان در توکیو نمایندگی کند. اینکه این موفقیت غیرمنتظره تا کجا او را میبرد و چگونه به ترمیم خانوادهای داغدیده کمک میکند، مضمون کلی داستان است.
از همان آغاز میتوانی حدس بزنی چه اتفاقاتی قرار است رخ دهند، پس لو دادن یا خلاصه داستان چندان آزاردهنده نیست. حتی شخصیتها هم طوری طراحی شدهاند که پیشبینیپذیر باشند: دوستی پسر با یک شاهین برای این تم خاص تصادفی نیست و پدربزرگش خلبان جنگ جهانی دوم بوده است. در آن نقطه تا حدی علاقهام را از دست دادم، اما نتوانستم از این فیلم کوچک، بامزه و نادر متنفر شوم. ادامه دادم چون شجاعت و شور پسر درباره هواپیماهای کاغذی فقط برای خودش نبود؛ او برای همه اطرافیانش فرصتی برای تغییر به وجود میآورد.
«خب، این نصیحت من است: هر چیزی که پرواز میکند را مطالعه کن. (تق انگشت)»
فیلم رگههای فرعی زیادی دارد. مبارزه با زورگویی یکی از بهترين عناصر بود و سه نوع دوستی متفاوت — دوستی با پسر همسایه، دختری از رقابتها و یک پرنده — خوب شکل گرفتهاند. پدر تا حدودی افسرده و الگوی بدی نشان میدهد، اما دلیلی موجه برای آن وجود دارد؛ تقریباً هر اقدام پسر بهگونهای متوجه پدر است تا او را دوباره به زندگی بازگرداند. نقش پدر را سم ورتینگتون بازی میکند؛ هرچند نقش او نسبت به جایگاه ستارهایاش کماهمیت است، حضورش اما به ارزش بازاریابی فیلم کمک میکند و در مجموع عملکردش قابل قبول است.
اما چیزی که واقعاً نتوانستم بپذیرم نبودِ واقعگرایی در پرواز هواپیماهای کاغذی بود. دیگر مثل پنجاه سال پیش نیست؛ امروز در تولیدات از CGI بسیار خوبی استفاده میشود و نمیتوان واقعیت را نادیده گرفت و به اغراق روی آورد. این شیوه برای فیلمهای تجاری جواب میدهد، اما این فیلم از آن دست نبود. هدفش تشویق کودکان بود و تا حدی در این زمینه موفق بوده و ارزشمند است. نه بهترین فیلم کودکانه و نه بهترین فیلم استرالیاییای بود که این فصل دیدهام، اما با وجود احساسات مخلوطی که داشتم، از تماشای آن لذت بردم و امیدوارم نظر شما با آنچه در این نقد گفتم متفاوت باشد.
۶/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران