انسان همیشه آرزوی تسلط بر جهان و سایر گونهها را داشته است.
در دوازده ماه گذشته فیلم چینی یا هنگکنگی ندیده بودم، اما خیلی درباره این فیلم شنیده بودم که پرفروشترین فیلم داخلی چین بوده است. از همان زمان برنامه دیدنش را گذاشتم و با انتظاری بالا رفتم سراغش. از کودکی فیلم تماشا میکنم و بعد از «دو برج» علاقهام به سینمای فانتزی جدیتر شد؛ بنابراین...
انسان همیشه آرزوی تسلط بر جهان و سایر گونهها را داشته است.
در دوازده ماه گذشته فیلم چینی یا هنگکنگی ندیده بودم، اما خیلی درباره این فیلم شنیده بودم که پرفروشترین فیلم داخلی چین بوده است. از همان زمان برنامه دیدنش را گذاشتم و با انتظاری بالا رفتم سراغش. از کودکی فیلم تماشا میکنم و بعد از «دو برج» علاقهام به سینمای فانتزی جدیتر شد؛ بنابراین پیش از بیطرف شدن، طرفدار آثار فانتزی هستم و گاهی مثل این فیلم خیلی مشتاق میشوم.
امروزه ژانرهای مختلفی مثل زامبی، ابرقهرمان، خونآشام، گرگینه، بیگانه و ربات برای ساخت فیلم سرگرمکننده وجود دارند، اما نیمههزار سال پیش که هنوز سینما نبود و فقط ادبیات و نمایش صحنهای بود، تمها بیشتر در قالب خیر و شر، خدا و شیطان، انسان و هیولا بودند. با پیشرفت جلوههای ویژه، سازندگان فیلم دنبال ورود به این ژانرها شدهاند؛ نتیجهاش رقابت جذابی بین علمیتخیلی و فانتزی است که برای علاقمندان فیلم مثل من دلپذیر است.
اولین تأثیر از فیلم پوسترهایی بود که شبیه نقاشیهای سنتی چینی طراحی شده بودند. تریلر هم قابل قبول بود؛ در آغاز از کاراکترهای CGI در کلیپها راضی نبودم، اما هنگام تماشای فیلم کامل، جلوهها خیلی بهتر به نظر آمدند. از نظر بصری یکی از بهترین فیلمهای ماندارین است. با اینکه در گیشه رکورد زد، بودجه فیلم پس از جنجال مربوط به مصرف مواد بازیگر اصلی که بعدها جایگزین شد و صحنههای او دوباره فیلمبرداری و جلوههای ویژه بازسازی شد، دو برابر شد.
«هیولاها حیلهگرترین موجوداتند؛ در پوست انسان پنهان میشوند، مثل انسان لباس میپوشند و به زبان انسان سخن میگویند.»
کارگردان پیش از این تجربهای در پروژههای هالیوودی داشت. این فیلم عملاً نخستین تجربه کارگردانی مستقل و اولین تجربهاش در هدایت یک فیلم زنده بود و در اجرا موفق عمل کرده است. از نظر داستانی اما تا حدودی ناامیدکننده است؛ روایت خطی و کلیِ آشنایی است که از ابتدا در سینما وجود داشته: داستان در چین باستان میگذرد، زمانی که انسان و هیولاها کنار هم زندگی میکردند و سپس برای تسلط بر هم وارد جنگ شدند. مرزی میان این دو جهان کشیده شد که قرنها آرامش را برقرار کرد تا اینکه در یک روز کودتایی در میان هیولاها رخ میدهد و دوباره تقابل آغاز میشود، وقتی چند هیولا به سوی انسانها میگریزند. بقیه فیلم پر از اکشن، ماجراجویی و سرگرمی است.
نکتهای که جالب بود، شباهت ضمنی وضعیت فیلم به بحران مهاجرت در اروپا: افرادی که از جنگ فرار میکنند مورد خوشامد تعداد کمی از مردم محلی قرار نمیگیرند و این به خشونت در اردوگاههای پناهندگان منجر میشود. در این فیلم هم بدون اینکه خودشان بخواهند، وضعیتی مشابه میان انسان و هیولا ایجاد میشود.
فیلم برای کودکان و بزرگسالان است، اما صحنههایی مانند کشتن و پختن هیولاهای بامزه حس تردید در من ایجاد کرد. در کنار اینها یک زیرخط عاشقانه هم هست و بازیگر زن (بای بایه) بسیار دوستداشتنی ظاهر شده. آثار این منطقه معمولاً یادآور هنرهای رزمیاند، اما از آنجا که کارگردان در پروژههای «شرک» هم همکاری داشته، تأثیراتی از سینماهای دیگر هم در فیلم مشهود است. موضوع «پوست انسان» مرا یاد «مردان سیاهپوش» و نماهای موزیکال فیلمهای هندی انداخت. طنزها و بدلکاریهای هیجانانگیز که بین بازیگران واقعی و CGI اجرا میشود، از نقاط قوت فیلماند.
برخی نکات منطقی ندارند، اما در آثار فانتزی این موارد را نمیتوان لزوماً ضعف دانست؛ با این حال نیاز به توضیح دارند، بهخصوص وقتی داستان از اساطیر فرهنگی دیگری الهام گرفته شده که در اینجا کمی نامنسجم درآمده است. در مجموع فیلم از حیث سرگرمی و کیفیت پذیرفتنی است، اما بیشتر یک فیلم خانوادگی است تا اثری ویژه نوجوانان. با توجه به موفقیت عظیم، دنبالهای احتمالی در راه است؛ اگر نسازند برایشان ضرر خواهد بود. برای مخاطبان خارجی، بهویژه در غرب که با این گونه موضوعات آشنا هستند، ممکن است فیلم بهعنوان اثری متوسط ارزیابی شود. به هر حال، فیلم را به کسانی که از کمدیهای فانتزی لذت میبرند توصیه میکنم.
۷.۵/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران