داستان الینور که پس از یک فقدان ویرانگر، برای شروعی تازه به نیویورک نقلمکان میکند، او در آنجا با یک دانشجوی ۱۹ ساله آشنا میشود و یک دوستی غیرمنتظره میانشان شکل میگیرد.
داستان الینور که پس از یک فقدان ویرانگر، برای شروعی تازه به نیویورک نقلمکان میکند، او در آنجا با یک دانشجوی ۱۹ ساله آشنا میشود و یک دوستی غیرمنتظره میانشان شکل میگیرد.
فیلمی عالی و اشکآور.
غم یکی از آن موضوعات تابوست که بسیاری از ما از صحبت دربارهاش طفره میرویم؛ اما اگر به آن نپردازیم، ممکن است بار سنگینی بر دوش بگیریم که رها شدن از آن دشوار است. این موضوع بهویژه برای کسانی که با از دستدادنهای ویرانکننده یا تجربههای تراوماتیک مثل شاهد یا بازمانده هولوکاست روبهرو بودهاند، صدق میکند. این تراژدیهای انسانی دردناک، میان گروهی...
فیلمی عالی و اشکآور.
غم یکی از آن موضوعات تابوست که بسیاری از ما از صحبت دربارهاش طفره میرویم؛ اما اگر به آن نپردازیم، ممکن است بار سنگینی بر دوش بگیریم که رها شدن از آن دشوار است. این موضوع بهویژه برای کسانی که با از دستدادنهای ویرانکننده یا تجربههای تراوماتیک مثل شاهد یا بازمانده هولوکاست روبهرو بودهاند، صدق میکند. این تراژدیهای انسانی دردناک، میان گروهی از افراد زخمی اما به هم مرتبط، در فیلم قابلتأملِ کارگردانی شده توسط اسکارلت جوهانسون بهخوبی به تصویر کشیده شدهاند.
الینور نود و چهار ساله (با بازی جون اسکوئیب) پس از مرگ دوست و همخانهاش بسی (ریتا زوهار) به نیویورک بازمیگردد تا پیشِ دخترش لیسا (جسیکا هکت) زندگی کند. لیسا بهخاطر شغل تماموقت نمیتواند مادر را تنها بگذارد و او را در فعالیتهای مرکز جامعهٔ یهودی ثبتنام میکند. بهطور اتفاقی الینور وارد جلسهای از گروه حمایت بازماندگان هولوکاست میشود؛ در حالی که خودش تجربهٔ آن رویدادها را نداشته، اما بسی داستانهایش را برای او تعریف کرده بود. الینور که از گرمی پذیرش گروه غافلگیر میشود، بهاشتباه یکی از داستانهای بسی را بهعنوان روایت زندگی خودش میگوید. اعضای گروه از صداقت و شجاعتِ «او» استقبال میکنند و نینا (ارین کلیمن)، دانشجوی جوان روزنامهنگاری که در جلسه حضور دارد، مجذوب این داستان میشود و الینور را برای نوشتن یک گزارش ترغیب میکند. نینا خودش هم بهتازگی داغی سهمگین تجربه کرده است؛ مرگ تصادفی مادرش. با پیشرفت ماجرا و علاقهٔ پدر نینا، راجر (چیوتل اجیوفور)، خبرنگار تلویزیونی، داستان شکل دیگری به خود میگیرد. پرسش این است که الینور چگونه میتواند حقیقت را پنهان نگه دارد و اگر حقیقت فاش شود چه پیش خواهد آمد؟
فیلم تلاش میکند تماشاگران را از منطقهٔ آسایششان نسبت به موضوعاتی مانند غم بیرون بکشد و نشان میدهد که گاه حتی در موقعیتی ساختگی یا مشکلساز، صداقت و صمیمیتی که پدید میآید میتواند به تسلی بدل شود. این پرسش اخلاقی که آیا «خیانت»ِ ظاهری، اگر در نهایت موجب آرامش گردد، واقعاً خیانت محسوب میشود، با حساسیت و درکی نسبتاً روشن مورد بررسی قرار گرفته است.
نکتهٔ قوت فیلم اجرای درخشان گروه بازیگران است؛ بهویژه جون اسکوئیب که بار دیگر نمایشی برجسته ارائه میدهد و نقشآفرینیاش بهخوبی تعادل میان درد و طنز را برقرار میکند. طنزهای موقعیتیِ فیلم اغلب با کنایههای خوشایند و اجرای استادانهٔ اسکوئیب همراه هستند. متأسفانه فیلم در زمان اکران توجه عمومی زیادی جلب نکرد، اما ارزش دیدن را دارد، بهویژه برای کسانی که با غم دستبهگریباناند و به دنبال راهی برای مواجهه با آناند.
داستان کلیتاً ساده و گاهی صحنهها مصنوعی بهنظر میرسند، و برخی شخصیتها بهاندازهٔ کافی پرداخت نشدهاند؛ مثلاً خط فرعی تنش میان پدر و دختر بر سر فقدان همسر/مادر تا حدی کلیشهای است. با این حال، پرداخت به موضوعاتی مثل تروما، تنهایی، غم و پیری در پایان تا حدی به هم میپیوندد و طنز متن نیز فیلم را برای حدود نود دقیقه تماشایی نگه میدارد و یادآور میشود که سالمندان در اصل همچون دیگراناند، فقط با چینوچروکها و خاطرات بیشتر.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران